غفور از همان كودكي به پرواز و خلباني علاقه زيادي داشت. همين علاقه هم باعث شد كه در سال 1342 به استخدام نيروي هوايي ارتش دربيايد. اين جوان اردبيلي كه سالهاي سختي را پشت سرگذاشته بود، با درايت و هوشمندي مدرك خلبانياش را از پايگاه وب در شمال ايالت تگزاس دريافت كرد و به ايران بازگشت. غفور براي ادامه خدمتش در نيروي هوايي به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل شد. حالا ديگر غفور خودش را خلباني ماهر و ورزيده ميديد كه بايد عمر و زندگياش را براي دفاع از وطنش وقف ميكرد.
آيندهاي روشن
سالهايي كه غفور در شيراز خدمت ميكرد، با فرارسيدن ماه محرم شور و اشتياقي وصفناشدني وجودش را فراميگرفت و سعي ميكرد كه خودش را به زادگاهش اردبيل برساند.
سال 52 از راه رسيد. در يكي از روزها مأموريتي پروازي به غفور محول شد كه در اين مأموريت ستوان شيرچي به عنوان خلبان كابين عقب او را همراهي ميكرد. بعد از بلند شدن هواپيما از روي باند پروازي و قرار گرفتن در دل آسمان، دقايقي بعد متوجه نقصي فني در هواپيما شدند. كنترل هواپيما بسيار سخت شده بود و به همين خاطر ستوان شيرچي با انجام عمليات اجكت از هواپيما جدا شد. تمام فكر و ذكر غفور اين بود كه بتواند كنترل هواپيما را به دست بگيرد. همه چيز به سرعت ميگذشت و هر آن سقوط هواپيما قطعي به نظر ميرسيد. اينجا بودكه توسل و تجربه غفور او را از اين مهلكه نجات داد، هواپيما دوباره در كنترل غفور درآمد و در مقابل چشم همه فرماندهان و ناظران، هواپيما به آرامي در باند پروازي آرام گرفت. بعد از اين حادثه همه نگاهها به غفور به عنوان يك خلبان ماهر و باتجربه تغيير كرد.
علاقه و پشتكار غفور براي كسب تجربيات پروازي و مهارتهاي نظامي باعث شد پس از كسب تجربيات و مهارتها بخش مهمي از خدمت خود را در پايگاه ششم شكاري بوشهر به عنوان رئيس دايره امنيت پرواز سپري كند.
وفاداري به اسلام
با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، درايت و هوشمندي حضرت امام (ره) باعث شد كه ارتش به عنوان بازويي توانمند براي حفظ نظام اسلامي و دفاع از كيان ايران اسلامي باقي بماند.
خلبان غفور جدي اردبيلي كه يكي از خلبانان باتجربه نيروي هوايي به شمار ميآمد در ليست كساني قرار گرفته بود كه بايد از ارتش جدا شوند. آن سالها او در پايگاه ششم شكاري بوشهر خدمت ميكرد. جنگ كه شروع شد غفور در حال جمع كردن و انتقال وسايل منزلش از پايگاه بود. وقتي متوجه شد كه جنگ شروع شده، سراسيمه خودش را به دفتر فرماندهي پايگاه رساند. اصلاً براي او مهم نبود كه چه تصميمي برايش گرفتهاند، تمام فكر و ذكرش دفاع از كشور و مردمي بود كه با هزينه آنها سالهاي سال درس خوانده و موفق به اخذ گواهينامه خلباني شده بود. او به واقع درس وفاداري و شجاعت را در مكتب عاشورا فراگرفته بود.
در آن شرايط حساس، فرمانده وقت نيروي هوايي يعني شهيد فكوري بنا به دستور حضرت امام(ره) به همه پايگاهها ابلاغ كرده بود كه اگر از خلباناني كه از نيروي هوايي رها شدهاند كسي براي پرواز و شركت در جنگ داوطلب شد او را بپذيرند. غفور هم چون شهيد خلعتبري، شهيد دوران و... بار ديگر در لباس خلباني تمام تجربيات و آموختههايش را براي مقابله با دشمن به كار ميبرد.
