
بعد از گذشت يك سال بار ديگر برگزاري جشنواره شعر با حواشي روبهرو شد؛ جشنوارهاي كه روز گذشته با انتخاب کتاب «روی جاده ابریشم شعر» سروده مرحوم «محمد قهرمان» به عنوان برگزیده به كار خود پايان داد. اينبار نه حضور يك شاعر ضد انقلاب بلكه انصراف چند شاعر نامزد جايزه، نهمين دوره جشنواره شعر را به حاشيه كشاند. علت اين حاشيهها را بايد در دلايل انصراف اين شاعران جستوجو كرد.
سال گذشته عبدالجبار كاكايي دبير جشنواره شعر فجر بود. هشتمين دوره اين جشنواره تنها به يك دليل در معرض توجه رسانهها قرار گرفت و آن هم دعوت از شاعري به نام «يدالله رؤيايي» بود.
سرنوشت رؤيايي دوره هشتميدالله رؤيايي سالهاست در خارج از كشور زندگي ميكند و جز براي افرادي كه شعر را به صورت حرفهاي دنبال ميكنند، چهره شناخته شدهاي بهشمار نميرود. به همين خاطر زماني كه خبر دعوت از اين شاعر منتشر شد كه گفته ميشود در شعر حجم تخصص دارد، كسي ابتدا توجهي به آن ننمود اما بعد از آن بود كه سوابق رؤيايي در سرودن اشعار موهن نسبت به امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي باعث شد تا حضور يا عدمحضور اين شاعر ضدانقلاب در جشنواره شعر انقلاب سؤالهاي زيادي را ايجاد كند. البته دبيرخانه جشنواره تلاش كرد ابتدا بر موضع خود كه دعوت از اين شاعر بود، پافشاري كند و آن را نشانهاي از چند صدايي در شعر فجر بداند اما با روشن شدن ابعاد تازهتري از نحله فكري يدالله رؤيايي و فشار رسانهها، در نهايت با عقبنشيني جشنواره و با رأي شوراي سياستگذاري هشتمين جشنواره شعر فجر، دعوت از رؤيايي پس گرفته و حضور وي منتفي اعلام شد.
دوره نهم، دوره تعارضبا توجه به آنچه در دوره هشتم جشنواره شعر فجر گذشت، وزارت ارشاد ترجيح داد به جاي كاكايي از شاعر ديگري استفاده كند. اسماعيل اميني گزينه مدنظر جنتي بود. اميني از نظر ديدگاههاي فكري در جبههاي كه كاكايي قرار دارد، تعلق نداشت. به اين ترتيب جشنواره نهم در دست گروه ديگري از شاعران قرار گرفت كه از آنها به عنوان شاعران انقلاب اسلامي نيز ياد ميكنند. وزير ارشاد در حكم انتصاب اميني نوشت: «نظر به پيشنهاد معاونت امور فرهنگي و سوابق و تجارب ارزنده جنابعالي در زمينه شعر و ادبيات فارسي به اين سمت منصوب ميشويد. مقتضي است براساس وظايف مندرج در آييننامه جشنواره بينالمللي شعر فجر، اقدامات لازم را به انجام رسانيد.» اسماعيل اميني نيز دست به تغييراتي در جشنواره شعر فجر زد.
ويژگيهاي اين دوره از جشنواره شعر فجر سيدعباس صالحي، معاون فرهنگي وزارت ارشاد درباره اين تغييرات ميگويد: «جشنواره شعر فجر امسال چند خصوصيت متمايز و متفاوت نسبت به دورههاي گذشته داشت. نكته اول اين دوره آن بود كه تمركز جشنواره امسال روي كتاب بود؛ در سالهاي گذشته هم اين مسئله طرح شده بود كه شايد به تنهايي، فراخوان دادن براي دريافت يك شعر يا چند شعر از يك شاعر، براي داوري كفايت نكند.» صالحي ميافزايد: «ويژگي دومي كه جشنواره شعر فجر امسال پيدا كرد، اين بود كه محفلهاي شعرخواني شهرستاني ما وسعت بيشتري يافت. هرچند هنوز در گام نخست آن هستيم. به نظر ميرسد براي جشنواره شعر فجر بعدي، خيلي سريعتر بايد شروع كرد. به گونهاي كه شعر فجر در كل ايران - حداقل مراكز استانها و شهرستانها- به موقعيتي تبديل شود براي تبادلي ادبي، ميان شاعران منطقهاي و استاني و شاعران مناطق ديگر، از جمله تهران. فرصت برگزاري محافل در طول جشنواره شعر فجر، عملاً بستري است براي تعامل زباني و مضموني شاعران با همديگر؛ در اين ميان، شعر ايران، فرصتي براي تأمل و تعمق بيشتر مييابد و در مجموع، گسترش يافتن اتفاق محافل شعر فجرِ امسال در برگزاري اين جشنواره شعر، قدم بزرگي رو به جلو است.»
وي ميگويد: «نكته سوم كه بايد به آن اشاره كنم آن است كه جشنواره شعر فجر عنوان «بينالمللي» را داشت، اما پيش از اين، در ادوار مختلف در اين حد محدود بود كه برخي از شاعران غيرايراني - بعضاً هم نهچندان مشهور و مهم و مؤثر در جريانات ادبي كشورهاي متبوعشان- فرصت آن را بيابند تا به ايران آمده و در كشور ما، در ذيل جشنواره شعر فجر شعرخواني كنند. اما امسال اتفاقي كه در حضور شعر ايران در افغانستان، عراق و جمهوري آذربايجان افتاد، زمينهاي را براي انتقال زبان و مفاهيم مضموني شعر ايران به كشورهاي ديگر پديد آورد. من معتقدم تنوع زباني و قومي ايران، به ما فرصت ميدهد در محيطهاي مختلف بتوانيم حضور داشته باشيم و از طريق شعر زبان گفتوگو با محيط پيرامونيمان پيدا كنيم.» اما با همه نكات مثبتي كه معاون فرهنگي درباره دوره نهم جشنواره بر ميشمرد، باز هم اين جشنواره دچار حاشيه شده است.
انصرافهايي براي به حاشيه بردن جشنواره با اعلام دبيرخانه جشنواره شعر فجر «آوازهاي فرشته بيبال» سروده محمدشمس لنگرودي از انتشارات نگاه، «باغ در حصار مصائب» سروده عليرضا رجبعليزاده كاشاني از انتشارات شهرستان ادب، «تيترهاي درشت سياهترند» مجموعه شعر عليرضا عباسي از انتشارات مرواريد، «روي جاده ابريشم شعر» سروده محمد قهرمان از انتشارات جمهوري، «شجره نامه يك جن» سروده عليرضا بديع از انتشارات فصل پنجم و «ضد» سروده فاضل نظري از انتشارات سوره مهر به عنوان نامزدهاي نهمين دوره جشنواره شعر فجر معرفي شدند. بعد از اين اعلام بود كه دو تن از شاعران طي نامههاي جداگانهاي از جشنواره كنارهگيري كردند. ابتدا شمس لنگرودي و سپس عليرضا عباسي انصراف خود را از جشنواره اعلام كردند. عليرضا عباسي در متن ارسالي خود اشاره كرده است كه نميخواهد جايزه دولتي بگيرد!
گمانههايي براي انصراف علت كنارهگيري ناگهاني دو شاعر از جشنواره شعر چه ميتواند باشد؟ آيا شمس لنگرودي كه در پيامش خواستار فرصت دادن به جوانها شده است، نميتوانسته تا قبل از ارزيابي كتابش اين كار را بكند و فرصت حضور را از همان ابتدا به شاعران جوان بدهد؟ آيا عليرضا عباسي نيز نميدانسته كه جشنواره شعر فجر جشنوارهاي دولتي به شمار ميرود و جايزهاش نيز دولتي است؟! يا اينكه شاعر كتاب خود را در حد و سطح رسيدن به جمع آثار برتر نميدانسته و حال با توجه به اينكه كتاب امكان جايزه گرفتن دارد يادش افتاده است كه نبايد جايزه دولتي بگيرد؟! از اين گزينهها كه بگذريم نوبت به گزينه اصليتر ميرسد. چطور ميشود به جشنواره ضربه زد؟ بهترين كار اين بود كه تا مرحلهاي از جشنواره بالا آمد و در آنجا با اعلام انصراف جشنواره را در معرض عملي انجام شده قرار داد تا احتمالاً به حيثيت دوره نهم و دبير جشنواره كه سمت و سوي فكرياش با اين شاعران يكي نيست، ضربه وارد شود. اگر اين جشنواره از سوي يك سفارتخانه اروپايي برگزار ميشد هم آيا فرصتي به شاعران جوانتر داده ميشد و جايزه گرفتن از دولت عار بهشمار ميآمد؟! پاسخ بسياري از اين سؤالها ميتواند منفي باشد.