کد خبر: 707815
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۳:۲۶
روايت «جوان» از ماجراي عجيب حضور 20 برادر در يك عمليات در گفت‌وگو با رزمندگان گردان اميرالمومنين(ع)
بارها شنيده‌ايم سخن كساني كه مي‌گويند هشت سال جنگ تحميلي تفاوت عمده‌اي با ساير جنگ‌هاي جهان ندارد و مردم خيلي از كشورهاي ديگر هم مثل ما براي دفاع از سرزمين‌شان كشته‌ داده‌اند.
عليرضا محمدي
 اما صرف نظر از آنكه نيت الهي رزمندگان، كليت جهادشان را بالاتر از جنگيدن بر سر خاك يا حتي شرافت انساني قرار مي‌دهد، از حيث رشادت و حماسه‌آفريني عملي نيز برتري‌هاي خاصي در ايثارگري رزمندگان مي‌بينيم. در كجاي دنيا شاهد هستيم كه در يك گردان و طي يك عمليات، 20 برادر (دو به دو) همزمان حضور يابند و از ميان آنها 9 برادر به شهادت برسند؟ در گردان اميرالمومنين(ع) لشكر 14 و طي عمليات كربلاي 5 چنين اتفاق نادري افتاده است. حضور همزمان 20 برادر به خوبي نشان مي‌دهد كه ملت ايران چگونه از تمام هستي و داشته‌هاي خود براي دفاع از كشور اسلامي‌شان بهره مي‌بردند. ابراهيم علومي برادر شهيد محمود علومي، از جمله اين برادران است كه دقايقي با او در خصوص واقعه اخوانيه گردان اميرالمومنين(ع) به گفت‌و‌گو پرداختيم و در اين رهگذر مسعود وفا‌پور از ديگر رزمندگان اين گردان نيز ياري‌رسان ما در گفت‌وگو بود.
 
 

آقاي علومي، قبل از هرچيز نحوه ورودتان به جبهه و خصوصاً گردان اميرالمومنين(ع) را توضيح دهيد.

بنده از هفتم اسفندماه 1362 كه سعادت حضور در جبهه‌ها را يافتم تا ارديبهشت سال 66 به شكل متوالي در جبهه بودم. همزمان با عمليات خيبر به همراه تعدادي از بچه‌هاي شهرمان نطنز به منطقه اعزام شديم و در گردان حضرت ابوالفضل(ع) يك عده ما به گروهان علي اصغر(ع) رفتيم و يك تعدادي هم به گروهان علي اكبر(ع) رفتند. در عمليات خيبر ما نيروي پشتيباني بوديم و در درگيري‌ها ورود نيافتيم. بعد از اين عمليات و در سال 63 قرار شد كه گروهان علي اصغر(ع) از گردان حضرت ابوالفضل(ع) جدا شده و با يك گردان ارتشي ادغام شود. به اين ترتيب مدتي با آن گردان بوديم تا اينكه چند ماه بعد دوباره برگشتيم و اين بار به گردان حضرت اميرالمومنين(ع)‌ لشكر 14 رفتيم. از همان زمان هم افتخار حضور در اين گردان تا انتهاي جنگ نصيبم شد.

گردان اميرالمؤمنين(ع)‌ ويژگي خاصي داشت؟

اين گردان از واحد‌هاي قديمي و اصلي لشكر14 امام حسين(ع)‌ بود. شهيد حاج حسين خرازي روي كادر‌سازي گردان اميرالمؤمنين(ع) اعتقاد خاصي داشت و خصوصاً آنكه حاج محمد سلماني فرمانده گردان ما از رزمنده‌هاي قديمي بود و تجربياتش باعث مي‌شد نيروهاي نخبه‌اي شناسايي و معرفي شوند، طوري كه بعد از عمليات بدر، شهيد خرازي به هر كدام از فرماندهان گروهان گردان حضرت امير(ع) مسئوليت داد و برخي از آنها فرمانده گردان شدند. اميرالمؤمنين چون يك گردان ثابت بود، بچه‌هاي پاي كار و قديمي كم نداشت و اخلاص يكي از ويژگي‌هاي بچه‌هاي اين گردان بود. در يك مورد در تعاقب عمليات والفجر هشت، حول و حوش 15 يا 19 اسفند ماه 1364 بود كه گردان ما به اتفاق يك گردان از لشكر عاشورا و گروهاني از يك لشكر ديگر، تك دشمن براي بازپس‌گيري جاده ام القصر به فاو را ناكام گذاشت و آن‌طور كه رسانه‌ها اعلام كردند توانسته بوديم چيزي در حدود پنج هزار كشته به دشمن تحميل كنيم. من در همين عمليات والفجر‌هشت مجروح شدم، اما بعدها شنيدم كه حاج حسين خرازي با تثبيت عمليات و حفظ دستاوردهايمان در فاو، به جمع بچه‌هاي گردان اميرالمؤمنين(ع) آمده و اين گردان را ذوالفقار لشكر 14 امام حسين(ع) معرفي كرده بود.

