گاهي سؤال ميشود با اينكه تنها دو هفته از كربلاي4 ميگذشت براي رزمندهها سخت نبود دوباره يك عمليات سخت و سنگين انجام دهند (عمليات كربلاي5). در جواب بايد گفت رزمندهاي كه آمده براي شهادت به اين مسائل فكر نميكند. كسي كه براي مال دنيا آمده به او ميگويند به تو پول بيشتري ميدهند بمان و اين كار را بكن. ولي جواني كه عاشق شهادت است و با فرهنگ شهادت آمده هيچ كاري برايش سخت نيست. سيد محمد كدخدا با مهدي زارع خيلي رفيق بود. وقتي در كربلاي4 مهدي زارع زخمي ميشود و پيكرش در منطقه جا ميماند، سيدمحمد كدخدا ميگويد هر كس ميخواهد با شهيد زارع عكس بگيرد بيايد. بعد از آن هر چه فرمانده ايشان آقاي رودكي ميگويد تعدادي از شما به مرخصي برويد بچهها ميگويند ما مرخصي نميرويم و بايد با آقاي زارع برويم. چون جسد مطهر شهيد در كربلاي4 نزديك عراقيها مانده بود، سيدمحمد كدخدا آنقدر ماند تا در آخر جنازه هر دو شهيد را با هم تشييع و دفن كردند.
كار ما سخت و مشكل نبود. اتفاقاً در جنگ ما، برعكس تمام ارتشهاي دنيا كه تلاش ميكنند مردم را تشويق و ترغيب كنند تا بتوانند جمعيت را به جبهه بكشانند ما بايد تلاش ميكرديم كه بچهها را حساب شده به جلو بفرستيم. طوري جلو نرويم كه خداي ناكرده تلفاتمان زياد شود. بچههاي ما عاشق اين بودند كه هر چه زودتر عمليات شود و بتوانند وظيفه خود را انجام دهند. سؤال ميكردند كه با اين سرعت آيا انجام عمليات حساب شده هست و برنامهريزي دارد؟ خدا شهيد خليل مطهرنيا را رحمت كند كه مسئول عمليات ما بود. وقتي به او گفتم ما بايد در اين منطقه عمليات كنيم ميگفت من بچهها را همينطوري جلو نميبرم. اول بايد خود بروم و به سنگر عراقيها دست بزنم و برگردم تا بتوانم بچههاي مردم را جلو ببرم. شب داخل آب رفت و آب تا سينه او آمد. بيسيم و وسايل هم به كولش بود. گفتم ارتباطت را با من قطع نكن، خيلي نگران بودم. ابتدا كه راه افتاد ارتباط داشتيم ولي چند لحظه بعد ارتباطش قطع شد. چند ساعت طول كشيد تا سمت خاكريز عراقيها رفت و برگشت. در اين مدت من خيلي نگران و بيتاب بودم. به او گفتم لااقل يك صدا و علامتي ميدادي. گفت قسم ميخورم دستم ديگر توان اينكه روي بيسيم فشار بدهم و صحبت كنم را نداشت. دستم كه بيرون آب بود خشك شده بود. قسمتي كه در داخل آب بود گرمتر از قسمت بيرون آب بود. باد ميآمد و رطوبت آب حالت يك كولر درست ميكرد. بچهها اينطوري سختي كار را به جان ميخريدند و خدا هم نصرت و پاداش آن را بهشان داد.
*فرمانده لشكر33 المهدي در دفاع مقدس