کد خبر: 677949
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۳ - ۱۵:۲۲
گفت‌وگوي «جوان» با مادر شهيد صفر غريب
شهادت عرصه پاكبازي وجوانمردي شهيدان اين اسطوره‌هاي غيرت و مردانگي است.
مصطفي ولي‌زاده

انسان‌هاي معراجي كه از بستان و طلاييه تا بازي دراز و قلاويزان و تا ديار رشادت و حماسه يعني چيلات، ‌بيات، ‌شرهاني و دهلران زيباترين و حماسي‌ترين درس‌هاي غيرت را در شاهنامه عبرت‌انگيز دفاع مقدس با خون سرخشان زركوبي كردند.

از آنجايي كه استان ايلام بيش از 425 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق داراست بديهي است قبل از نقاط ديگر كشور مورد هجوم وحشيانه قرار بگيرد. درشهريور سال 1359 دهلران، مهران، چنگوله، موسيان و ديگر نقاط مرزي مورد تجاوز دشمن قرار گرفت. شيرزنان و شيرمردان دهلراني هم درس پايداري و مقاومت به صداميان دادند. دهلران به عنوان يكي از محورهاي دفاع و عملياتي مطرح بود و عمليات‌هايي مانند چيلات، محرم، قدس ( غرب رودخانه ميمه دهلران ) و... در آن انجام گرفته است.

همه اين افتخارات و رشادت‌ها مديون دامان پاك مادران عزيز اين آب و خاك است، در يكي از روزهاي گرم طاقت‌فرساي دهلران مهمان حاجيه خانم فاطمه رشنوادي مادر شهيد صفرغريب بودم.

مادر بزرگواري كه مهرباني‌هاي مادرانه در كنار مظلوميت در چهره خسته‌اش نمايان بود؛ به باورم بايد او را ام المصائب ناميد، چراكه به همان اندازه كه شهادت صفر برايش سخت بود، رجعت فرزند پاسدارش اسد غريب كه در سانحه تصادف به رحمت ايزدي پيوست و نيز درگذشت ديگر فرزندش عباس نيز اورا رنجانده است، اما ما از نبودن‌هاي شهيد صفر غريب از او جويا شديم:

از تولد و دوران كودكي شهيد صفر غريب صحبت كنيد.

صفر اولين فرزند ما بود، او در اولين روز از مهرماه 1336 در پاسگاه مرزي منطقه مرزي چيلات دهلران، كه بعدها جزو مناطق حساس عملياتي دفاع مقدس شد و عمليات مهم والفجر6 در آنجا شكل گرفت، به دنيا آمد. آن موقع ما عشاير بوديم و در كنار ساير اقوام و فاميل در سياه‌چادر زندگي مي‌كرديم، تولد صفر حال و هواي خاصي به زندگي ما داده بود، اخلاق و رفتارش در همان دوران بچگي طوري بود كه محبوب همه فاميل شده بود، او دركارهاي دامداري وكشاورزي مددكار خانواده بود.

مادر مايليم از اولين‌هاي فرزند شهيدتان برايمان بگوييد.

ما در منطقه‌اي محروم و دور‌افتاده زندگي مي‌كرديم و در دوره ستمشاهي براي مناطقي مثل منطقه ما امكاناتي جهت تحصيل بچه‌ها وجود نداشت، به همين خاطر پسرم موفق نشد به لحاظ تحصيل به آنجايي كه استحقاقش را داشت برسد. لذا در اواخر سال 1354به خدمت سربازي اعزام شد.

دوره سربازي پسرم براي ما خيلي سخت گذشت، چراكه من و پدرش به‌رغم اينكه چند فرزند ديگر نيز داشتيم، به خاطر علاقه و تعلق خاطرخاص به ايشان، دوري صفر را به سختي تحمل مي‌كرديم. تا اينكه دو سال خدمت سربازي را در سال‌هاي اوليه انقلاب به پايان برده و دوباره به جمع خانواده برگشت.

صفر پس از بازگشت از دوران خدمت چه كرد؟ آيا در بحبوحه انقلاب و در شرايط حضور مردم انقلابي فعاليتي انجام داد؟!

شهيد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در يك شركت زراعي مشغول به كار شد و در سال1358 ازدواج نمود كه حاصل آن ازدواج يك پسر و دو دختر بود. فرزندان شهيد هم امروز خود ازدواج كرده و تشكيل خانواده داده‌اند. صفر علاقه خاصي به امام خميني (ره)داشت، تا اينكه جنگ شروع شد و ما مجبور به مهاجرت به منطقه زرين آباد شديم، ايشان به امام و انقلاب ارادت داشت و احساس مسئوليت مي‌نمود، تعهد ايشان به بيت‌المال به حدي بود كه در اوج حمله دشمن به شهر دهلران، يك دستگاه خودروي راهسازي شركت زراعي براي اينكه به دست دشمن نيفتد را به منطقه زرين‌آباد در80 كيلومتري دهلران منتقل كرد. او سپس در بخشداري و فرمانداري دهلران دو سال مشغول به كار شد كه بابت آن به‌رغم متأهل بودن، هيچگونه حقوقي دريافت نكرد. سپس در نهاد جهاد سازندگي دهلران مشغول به فعاليت شد.