چطور شد كه برادرتان شهيد محمود علومي هم به گردان شما آمد؟

موقعي كه محمود مي‌خواست به جبهه برود، زمان اعزام سپاهيان محمد(ص) بود. اما چون من خودم كادر گردان اميرالمؤمنين بودم، مستقيماً ايشان را به نزد حاج‌محمد سلماني فرمانده گردان حضرت امير بردم. آن روزها دل محمود پر مي‌كشيد براي رفتن. خيلي مصر بود حتماً به خط مقدم بيايد و دوشادوش رزمندگان قرار بگيرد. وقتي اصرارش را ديدم هر دو پيش حاج‌محمد سلماني رفتيم. در آن لحظه نيروها مشغول نماز بودند كه به امامت خود حاج‌محمد برگزار مي‌شد. وقتي آقاي سلماني برادرم را ديدند و فهميدند كه طلبه هستند، از ايشان خواستند نماز عصر را به عنوان پيش‌نماز بايستند و محمود هم قبول كرد. بعد قضيه حضورش در جبهه‌ها را مطرح كرديم و به پيشنهاد حاج‌محمد قرار شد محمود به عقيدتي لشكر برود و پيش‌نماز واحد زرهي لشكر بشود. 10 روزي در آنجا بود و وقتي كه بعد از اين مدت سري به محمود زدم، ديدم ناراحت است و مي‌خواهد به خط مقدم بيايد. ديگر تاب ماندن نداشت و بالاخره راضي‌ام كرد تا دوباره پيش فرمانده گردان برويم و به اين ترتيب به گردان اميرالمؤمنين(ع) آمد.

حضور دو برادر توأمان در يك عمليات از سوي فرماندهان منع نمي‌شد؟

بار دوم كه محمود سعي كرد به جمع گردان ما بيايد، چيزي به عمليات كربلاي4 باقي نمانده بود. وقتي حاج‌محمد از تصميم محمود آگاه شد چون من هم در گردان بودم، ايشان حضور دو برادر در يك عمليات را به صلاح ندانست و به محمود گفت در عمليات شركت نكند. محمود در آن لحظات سرش پايين بود. وقتي كه سرش را بلند كرد ديدم به پهناي چهره اشك مي‌ريزد و از اينكه نمي‌تواند در عمليات شركت كند، خيلي ناراحت است. اما همان‌جا از حاج‌محمد قول گرفت كه در عمليات بعدي هر طور كه بشود حضور داشته باشد؛ بنابراين تنها چند روز بعد، پس از عدم‌الفتح در كربلاي4 به آوردگاه كربلاي5 رسيديم. عملياتي كه در آن غير از من و محمود، 18 برادر ديگر نيز در گردان حضرت امير(ع) حضور داشتند و از اين جمع 9 برادر به شهادت رسيدند.

اسامي آن 18 برادر ديگر را به خاطر داريد؟

غير از ما علومي‌ها ( ابراهيم و شهيد محمود علومي)، برادران زماني (مهدي و شهيد رحمت‌الله زماني)، برادران احمدي (عباس و شهيد عليرضا احمدي)، برادران مقدم (حميدرضا و شهيد محمدرضا مقدم)، برادران شاكري( حميد و شهيد مجيد شاكري)، برادران منتخبي، برادران خطيبي، برادران حسن‌پور، برادران ملكي و برادران ابراهيمي هم بودند كه غير از برادران ابراهيمي باقي برادرها يكي‌شان به شهادت رسيد. خوب يادم است كه 8 نفر از اخوان‌ گردان حضرت امير‌المؤمنين(ع) برادر كوچك‌مان به شهادت رسيدند و تنها برادران زماني بودند كه برادر بزرگ‌تر به شهادت رسيد.

تعريف شما از حضور اين تعداد از برادران در يك گردان و يك عمليات چيست؟ يك اتفاق است يا حكايت از نكته‌اي خاص دارد؟

شايدحضور 20 برادر در يك گردان و يك عمليات امر نادري باشد، اما حضور توأمان برادران در كنار هم يا همزمان در جبهه‌ها مسئله‌اي است كه بارها در طول دفاع مقدس اتفاق افتاده است. در همين خانواده‌ ما به غير از من و آقا ابوالفضل اخوي بزرگ‌ترمان و شهيد محمود علومي برادر كوچك‌ترمان، پدرمان هم با اينكه سن و سالي از او گذشته بود بارها در جبهه حضور يافته بود. اصلاً در آن زمان خانواده‌هاي عموماً مذهبي و مستضعف كه انقلاب را از خود مي‌دانستند، هر كاري كه از دستشان برمي‌آمد براي حفظ نظام اسلامي انجام مي‌دادند و به راهي كه انتخاب كرده بودند هم ايمان داشتند. اين‌طور نبود كه وقتي يك برادر به شهادت رسيد، ديگري بگويد دين‌مان را ادا كرديم و تمام! بلكه خودش در جبهه حضور مي‌يافت و خانواده‌ها هم پشتيباني مي‌كردند و اين طور شد كه توانستيم برابر دشمني كه از سوي همه ابرقدرت‌ها حمايت مي‌شد ايستادگي كنيم و شكستش بدهيم. به نظر من اتفاق نادري كه در حضور اخوان‌ گردان حضرت اميرالمؤمنين(ع) افتاد، نماد و شاخصي بود براي ايثارگري عجيب ملت ايران در دفاع مقدس كه اين طور خود را نمايان ساخته بود.

از شهادت اين برادران خاطره‌اي داريد؟

من در لحظه شهادت مجيد شاكري حضور داشتم. ما در مقر لشكر11 عراق بوديم كه گلوله‌اي به پيشاني ايشان خورد و به حالت سجده افتاد. به نظرم دو نفر ديگر هم در همين حالت بودند. چون ما در حال تيراندازي و پيشروي بوديم و شرايط سختي داشتيم، فكر كردم آنها سجده كرده‌اند. دادم زدم: الان كه وقت اين كار نيست بلند شويد. اما وقتي كه خوب به چهره‌هايشان نگاه كردم ديدم صورت اين سه نفر پوشيده از خون فرقشان است و در حالت سجده به شهادت رسيده‌اند.

مسعود وفاپور از رزمندگان گردان اميرالمومنين(ع)

‌آقاي وفاپور شما كه همراه گردان امير در عمليات كربلاي5 حضور داشتيد، چه برداشتي از حضور 20‌برادر در يك گردان و يك عمليات داريد؟

حضور اين تعداد برادر در يك گردان، حتي براي خود ما كه موارد مشابهي را ديده بوديم، جالب توجه بود. اينها در گردان ما شاخص بودند و حتي يادم است يكي از اين عزيزان به دنبال برادر ديگرش رفت و او را از گردان ديگري به گردان حضرت اميرالمؤمنين(ع)‌ آورد. دليلش را پرسيديم كه گفت پدرمان از ما خواسته در كنار هم باشيم. اما من معتقدم كه خواست خدا بود اين 20 برادر مثل واقعه عاشورا كه اباعبدالله الحسين(ع) با حضرت عباس و ساير برادرانشان حضور داشتند، يكجا جمع بشوند و با شهادت خود، عاشورايي ديگر را در صفحه تاريخ به يادگار بگذارند.

نكته‌ خاصي هم از شهادت اين برادران به ياد داريد؟

وقتي كه محمدرضا مقدم به شهادت مي‌رسد، برادر بزرگ او حميدرضا بدون آنكه بداند دارد پيكر برادر را به عقب منتقل مي‌كند براي مدتي طولاني كار حمل او را برعهده گرفته بود. نهايتاً يك جايي مي‌ايستند و متوجه مي‌شود كه آن پيكر متعلق به برادر خود اوست. اما خم به ابرو نمي‌آورد تا باعث تضعيف روحيه سايرين نشود. گردان ما در عمليات كربلاي5 تقريباً يك سوم از نيروهايش را از دست داد و بچه‌هاي زيادي به شهادت رسيدند؛ ستارگاني آسماني كه بوي بهشت را به يادمان مي‌آوردند. در ميان برادران برجاي مانده، از هر كدام بپرسي مي‌گويند كه برادر شهيدمان لياقت شهادت را داشت. حيف بود كه رفتند و حيف‌ بود كه نروند.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار