براي بررسي نقش روحانيت در دوران انقلاب و دفاع مقدس، ولايتمحوري و همچنين نقش تبليغي و نقش رزمي روحانيت در آن دوران با حجتالاسلام والمسلمين محمدنقي زحمتكش مسئول حوزه نمايندگي وليفقيه ناحيه قدس سپاه تهران بزرگ به گفتوگو نشستيم كه تقديم حضورتان شود.
نقش روحانيت در صحنههاي گوناگون انقلاب را چطور ارزيابي ميكنيد؟
در اين خصوص بايد بگويم كه هيچ واقعه سازندهاي رخ نداده است، مگر اينكه روحانيت از پرچمداران آن باشند. از اول خلقت عالم هم همينطور بود. خاتمالانبيا كه يك شخصيت روحاني بود با همه سختيها ساختند و كار اسلام را پيش بردند. يا روحاني برجسته عالم هستي كه امام حسين(ع) است، زير سم اسبها رفتند، اما اعتلاي دين را داشتند. سيدالشهدا(ع) قيام كرد و قيام امام بعد از اينكه اضمحلال دين قطعي شد، خلفا به اسم خليفهالنبي آمدند در مقابل دين ايستادند. سگ بازي ميكردند. شرابخواري ميكردند و همه رئوس دين را گردن ميزدند. ديگر سيدالشهدا چارهاي نداشت و به عنوان يك روحاني عالم هستي، منتخب باري تعالي، قيام كرد. اولين قيام در تداوم عاشورا نيز 40 ـ 50 روز بعد از شهادت سيدالشهدا اتفاق افتاد و همچنان ادامه دارد. تا زمان امامخميني قطبالعرفا كه همه در سن كهولت دنبال عزلتنشيني هستند، اما امام قيام كردند. روحانيون هم همواره در صدر جنبشهاي مردمي عليه رژيم طاغوت بودند. نقش روحانيت در تمام صحنههاي انقلاب ثابت شده است و بايد اين مسئله در بين مردم تبيين شود.
احياي«اسلام ناب محمدي» تعريف حضرت امام از انقلاب بود، تحليل شما از اين مقوله چيست؟
امام(ره) شخصيتي است كه از امام حسين(ع) الهام گرفتند و حركت كردند و چه انقلابي هم كردند. امام به گردن دين حق پيدا كردند. ما نميتوانيم بگوييم نقش امام در احياي دين نقش كمرنگي است. امامخميني بلاتشبيه فرزند سيدالشهداست و همان حقي كه سيدالشهدا بعد از رحلت پيامبر بر گردن دين پيدا كردند، امامخميني نيز در عصر جديد با احياي اسلام ناب محمدي دارند.
36 سال پيش امامخميني بر گردن دين حقي پيدا كردند. امام شخصيتي است كه احياي دين كرد. حيات مجدد به دين داد. علم را برداشت و به پيروي از ايشان علما، انقلابيون و مجاهدين و مبارزان فيسبيلالله هم بلند شدند. از اين رو انقلابي صورت گرفت كه عالم را تكان داد.
احساس براي شروع نهضت انقلاب يا به تعبير ديگر احياي دين از كجا در نظر حضرت امام شكل گرفت؟
قيام امام قيام محققانه، جهادي و ايثارگرانهاي بود. امامخميني (ره ) حياط خلوت امريكا و اسرائيل را منهدم كرد. از اين رو همه فقها جانباز انقلاب و مجاهد انقلابند. امام آنجا كه احساس كرد كه چيزي از دين باقي نمانده است، قيام نمود. امام سال 1342 گام اول قيام را برداشت و تبعيد شد. در ادامه علما و روحانيون حركاتهايي انجام دادند. بزرگان و كوچكترين عضو روحانيت در انقلاب نقشآفرين بودند. الان هم روحانيت در مقابل همه سختيها ايستاده است و در اوج عزت زندگي ميكنند. روحانيت به عنوان فرزند اسلام، شاگرد محمدبنجعفرالصادق، امام، فرزند انقلاب و فرزند رهبري سوپاپ اطمينان جامعه هستند.
از نقش روحانيت در دفاع مقدس و 10ساله جنگ بفرماييد.
روحانيت موتور محركه انقلاب و جنگ تحميلي بود. روحانيت براي اينكه به مردم و انقلابيون و مجاهدين فيسبيلالله كه در جنگ بودند روحيه بدهد، عمامه به سر، روي خاكريزي كه در تيررس دشمن بود ميايستاد و شروع به خواندن خطابه ميكرد. آيات جهاد را ميخواند، روايات سيدالشهدا(ع) را ميخواند. روحانيت ما در جنگ هم موضوعيت داشتند و هم طريقت و هدف را معين ميكردند.
ما در جنگ شاهد حضور روحانيوني بوديم كه به عنوان بسيجي آمده بودند و حاضر نميشدند. فرمانده گردان و گروهان شوند. شيخعلي زاهدي روحاني تركزبان، متدين، فاضل و مجاهد يكي از اين روحانيون بود. ما از اين دست روحانيون كم نداشتيم. هر گاه پنج موشك آرپيجي باقي ميماند، بچهها را صدايش ميكردند و ميخواستند كه ايشان آرپيجي را بزند، زيرا مطمئن بودند كه حاجآقا زاهدي با اين پنج موشكهاي حداقل پنج تا تانك را زمينگير ميكند. در عمليات ديگري فتح اتفاق افتاد و تانكهاي زيادي از دشمن در منطقه به جا ماند به غنيمت، همين روحاني تندتند ميرفت تانكها را ميآورد اينور خط تا دشمن تانكها را نزند. به ديگران هم ميآموخت و آموزش ميداد.
از روحانيون مجاهد كم نداريم، ميتوانيد نمونههايي از اين بزرگواران مجاهد نام ببريد؟
در اينجا بايد از شهيد قنوتي و شهيد اوسطي ياد كنيم، روحانيوني كه سپر جنگ بودند. شهيد اوسطي اسير شد و در اسارت زير شكنجه، حاضر نشد به امامش اهانت بكند. اوسطي در زير شكنجه شروع كرد به مناجات كردن. عراقيها از سر زانو ايشان شروع كردن به تيرزدن، همه اين وحشيگريها براي اين بود كه ساير اسرا را به رعب بيندازند.
دشمن ميخواست ايشان را به زانو در بياورد، چون نماينده اسلام معرفي شده بود، ميخواستند به گمان خودشان اسلام را به زانو در بياورند، چون ميدانست روحانيت مورد محبت قلبي اسراست. همينطور به ايشان شليك ميكردند اما او در آن شرايط هم در حال توجيه سياسي و ديني بود.
شهداي روحاني هرگز فراموش نميشوند. اوسطي موتور محركهاي شد تا اسرايي كه سالها در زندانهاي بعثيها بودند سالها از شهيد اوسطي ميگفتند و مشقت آن سالها را تحمل ميكردند. اين نقش بيبديل و بينظير روحانيت است كه در انسانهايي چون قنوتي اوسطي و... پديدار شد.
فعاليت تبليغي روحانيون در دفاع مقدس نكتهاي غيرقابل كتمان است، نقش روحانيت در اين خصوص چه بود؟
اعزام نيروها به جنگ و جهاد از ديگر اقدامات روحانيون بود. روحانيتي كه زيردست بسيجي و فرماندهان 20ساله خدمت ميكردند. ما در جنگ فرماندهان جواني داشتيم كه علما از آنها تبعيت ميكردند. فرماندهان جواني كه جنود خميني كبير بودند و بيبديل.
روحانيون همزمان با توجه به جهاد اكبر در جهاد اصغر شركت ميكردند و به توحيد توجه داشتند. در اوج فقاهت يك رزمنده ساده بودند. مانند مرحوم آيتالله حاجشيخجواد تبريزي با آن كهولت سنش، در خط مقدم حاضر ميشدند. رزمنده ساده يك آرپيجيزن، يك لودرچي، يك خدمه تانك ميشود. روحانيت نقش هدايت جامعه را دارند، بدون عصمت و تحتتأثير عصمت ائمه قرار گرفتند و هادي قاطبه مسلمين شدند. نامه امام به گورباچف براي هدايت بشر نوشته شد نه فقط براي مسلمانان. نامه رهبر عزيزمان براي جوانان اروپا كه نوشته شد براي هوشيار باش بود. امام خامنهاي به جوانان اروپا توجه دادند كه اسلام را از منظر خودتان ببينيد نه از طريق آنها كه اسلام را برايتان تعريف ميكنند. آقا نقش جهاني دارند و در راستاي همان خط پيامبر اكرم(ص) حركت و عمل ميكنند.
روحانيت نقش بيبديلي در دفاع مقدس داشتند، اما آيا جنگ هم تأثيراتي روي اين قشر داشته است؟
روحانيت يك مدت مديدي آيات جهاد را در منابر ميخواندند. روايات را در منابر ميخواندند، كلمات سيدالشهدا را در منابر ميخواند. اما در انقلاب و جنگ، ميدان عملي بود و زميني براي تمرين اين موضوع كه آيا آنها هم اهل عمل هستند؟ آيا جهاد و شهادت و جانبازي را ميپذيرند؟ در دفاع مقدس روحانيون همان آيات جهاد را روي خودشان تمرين كردند و متوجه شدند كه چقدر اهل عمل هستند. آنها در عمل اين را به اثبات رساندند كه خون روحانيت بايد در زير درخت دين ريخته شود.