قبل از معرفي كتابها بايد عرض كنم كه فعاليت در بسيج فرد را نسبت به اجتماع و نظامش مسئوليتپذير شكل ميدهد. بسيجي نميتواند نسبت به دشمنان داخلي و بيروني بيتفاوت باشد و از راههاي گوناگون نظير چاپ مقاله و كتاب با هجوم بيرحمانه آنها نسبت به دين و انقلاب مقابله ميكند. بر همين اساس من احساس كردم در كنار فعاليتهايي جهت بصيرتافزايي مردم استان خود ميتوان كتابهايي را هم گردآوري كرد كه در افكار عمومي اثر داشته باشد. اولين كتاب من با عنوان «نگاهي به زندگي و سيره مقام معظم رهبري» است كه در آن تلاش شده تا به شبهاتي پيرامون زندگي معظم له و نوع مديريت ايشان در مقاطع مختلف زماني از جمله فتنه 88 بپردازيم. اين كتاب بيش از 10 هزار نسخه از آن به فروش رسيده است.
دومين كتاب با عنوان «نوري كه راه آسمان پيش گرفت» درباره زندگي شهيد شوشتري است كه زحمات زيادي براي مردم و انقلاب كشيده است و پس از جنگ هم زحمات فراواني براي ايجاد وحدت بين شيعه و سني كشيده است. سومين كتاب «جوان از منظر نهجالبلاغه» است كه با توجه به تأكيدات حضرت آقا مبني بر سبك زندگي و بايستههاي زندگي جوان مسلمان تلاش شده به پيوند نگاه ايشان با حضرت امير (ع) پرداخته و نهايتاً جوان بسيجي و آرماني را تشريح كنيم. چهارمين كتاب هم كه هنوز انتشار نيافته در مورد ماهواره و جوان ايراني است.
آقاي پورملائي! نگاه يك بسيجي به ماهواره چگونه است با توجه به اينكه كشورهاي غربي هزينه زيادي جهت فراگير شدن اين وسيله ارتباط جمعي در ايران كردهاند؟!
همانطور كه مطلع هستيد نظام سلطه پس از آنكه نتوانست در مواجهه نظامي با جمهوري اسلامي ايران موفق باشد تلاش كرد تا از در ديگري به نام «استحاله اعتقادي- فرهنگي» مردم، تقابل خود با ايران را كليد بزند. شايد بتوان تأثيرگذارترين ابزار دشمنان در اين رابطه را ماهواره دانست، ابزاري كه ميتوان در مقطع زماني مشخص افكار، انديشه و باورهاي مردمي را به سمتي خاص هدايت كند. بايد پذيرفت دسترسي آسان به ماهواره شيوع بيشتر آن در سطح جامعه اسلامي ما را به دنبال داشت لذا بر آن شدم تا من باب وظيفه شرعي و با توجه به آگاهي از خطرات خانمانسوز ماهواره اشارهاي كوتاه به اهداف دشمنان از ترويج و گسترش شبكههاي ماهوارهاي داشته باشم شايد مورد توجه جامعه هدف يعني خانوادههاي محترم و جوانان عزيز قرار گيرد.
نگاه رهبري در اين حوزه چقدر مورد توجه شما قرار گرفته است؟
رهبري در تيرماه 1371 در توضيح راهبرد غربيها بيان ميفرمايند: «عدهاى، سازندگى را با ماديگرايى، اشتباه گرفتهاند. سازندگى چيزى است، ماديگرايى چيز ديگرى است... امروز عدهاى به اسم سازندگى خودشان را غرق در پول و دنيا و مادهپرستى مىكنند. اين سازندگى است؟... كارى كه دشمن از لحاظ فرهنگى مىكند، يك «تهاجم فرهنگى» بلكه بايد گفت يك «شبيخون فرهنگى» يك «غارت فرهنگى» و يك «قتلعام فرهنگى» است. امروز دشمن اين كار را با ما مىكند».
مقام معظم رهبرى در ديدار روحانيون و مبلّغان، در آستانه ماه محرم تاريخ 5/۱۱/84 هم ميفرمايند: عوامل استكبار، امروز فيلم بد درست ميكنند، نوار بد درست ميكنند، حرفهاى بد درست ميكنند، شعر بد ميگويند، داستان بد مينويسند و اين همه را، در داخل كشور، بين نوجوانان، جوانان و مردم عادى پخش و منتشر ميكنند يا از طريق ماهواره، رواج ميدهند. اين مورد اخير- ماهواره- واقعاً گنداب فسادى است كه تيرهاى زهرآگين خود را به سمت ملتها و كشورها هدفگيرى ميكند... مسئله ماهواره، مسئلهاى سطحى است، اما تأثيرات زياد و مخرّبى دارد. سخنان رهبري در طول اين بيست و چند سال آنگونه كه بايد مورد توجه نخبگان، مسئولان و ساير جريانها قرار نگرفت و نوشتن كتاب در اين زمينه شايد كمترين كار ممكن باشد.
جالب است بدانيم كنگره امريكا سالانه بودجههاي كلاني را براي پيادهسازي پروژههاي براندازانه خود در ايران تصويب ميكند كه مهمترين آن را ميتوان در حوزه فرهنگ جستوجو كرد. يكي از نمونههاي مشهود اختصاص بودجههاي چند ميلياردي براي ايران، بودجهاي است كه سناي امريكا در زمان تصدي خانم «رايس» بر وزارت خارجه اين كشور و به پيشنهاد خود وي براي كارشكني در امور فرهنگي ايران اختصاص داده بود؛ بودجهاي 75ميليون دلاري كه به عقيده بسياري از كارشناسان بيسابقه هم بود. پنتاگون هم در لايحهاي با عنوان «قانون قربانيان سانسور در ايران» در سال 88 براي جنگ نرم عليه انقلاب اسلامي و براندازي آن، عبور از فيلترينگ و شبكهسازي اغتشاشگران بودجه 55 ميليون دلاري در سال 2010 اختصاص داد. «ديويد كيو» مأمور سيا و رابط آن سازمان با برخي از اين گروههاي ضدانقلاب، در جلسهاي توجيهي، استراتژي مورد نظر امريكا براي براندازي جمهوري اسلامي را چنين بيان ميكند: «مهمترين حركت در جهت براندازي جمهوري اسلامي، تغيير فرهنگ جامعه فعلي ايران است و ما مصمم به آن هستيم.» اينها نشان ميدهد كه تمركز كنوني دشمنان ما روي حوزه فرهنگ و اعتقاد مردم است.
به نظر شما اهداف دشمن در گسترش شبكههاي ماهوارهاي چيست؟
من سعي كردهام اهداف دشمن را در 9 مورد خلاصه كنم. ۱- سست نمودن بنيان خانوادههاي ايراني و تغيير ساختار سنتي آن به سمت غربي، ۲- از بين بردن حيا و عفاف در زنان و غيرت از مردان، 3- تغيير سبك زندگي اسلامي به شيوه مرسوم فرهنگ غرب، 4- جداسازي بين عامه مردم و رهبران جامعه و حاكميت اسلامي، 5- ترويج فمنيسم و كمرنگ نمودن نقش مرد در جامعه، 6- ترويج تفكر انحرافي مانند شيطانپرستي در جوانان و نوجوانان، 7- ترويج مصرفگرايي و فرهنگسازي پوشش و مد غربي، 8- القاي ناكارآمدي نظام اسلامي مبتني بر نظام ولايت فقيه، 9- فراموش كردن خدا، آخرت، ارزشها و منافع ملي در بين تودههاي مردم.
تخريب اعتقادات ديني توسط ابزارهاي خاص به چه زماني بازميگردد و آيا ميتواند اثرگذار باشد؟
نتانياهو در جريان سالگرد ۱۱ سپتامبر در كنگره امريكا ميگويد: بايد به ايران و عراق حمله كرد اما قبل از اينكه به عراق حمله كنيد به ايران حمله كنيد ولي جنس حمله شما به ايران از جنس فيلمهاي تلويزيوني سكسي باشد.
آقاي فرانسيس فوكوياما نظريهپرداز معروف امريكايي و صاحب نظريه «پايان تاريخ» گفته بود ما در جريان حمله به افغانستان اشتباه كرديم، ايكاش به جاي بمب بر سر مردم افغانستان گوشواره و دامن دخترانه ميريختيم، آيا اين غير از جنگ صليبي جديد عليه مسلمانان است. با توجه به اين اتفاقات تاريخي بايد دانست كه امروزه ماهواره در رأس رسانهها به دليل فراگيري كه دارد، وارد خانههاي ما شده تا هم بنيان خانوادهها را ريشهكن كند هم جوانان را به فساد و فحشا كشانده و آنها از اسلام و انقلاب رويگردان شوند.