
حجتالله ايوبي طي اظهارنظري جشنواره فيـلم مقـاومـت را ماننـد جشنواره فجـر دانسته است. چـرا رئيس سـازمـان سينمـايي به اين نتيجـه رسيـده كه اين دو جشنـواره مشـابه همـديگـر هـستند؟!
آيا صرف اينكه چند فيلم اكران شده در جشنواره مقاومت قبلاً در جشنواره فجر حضور داشتند ميتواند دليل محكمي براي اين تشابه باشد؟ امسال جشنواره فيلم مقاومت اكران اول فيلمها را با نمايش «ابوزينب» استارت زد و بعيد نيست در صورت حمايت از آن طي پروسهاي چندساله همه فيلمهاي بخش مسابقه با اكران اول خود در جشنواره مقاومت حضور پيدا كنند. با اين كار تنها بهانهاي كه ميتوان در آن جشنواره مقاومت را مشابه جشنواره فجر ديد از بين ميرود. اما مناسب است براي يادآوري جناب آقاي ايوبي كمي هم درباره تفاوتهاي اين دو جشنواره بگوييم.
ابتدا اينكه در هيچ دورهاي از جشنوارههاي فيلم مقاومت فيلمي حامي فتنه يا ضد نظام اكران نشده و از اين بابت مقاومت بسيار سربلندتر از فجر است زيرا بودجه برگزاري آن صرف خدمت به فيلمهاي حامي فتنه نشده است.
فجر با آنكه قرار بود جشنواره فيلم انقلاب اسلامي باشد در همين سال گذشته دو فيلم حامي جريان فتنه داشت كه البته اگر«آشغالهاي دوست داشتني» هم به آنها اضافه ميشد، جمع سينماييهاي حامي فتنه جمع ميشد. تازه افتضاح حضور و خط زدن فيلم «عصباني نيستم» در ميان برگزيدگان را نيز فاكتور گرفتهايم كه جا براي بيان ساير تفاوتها باشد.
افتخار جشنواره فيلم مقاومت اين است كه فيلمي مانند «شيار143» در آن به راحتي اكران شده و در نهايت جايزهاي را كه حقش بود، دريافت كرد اما در همين جشنواره فجر پارسال بود كه هيئت انتخاب جشنواره اين فيلم خوب را ناديده گرفت و از جشنواره بيرون گذاشت! اگر حقانيت اين فيلم ثابت نميشد و حمايتها از آن صورت نميگرفت چه بسا تصميم غلط هيئت انتخاب تا پايان باقي ميماند و يكي از دو فيلم شاخص دفاع مقدس در سال گذشته ناديده باقي ميماند.
فيلم فجر جشنوارهاي ملي است كه در آن از «مادر زاده نشده» كسي كه جلوي حضور فيلم حاشيهدار «قصهها» را بگيرد و اين فيلم با پشتوانه حضور در فجر به ونيز برده شده و جايزه گرفت تا وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مجبور به موضعگيري شده و از آن اتفاق ابراز نارضايتي و تأسف كند. ولي در مقابل، جشنواره فيلم مقاومت اگر فيلمي را براي اكران به خارج از كشور ميفرستد همه شاخصهاي لازم ملي بودن و نگاه بينالمللي ضدسلطه را با خود دارد.
جشنواره فيلم فجر در بهترين حالت يك جشنواره ملي است كه حتي صحبتهايي درباره حذف بخش بينالمللي آن وجود دارد.
اما جشنواره فيلم مقاومت كاملاً قواعد يك جشنواره بينالمللي را رعايت كرده و برگزاري آن در رسانههاي بينالمللي بازتابهاي زيادي داشته است. ميتوان براي اثبات اين مدعا تنها به خبرهايي كه پيرامون حضور فيلم جنجالي «پادشاه شنها» در جشنواره مقاومت منتشر شده است، نگاهي انداخت.
حال كه نام فيلم «پادشاه شنها» به ميان آمد گفتن اين نكته لازم است كه نگاه دو جشنواره در بخش بينالملل تا چه حد ميتواند با هم متفاوت باشد. جشنواره فيلم فجر در بخش بينالمللي خود كدام فيلم تأثيرگذار را به نمايش گذاشته كه ديدهشدن آن در كشورمان جريانساز بوده باشد؟! در عوض حضور فيلم «پادشاه شنها» و اكران آن در تهران باعث شد تا بخش بينالملل معناي واقعي خود را پيدا كند. اين تفاوت كمي نيست كه در جشنواره اول سينماي ايران بخش بينالمللي با انتخاب فيلمهاي بيبو و خاصيت توسط تيم بينالملل فارابي، هيچ سالي اتفاق نويي را نويد نميدهد اما جشنواره مقاومت با پيگيري خوبي كه انجام داده فيلمي را اكران كرد كه توجه جهاني به آن بوده است.
در جشنواره فيلم مقاومت برعكس جشنواره فيلم فجر از شو لباس بازيگرها و اداهاي فرنگي مآبي چون «كت والك» رفتن روي فرش قرمز خبري نيست، سينما خيلي جديتر از آن است كه عدهاي تنها براي عكس گرفتن با هنرپيشهها (سلبرتيهاي وطني) خود را به محل برگزاري جشنواره برسانند. اگرچه ايرادي به اين سينما دوستان نيست اما جشنواره مقاومت رسالت خود را بيشتر از ايجاد فضاي عكس يادگاري دانسته و با برگزاري نشستهاي تخصصي نگاه به سينما را از يك سرگرمي مدرن به ابزاري براي سلطه فرهنگي تغيير داده و نسبت به آنچه در سينماي جهان عليه كشورمان در جريان است، اعلام خطر ميكند.
سازمان سينمايي به عنوان مسئول همه اتفاقات سينمايي كشور نميتواند و نبايد نسبت به اين دو رخداد مهم سينمايي نگاه تبعيضآميز داشته باشد. فجر جايگاه خود را به عنوان محلي براي ديده شدن سينماي ملي ايران دارد و جشنواره مقاومت هم رسالت فرهنگي خود را دنبال ميكند. هر دوي اين جشنوارهها نيازمند توجه و حمايت سازمان سينمايي هستند.
نكته مهم اين است كه سازمان سينمايي تلاش خود را صرف ارتقاي همزمان اين دو رويداد سينمايي كند نه اينكه با نگاهي غيركارشناسانه بخواهد فجر و مقاومت را در يك سطح بداند. البته رسيدن فجر به استانداردهايي كه جشنواره مقاومت به آن رسيده است، آرزوي دور و محالي نيست، تنها بايد به جاي برگزاري يك جشن سينمايي به فكر برگزاري يك فستيوال بينالمللي باشيم.