از ورود صفر به جبهه‌هاي حق عليه باطل برايمان بگوييد. چطور شد با وجود اينكه فرزندان ديگرتان هم در جبهه حضور داشتند، او هم راهي شد؟! با جدايي و فراق از او چه كرديد؟

شروع به كار صفر درجهاد سازندگي مصادف با ورودش به دفاع مقدس بود، با وجود اينكه بچه‌هاي ديگرم هم در جبهه بودند، او هم راهي شد تا دين خود را به امام و انقلاب ادا نمايد. صفر تكليف خود را حضور در دانشگاه انسان‌سازي چون جبهه‌ها مي‌ديد. اسد پسر ديگرم از صفر كوچك‌تر و پاسدار رسمي سپاه بود و در جبهه حضور داشت. من بيشتر نگران صفر بودم. صفرجزو نيروهاي پشتيباني درجبهه‌ها بود و وظيفه كمك‌رساني به رزمندگان را به عهده داشت.

از حماسه‌آفريني‌هاي فرزندتان برايمان بگوييد.

پسرم در عمليات‌هاي كربلاي يك، فتح المبين، رمضان و در محورهاي عملياتي غرب و جنوب غرب در مهران، ميمك و دهلران حضور داشت. چون هميشه نگرانش بودم، يادم مي‌آيد يك روز قبل از اينكه براي كمك‌رساني به منطقه حساس و عملياتي ميمك اعزام شود، پيشم آمد و گفت: «مادر! مواظب بچه‌هايم باش، آنها كوچكند و بعد از خدا به تو مي‌سپارمشان،» نمي‌دانيد اين حرف چقدر برايم غير قابل تحمل بود.

آرزو كردم كه جانم فدايش شود و مرگش را نبينم، اما انگار مشيت الهي براين بود تا همواره در فراقش بنشينم. صفر اما عزم رفتن داشت و حال و احوال روزهاي آخرش گواه اين مدعا بود. 27 شهريور ماه 1364 محور عملياتي دهلران – دشت عباس معبر شهادت فرزند دردانه‌ام شد. پسرم درحال كمك‌رساني به جبهه‌ها، در خودرو‌يش توسط هواپيماهاي دشمن مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسيد.

احساس و نحوه مواجهه شما با خبر شهادت پسرتان چگونه بود؟

ابتدا به من خبر دادند كه صفر مجروح شده است. بعد خبر شهادتش را گفتند. شنيدن خبر شهادت فرزند 28 ساله‌ام كه نور چشمي پدر و مادر و داراي سه فرزند خردسال بود، بسيار سخت بود و اصلاً قابل توصيف نيست. موقعي كه خبر شهادتش را دادند، مات و مبهوت مانده بودم. از طرفي هم خوشحال بودم كه پسرم به آنچه لياقتش را داشت رسيد.

امروز قريب به 30سال از نبودن‌هايش مي‌گذرد. هنوز هم او را دركنار خود احساس مي‌كنم و در حالت خواب و بيداري با او درددل مي‌كنم، حتي بعضي مواقع احساس مي‌كنم صداي گام‌هاي راسخش را مي‌شنوم. افتخار مي‌كنم كه فرزندم را در راه خدا داده‌ام و افتخار بزرگ‌تر اينكه همه عمر و تلاش فرزندانم در راه خدمت به اسلام و امام سپري شده است. پسر ديگرم اسد كه پاسدار رسمي بود، در سال1380و در سانحه تصادف چشم از اين دنيا بست. ان‌شاءالله خداوند توفيق دهد كه راهشان را ادامه دهيم و به مادران شهدا نيز صبر عنايت كند و رهبرعزيز انقلاب امام خامنه‌اي را كه اميد خانواده شهدا و ملت ايران و اسلام است را حفظ نمايد. وقتي كه صفر به شهادت رسيد، مردم همه از شهرستان‌هاي ايلام و استان خوزستان براي تشييع پيكرش آمده بودند. شهيد متعلق به همه مردم بوده و هست. آنچه در راه خدا داده شد ديگر براي خدا است. پسرم هميشه مهربان و دلسوز بود و هرگز كسي عصبانيت را در چهره او نديد. آنها كه حتي او را يكبار ديده بودند هم از صداقت و مهرباني‌هايش مي‌گفتند.

شهيد صفر غريب، در وصيتنامه خود نوشته بود، گوش به فرمان امام(ره) باشيد و دفاع از انقلاب و اسلام و مبارزه با دشمن و امانتداري و رعايت حلال و حرام خدا از اصول و نكات اصلي در زندگي‌تان باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار