کد خبر: 707774
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۳
گفت‌وگوي «جوان» با احمد شاكري، داور بخش داستان كوتاه و رمان كتاب سال دفاع مقدس
با معرفي برگزيده‌هاي شانزدهمين دوره جايزه كتاب سال دفاع مقدس دوباره همه توجهات به ادبيات پايداري و دفاع مقدس معطوف شده است.
احمد محمدتبريزي

با احمد شاكري منتقد، نويسنده و يكي از داوران اين دوره جايزه كتاب سال دفاع مقدس درباره كيفيت آثار برگزيده و آينده ادبيات دفاع مقدس گفت‌وگويي انجام داديم كه در ادامه مي‌خوانيم.

چندي پيش جايزه كتاب سال دفاع مقدس برگزار‌شد و شما داور گروه بخش داستان كوتاه و رمان بوديد. به لحاظ كيفي از آثار برگزيده و تقدير شده چه ارزيابي داريد؟

با توجه به تأخير صورت گرفته در برگزاري جايزه كتاب سال دفاع مقدس، در داوري آثار اين دوره كتاب‌هاي سه سال مورد ارزيابي قرار گرفت. براي بررسي كيفي بايد روي چند محور تمركز كرد و نخست بايد داستان كوتاه با رمان را مقايسه كنيم. با وجود اينكه تجربه داستان كوتاه‌نويسي در كشورمان قديمي‌تر و غني‌تر از رمان‌نويسي است ولي به نظر مي‌رسد چاپ مجموعه مستقل در مورد دفاع مقدس تا حدود زيادي نقطه ضعف داستان كوتاه به ويژه در حوزه ارائه و نشر است. مخاطباني كه علاقه‌مند به حوزه داستان دفاع مقدس هستند اگر بخواهند قالب داستان كوتاه را دنبال كنند كمتر با مجموعه‌ داستان‌هاي اختصاصي در مورد دفاع‌مقدس روبه‌رو مي‌شوند. اين موضوعي معني‌دار در اين حوزه است و بايد تمهيدي برايش در نظر گرفت. اين امر گوياي اين است كه داستان كوتاه در كشور غني‌تر و فني‌تر از داستان بلند است ولي نويسندگان معدودي به صورت حرفه‌اي راجع به دفاع مقدس داستان كوتاه مي‌نويسند.

به نظرم انتشار مجموعه داستان با موضوع دفاع مقدس به نحو جدي‌تري مي‌تواند فضاي ذهني مخاطب را شكل دهد؛ يعني كسي كه مي‌خواهد در اين حوزه كار كند اگر بتواند مجموعه داستاني را در اين زمينه منتشر كند از دامنه نفوذ بيشتري برخوردار خواهد بود. همانطور كه پيش از اين اشاره شد ما در حوزه رمان تجربه غني پرباري در ساختار، تكنيك روايي و گنجاندن مضامين عالي در اين ساختار نداريم. چيزي كه در اين دوره شاهدش بوديم تا حدود زيادي استفاده از خاطرات و تبديل خاطرات خام به سطوحي از داستان خلاقه بود كه در آثاري مثل «درد» يا «هاك» مشاهده كرديم. اين دو داستان تقدير شده، زندگي واقعي شخص و اشخاصي را سوژه اصلي‌شان قرار دادند. به هرحال ادبيات ما در دوره‌اي بايد از مستندنگاري بگذرد و به دامنه ادبيات خلاق برسد. اين راهي است كه اگر بخواهيم به ادبيات ناب برسيم بايد از آن عبور كنيم. الان در مرحله مستند‌نگاري قدمهاي خوب و بلندي برداشته شده است. آثاري كه مربوط به تاريخ دفاع مقدس و خاطرات حاضران در جنگ منتشر مي‌شود در سطح خودشان خوب و لازم هستند و بايد حفظ شأن كرد اما با ادبيات ناب فاصله دارند. ما بايد خودمان به حدود و ثغور خلاقيت و جوانبش برسيم كه يكي از راه‌هايش استفاده از خاطرات و تجربيات براي داستاني كردن است. قدم‌هايي برداشته شده و دو كاري كه معرفي شد در همين راستاست ولي به نظر مي‌رسد ما تا جريان نقد قوي، فني و تأثيرگذار در كشور نداشته باشيم اين قدم‌ها كامل‌كننده‌ نخواهد بود. اگر هم باشد سرعت ما در طي مسير بسيار كند و پر خطا و اشتباه خواهد بود.

در ليست برگزيدگان همچنان نام‌ نويسنده‌هاي شناخته‌ شده به چشم مي‌خورد. آيا ورود نسل جديدي از نويسندگان حوزه دفاع مقدس شكل گرفته است؟

نبايد اين را فراموش كنيم كه ادبيات ريشه در تجربه دارد. وقتي شما از حوزه دفاع مقدس صحبت مي‌كنيد يكي از اركان نوشتن در اين حوزه، تجربه غني است. برخي از نويسندگان اين حوزه مستقيم در جنگ حضور داشته‌اند كه تجربه‌شان را غني‌تر از ديگران مي‌كند. عامل ثبات و پيشه گرفتن برخي نويسندگان مي‌تواند همين موضوع باشد. همه مي‌توانند با درك زمان حال تجربياتشان از موضوعات اجتماعي را غني كنند اما در حوزه دفاع مقدس اينگونه نيست و نويسندگاني كه دفاع مقدس را درك نكرده‌اند يك گام از كساني كه در آن فضا و حال و هوا بوده‌اند عقب‌تر هستند. البته اين قابل جبران است. اگر آثاري فعلي نويسندگان باتجربه و شناخته‌شده دفاع مقدس را با آثار قبلي‌شان مقايسه كنيد مي‌بينيد آثار فعلي رو به جلو نيستند. به نظرم نويسندگان نسل اول انقلاب و دفاع مقدس كارهاي خوبشان را در دهه 60 و 70 انجام داده‌اند.

نسل جديد داستان‌نويسان ما بيشتر از اينكه وامدار تجربه باشد، وامدار فرم است. نسل جديد ما از كلاس‌هاي داستان‌نويسي بيرون مي‌آيد و بيشتر از اينكه براي مخاطب عام بنويسند براي كساني كه در محفلي كه او هستند حضور دارند و منتقدش هستند مي‌نويسند. چنين فاصله‌اي بين ادبيات تدريس شده و تجربي وجود دارد. البته در دوره كنوني بايد ناگزير به آموزش توجه كنيم و بايد توجه داشته باشيم تئوري‌هاي وارداتي يا نگاه شيفته به غرب و ترجمه‌اي گاهي از اوقات نويسندگان‌مان را از متن جامعه‌شان دور مي‌كند. يعني دغدغه انسانِ بي‌هويتِ تكنيك‌زده غربي را وارد داستاني مي‌كند كه فضايش مربوط به ايران اسلامي است. بايد مراقب اين موضوع بود. با اين وجود طيفي از نويسندگان جديد هستند كه به لحاظ تعداد، كميت و همت قابل مقايسه با نويسندگان دهه 60 نيستند. الان تقريباً در تمام شهرهاي بزرگ و كوچك محافل متعدد داستان‌نويسي است و حركتي كه در زير اين بستر به ظاهر آرام وجود دارد، بسيار حركت عظيمي است. پيش‌بيني اين است كه در دهه‌هاي آتي نه تنها يك قطب، بلكه قطب‌هاي متنوع و مختلف ادبي در كشور داشته باشيم. آسيبي كه وجود دارد به واسطه كمبود پژوهش و نقد است. رگه‌هايي از ديد سياه، پوچ‌انگار در خيلي از آثار وجود دارد. ممكن است نتوان آنها را جزو ادبيات سياه شبه مطلق قرار داد ولي نشانه‌هايي در جهان‌بيني آثار ديده مي‌شود كه براي ادبيات دفاع مقدس مناسب نيست. اين آسيبي احتمالي با خود تهديد به همراه دارد. داوري‌هايي كه در سطح كتاب سال مي‌شود بسيار بايد به اين مولفه‌ها حساس باشند. گذر از اينها و معرفي احتمالي آثاري كه رگه‌هايي از سياه‌انديشي دارند به شدت مي‌تواند به نويسندگان نوقلم الگو و جهت دهد.

مؤلفه‌هايي كه نويسندگان جوان در كتاب‌هايشان طرح مي‌كنند چه تفاوتي با مؤلفه‌هاي طرح شده نويسندگان نسل‌ اول ادبيات دفاع مقدس دارد؟

نسل جديد چون جنگ را تجربه نكرده و مي‌خواهد كار داستاني خلاق انجام دهد الگويش را كارهاي موفق در اين زمينه قرار مي‌دهد. بدنه ادبيات دهه 60 با مهر و انگ سفارشي، تبليغي و دولتي بودن تضعيف شد و ادبيات دگرانديش و سياه انگار در حوزه ادبيات دفاع مقدس ادبيات پيشرو دهه 70 بود و اين كار را نهادهاي منتسب به نظام انجام دادند. هر چند جريان شبه‌روشنفكري هر گونه ادبيات دگرانديش را ادبيات ناب مي‌شمرد ولي متأسفانه تحليل‌هاي غلطي وجود دارد كه برخي از نويسندگاني كه نسبت به ارزش‌ها عقبگرد كرده‌اند نويسندگان پيشرو قلمداد مي‌كند. با اين تصويري كه جريان‌هاي ادبي براي ادبيات دفاع مقدس ساخته‌اند و ادبيات دگرانديش را در صدر نشانده‌اند، باعث مي‌شود نويسنده جواني كه مستقيماً با دفاع مقدس مرتبط نيست و تجربه ندارد از آثارشان الگو بگيرد. حتي داستان‌هايشان خيلي با خاطراتي كه در اين زمينه نوشته مي‌شود مرتبط نيست. اينها وام‌گيري‌شان از كارهايي است كه در آن نگره‌هاي سياه و تلخ وجود دارد. متأسفانه الان در مورد نويسندگان جوان مفهوم ادبيات درباره داستان دفاع مقدس با مفهوم دگرانديشي آميختگي پيدا ‌كرده است. البته اين اميد هست كه جريان خاطره‌نگاري با كتاب‌هايي مثل «من زنده‌ام» و «پايي كه جا ماند» بتواند الهام‌بخش نويسندگان جوان باشند و متن تجربه قدسي را در حوزه ادبيات بكشانند.

با اين حساب آيا چشم‌انداز پيش‌روي ادبيات دفاع مقدس را روشن مي‌بينيد؟

اين چشم‌اندازه مطلق نيست و به برنامه ما بستگي دارد. به نظر من مراكزي مثل حفظ آثار بايد خيلي بيش از اين كار كنند. متأسفانه با تحليل غلطي كه برخي به ويژه در دهه 80 نسبت به اين مجموعه‌ها داشتند اين مجموعه‌ها را پشتيبان ادبيات سفارشي، دولتي و گلخانه‌اي تلقي ‌كردند. اين مجموعه‌ها الان نسبت به كاركرد خودشان عقب نشسته‌اند و ما در دهه‌هاي 70 شاهد فعاليت چشمگير‌تر و پررنگ‌ترشان بوديم. مجموعه‌هايي مثل حفظ آثار و سازمان هنري و ادبيات خيلي در لاك خودشان فرو رفته‌اند و از وظايف اصلي‌شان و محوريتي كه مي‌توانند در اين حوزه داشته باشند فاصله گرفته‌اند. متأسفانه برخي تحليل‌هاي غلط هم به اين وضعيت دامن مي‌زند. برخي از نيروهاي متعهد با تحليل‌هاي غلط اين سازمان‌ها را از اينكه در حوزه ادبيات كار حمايتي انجام دهند، نهي مي‌كنند. آينده را كار و تلاش ما مي‌سازد. متأسفانه ما امروزه براي كليت ادبيات دفاع مقدس هيچ سند مشخصي نداريم كه مي‌خواهيم به كجا برسيم و در كجا قرار داريم. تصميم‌ها عموماً مقطعي است و نگاه كلان و آينده‌نگر وجود ندارد. عمده برنامه ما به برگزاري جشنواره‌ها خلاصه مي‌شود. پس آموزش جريان نقد و پژوهش چه مي‌شود؟ با اين وضعيت ممكن است خطرات بر ما چيره شود و آسيب‌ها مانع پيشرفت شوند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار