كار مداحان در ماه محرم و در روزهاي عزاداري امام حسين(ع) نمود بيشتري دارد و آنجا تأثير نوايي كه از حنجره مداحان بيرون ميآيد را به خوبي ميتوان حس كرد. در دوران دفاع مقدس مداحان بنا به ماهيت كارشان در جبههها نقش مهمي بر عهده داشتند. آنها در روزهايي كه مربوط به ولادت معصومين بود مسئول مداحي و شادكردن فضاي جبهه ميشدند يا در روزهاي عزاداري امام حسين(ع) فضاي جبهه را با خواندن اشعار و مدايحي درباره واقعه عاشورا گرم ميكردند. نقش مداحان در سرودن و قرائت اشعار حماسي و تزريق روحيه به رزمندگان در دوران دفاع مقدس قابل انكار نيست.
به دليل پيوند ريشههاي مذهب شيعه با مداحي، در دوران جنگ تحميلي شاهد بهره بردن رزمندگان اسلام از مداحيها و نوحهها بوديم. در فرهنگ عاشورايي ما نيز نوحهسرايي جايگاه ويژهاي دارد و در بيشتر تعزيهها و سوگواريهاي عاشورايي از نوحهها براي بيان احساسات دروني شيعيان بهره برده ميشود. در نوحهها و مرثيهسراييهاي دوران جنگ تحميلي به دليل نبود سازهاي موسيقي، خواننده و آوازخواني او نقش اصلي را ايفا ميكرد.
در دوران دفاع مقدس بيشتر كساني كه در جبههها مديحهسرايي ميكردند يا نوايي را از ته دل ميخواندند خيلي در كار موسيقي حرفهاي نبودند و تنها با تكيه بر احساس و تواناييهاي ذاتي خود ميتوانستند قطعاتي تأثيرگذار را اجرا كنند. براي نخستين بار يك جوان اهوازي در حضور بنيانگذار جمهوري اسلامي، سبك جديدي از موسيقي حماسي را بنيان نهاد كه تا پيش از اين سابقه چنداني نداشت. اين موسيقي در ابتدا با فرم آشناي نوحهخواني ارائه گرديد، اما بهتدريج حالتي حماسي پيدا كرد، بهطوري كه ديگر بيانگر غم و اندوهِ صرف نبود و مضامين ديگري را هم در برميگرفت. نوحهخوان از يك طرف نوايي مهيج و برانگيزاننده ميخواند و از سويي ديگر سربازان و رزمندگان بر سينه ميزدند كه تداعيكننده سوگواري مذهبي بود. سينهزنها سرضرب شعر را حفظ ميكردند و همچنين صداي كوبش دستها، به نوعي نقش يك ساز كوبهاي را بازي ميكرد. در اين حالت، اگر موضوع كلام در ارتباط با سوگواري پيشوايان مذهبي يا شهيدان جنگ بود، بهطور طبيعي سينه زدن جنبه عزا پيدا ميكرد، اما وقتي كلام و آهنگ مرتبط با آن بياني حماسي داشت، عمل سينه زدن جنبهاي غير از عزا و ماتم به خود ميگرفت. نمونه آشناي اين مدعا، نوحه «اي لشكر صاحبزمان» است كه در آن موقع شور و شعف عجيبي در بين نيروهاي رزمنده ايجاد ميكرد و بيترديد اين اقبال، مديون ويژگيهاي كلامي و موسيقايي اثر بود.
غلبه موسيقي مداحي و مرثيهخواني بر انواع ديگر موسيقي، دقيقاً تا پايان دوران دفاع مقدس ادامه يافت و نمادهاي شاخص آن حاج صادق آهنگران و حاج غلام كويتيپور، دو مداح اهل بيت(ع) هستند كه در طول جنگ با ابداع و گاه الگوبرداري از آهنگهاي محلي، كوره موسيقي جنگ را گرم نگه داشتند. آهنگران درباره نوع مداحي در زمان جنگ ميگويد: در تمام طول دفاع مقدس هرگز كسي با ساز وارد ميادين نبرد نشد. تمام طول جنگ همه ابزاري كه در دست ميگرفتيم، يك ورق نوحه بود و يك بلندگوي بوقي كه گاهي هم آنقدر تير و تركش خورده بود كه مثل آبكش سوراخ سوراخ بود. هشت سال به همين منوال گذشت. در طول هشت سال دفاع مقدس هيچكس با ساز و تنبور به جبهه نيامد و موسيقي جبهههاي ما همان آوايي بود كه از دل سوخته مداحان تلألؤ ميكرد.
اما در كنار چهرههاي شناخته شده، رزمندگان ديگري بودند كه در عين گمنامي علاقه عجيبي به مداحي براي امام حسين داشتند و فضاي جبهه را پر از صداي خوششان ميكردند. صداي گرم و سوزناك شهيدان بهروز سلامي، احد كياني، امير مسعود تابش و علي سيفي و صدها شهيد مداح ديگر تا ابد در گوش خسته زمان زمزمهكنان خواهد ماند.