جنگي هشت ساله
جنگ هشت ساله، عرصه ايثار و فداكاري جواناني بود كه براي دفاع از سرزمين ايران اسلامي سر از پا نميشناختند. در اين ميان حس و انگيزه خلبانان بسيار ستودني بود. خلبان غفور جدي بارها گفته بود كه «اگر در راه كشورم شهيد بشوم دوست دارم كه پرچم ايران كفنم باشد.»
روزهاي اوليه جنگ براي نيروي هوايي روزهاي سخت و دشواري بود. به واقع بار اصلي جنگ و مقابله با تهاجم دشمن در اين روزها به عهده نيروي هوايي بود. انجام پروازهاي متعدد از پايگاههاي مختلف عرصه را براي دشمن تنگ كرده بود. شجاعت و استقامت خلبانان ايراني در ماههاي اوليه جنگ بسيار زبانزد بود.
روز سرنوشتساز
در روز هفدهم آبان ماه سال 59 يك فروند هواپيماي شناسايي آراف4 يا همان عكسبرداري هوايي از پايگاه هوايي مهرآباد به سمت مناطق عملياتي به پرواز درآمد و از جابجايي دشمن و موقعيت يگانهاي عراق در شرق كارون عكسبرداري ميكرد. بعد از طراحي يك عمليات عليه مواضع دشمن، حملات گستردهاي از زمين و هوا عليه دشمن در آن روز آغاز شد.
سرگرد خلبان غفور جدي اردبيلي به همراه كابين عقب خود يعني ستوان يكم خلجي با يك فروند هواپيماي اف4 براي بمباران مواضع دشمن كه از پيش تعيين شده بود به پرواز درآمدند. اين بار غفور حال و هواي ديگري داشت. شايد او ميدانست كه اين آخرين پروازش است. لحظهاي كه غفور ميخواست از باند پروازي به آسمان پرواز كند مثل هميشه توسلي به اهل بيت به خصوص امام حسين(ع) داشت و در يك چشم به هم زدن مثل يك عقاب آهنين بال در دل آسمان جاي گرفت.
غفور وقتي بالاي سر مواضع دشمن قرار گرفت شروع به بمباران مواضع دشمن كرد. مأموريت غفور كه تمام شد مسير هواپيما را به سمت پايگاه تغيير داد اما توسط پدافند هوايي دشمن مورد هدف قرار گرفت.
صداي ستوان خلجي در كابين پيچيده بود كه مدام غفور را صدا ميزد كه چه كاري بايد انجام داد؟ خلبان خلجي به دستور سرگرد جدي، هواپيما را ترك كرد. غفور تلاش ميكرد كه تا آنجايي كه ميتواند كنترل هواپيمايش را به دست بگيرد اما ديگر كار از كار گذشته بود. ارتفاع آنقدر پايين بود كه نميشد كاري كرد. غفور هم وقتي مطمئن شد كه هواپيما در جاي امني قرار گرفته تصميم به ترك هواپيما گرفت اما آنقدر ارتفاع پايين بود كه سرگرد خلبان غفور جدي اردبيلي به شدت با زمين برخورد كرد و بعد از انفجار هواپيما به شهادت رسيد.
پيام تسليت امامخميني (ره)
حضرت امامخميني (ره) رهبر كبير انقلاب و شهيد بزرگوار سرتيپ ستاد وليالله فلاحي، جانشين وقت ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران به خط خود و طي لوحهاي جداگانهاي شهادت غفور را به خانوادهاش تسليت گفتند. غفور جدي عاشق حضرت ابوالفضل(ع) و از محبان پرشور اهل بيت بود. امروز بعد از گذشت 30 سال از شهادت آن بزرگمرد، تنديس او و نمادي از جنگندهاش يعني هواپيماي اف4 در ميدان اصلي شهر اردبيل به عنوان نمادي از غيرت و آزادگي خودنمايي ميكند.