کد خبر: 683947
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۳ - ۱۵:۰۶
محمدرضاهادیلو

در تعریف مدیریت علمی آمده است "مدیریت بحران مجموعه‌ای از چاره جویی‌ها و تصمیماتی است که در مقابله با بحران انجام می‌گیرد و هدف آن کاهش روند بحران، کنترل بحران و رفع بحران است." همچنین مدیریت بحران، به کلیه اقدامات مربوط به پیشگیری و مدیریت ریسک، سازماندهی و مدیریت منابع مورد نیاز در پاسخ به بحران نیز گفته می شود که شامل برنامه‌ها، ایجاد ساختارها و تدوین مقرراتی است که منجر به کمک و یاری رسانی به دولت و سازمان‌های غیردولتی در برخورد با حوادث می‌شود.

* بحران مدیریت

به عقیده کارشناسان آنچه که یک بحران را تشدید کرده و مسئله را بغرنج تر می کند مسئله سوئ مدیریت آن است. بر اساس آمارها ایران جزو کشورهاییست که بسیاری از حوادث غیرمترقبه در آن به وقوع می پیوندد و این در شرایطیست که مدیریت بحران هنوز نتوانسته در مواقع ضروری به کمک مردم بشتابد.

البته بحران همیشه در بحث حوادث نیست و برخی موضوعات دیگر را نیز شامل می شود. از جمله این موارد می توان به بحران آلودگی هوا، تخریب محیط زیست و از همه مهمتر "بحران آب" اشاره کرد که در سال های اخیر گریبان بسیاری از استان های کشور را چسبیده است.

بر اساس آمارهای موجود ایران با متوسط بارش 250 میلی متر در سال از کشورهای خشک جهان و دارای منابع آب محدود به شمار می رود. همچنین مشکل دیگر این است که این بارش ها به صورت متعادل در تمام ایران توزیع نشده به نحوی که فقط یک درصد از مساحت ایران بارشی بیش از ١٠٠٠ میلیمتر در سال دارد، در حالی که قسمت عمده ای از سطح کشور با بارشی کمتر از ١٠٠ میلیمتر در سال مواجه است. علاوه بر این ٧٥ درصد از کل بارندگی کشور تنها در ٢٥ درصد از سطح کشور رخ می دهد.

این موضوع نشان می دهد که ایران خواسته یا ناخواسته با کمبود آب مواجه است و موضوع وقتی حاد می شود که همین بارش ها نیز کاهش یافته و به قول معروف خشکسالی ها هم از راه برسند. در این شرایط یک مدیریت قوی می تواند کنترل کننده زمان بحران باشد اما متاسفانه با اینکه اطلاعات زیادی در مورد میزان آبهای سطحی و زیرزمینی و بارش ها در ایران وجود دارد اما مدیریت این آبها آنقدر ضعیف بوده که کار از بحران هم گذشته است. در چند سال اخیر با اینکه متخصصان و کارشناسان در رسانه ها، نشریات و مجامع علمی داخلی و بین المللی مدام در مورد اثرات عمده بحران آب بر بخشهای مختلف حیات بشر و اکوسیستم هشدار داده اند ولی متاسفانه مدیران، کمتر به عوامل اصلی و ریشه های بروز این بحران پرداخته اند تا بتوان با شناخت عوامل و محرک های کلیدی به ارائه راهبردهای موثر و کارآمد برای مدیریت و برون رفت از آن دست یافت.

*مشکلات تقویت می شوند

بدون شک با مروری بر اخبار و گزارشات موجود در مورد بحران آب می توان به این نتیجه رسید که سوء مدیریت ها باعث بوجود آمدن بخش عمده ای از مشکلات هستند. با اینکه در اکثر مواقع، مسئولان، ریشه اصلی بحران آب در ایران را تغییر اقلیم، وقوع خشکسالی های مکرر و حتی در مواقعی تحریم های بین المللی عنوان می کنند و با دوره ای خواندن آن نقش خود را در بوجود آمدن این بحران کمرنگ می کنند اما حقیقت این است که مسائل نگران کننده مربوط به بحران آب در واقع ریشه در عدم برنامه ریزی جامع و رویکرد سطحی نگرانه در مدیریت مسائل در دهه های گذشته دارد.

با کمال تاسف باید گفت حتی وقتی مسئولان امر، خود اذعان می کنند که بیش از نیمی از آب شرب کشور به علت پوسیده بودن لوله ها در زیر زمین هدر می رود، باز هم از بر صرفه جویی ده درصدی از طرف مردم پافشاری کرده و این موضوع را کلید رفع بحران می دانند. در کلامی ساده تر باید گفت، ما از یک نمونه الگوی مدیریتی علامت محور و مدیریت سطحی رنج می بریم که به جای توجه به عوامل اصلی، بر نشانه ها و علائم یک مشکل متمرکز هستند. البته در کشاورزی و آب مورد نیاز برای آن هم همین نوع نگرش حاکم است. مدیریت بحران در ایران به جای تلاش برای تحلیل اصولی و جلوگیری از مشکلات بخش آب، به درمان نشانه های بحران پرداخته و غافل از این است که عوامل اصلی بروز مشکل با گذر زمان تقویت می‌شوند.

*کشاورزی هم اسیر مدیریت ضعیف

باز هم کافیست تا سری به آمار وزارت جهاد و کشاورزی بزنیم. جایی که معتقد است ١٥ درصد از اراضی کشور تحت کشت می باشد. اما با این رقم کوچک، بخش کشاورزی بیش از ٩٢ درصد از مصارف آب را به خود اختصاص داده است. باید بپذیریم که کشور ما ایران همواره از ناکارآمدی شدید بخش کشاورزی که وابستگی شدید به آبیاری و مصرف عمده منابع آب محدود کشور دارد، رنج برده است. البته این ناکارآمدی تا حد زیادی ریشه در اقتصاد مبتنی بر نفت دارد که موجب غفلت و عدم مراقبت از بازدهی اقتصادی بخش کشاورزی شده است.

اگر بخواهیم باز هم ردپای مدیریت ناکارآمد بحران را در مسئله آب ببینیم، می توانیم به نحوه مدیریت آب در بخش کشاورزی مراجعه کنیم. متوسط راندمان آبیاری در ایران کمتر از ٣٥ درصد بوده و تنها ٥ درصد از اراضی کشاورزی از سیستم‌های آبیاری تحت فشار بهره می برند. وقتی اعداد و ارقام بیانگر بارش های کم در ایران هستند، پس کشاورزی دیم هم از قدرت تولید قابل ملاحظه ای برخوردار نیست. به هر حال الگوی کشت موجود در ایران با شرایط و موجودیت منابع آب سازگار نبوده و عمدتا براساس انتخاب سنتی محصولات، شیوه های منسوخ کشاورزی و قیمت های تضمینی خرید محصولات تعیین می‌شود که باید چاره ای برای آن اندیشید اما نه با این مدیریت!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار