کد خبر: 675781
تاریخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۵
تعريف، تعامل و تعهد هنر در دوران معاصر و در راستاي پديده «جهاني شدن »، دستخوش فراز و فرودها و چالش‌هاي گوناگوني گرديده است
امير رضائي نبرد
 تعريف، تعامل و تعهد هنر در دوران معاصر و در راستاي پديده «جهاني شدن »، دستخوش فراز و فرودها و چالش‌هاي گوناگوني گرديده است. در اين ميان، آنچه حائز اهميت است، نگرش راهبردي به جايگاه مفاخر هنري و هنر متعهد، به عنوان يكي از مصداق‌ها و مؤلفه‌هاي بنيادين جهاني شدن فرهنگي، جهت هر گونه توسعه و تعامل با جهان پيرامون و تعالي هنرهاي سنتي و ايراني است. يكي از اين مفاخر كه داراي جايگاه جهاني است، استاد محمود فرشچيان است. به جرئت مي‌توان گفت كه فرشچيان، محبوب‌ترين و جهاني‌ترين هنرمند معاصر ايراني است. با توجه به باور خود هنرمند در مورد پديده جهاني شدن، هر تمدن و ملتي بايد در عين حالي كه به تعبير «رابرتسون» داراي عام‌گرايي و هماهنگي با تغييرات جهاني باشد، بايد از خاص‌گرايي و هنر و ميراث‌هاي خود غافل نباشد و هر دو را با نگاهي بنيادين و راهبردي مديريت نمايد. فرشچيان سهم عظيمي در راستاي همگرايي و نزديك ساختن فرهنگ و هنر مردم ايران با ساير تمدن‌ها را داراست.
 سبك او در راستاي تاريخ نقاشي ايراني، استثنايي است كه به قاعده تبديل گرديده است. اگر فردوسي، سعدي، مولوي و حافظ، اركان ادبيات ايران و زبان فارسي‌اند، كمال‌الدين بهزاد، سلطان محمد، رضا عباسي و فرشچيان نيز اركان نقاشي ايراني‌اند.
 به هر حال، نگارنده با بيش از بيست سال انس و الفت و بهره‌مندي از محضر استاد فرشچيان و يك دهه بررسي و كار دانشگاهي در خصوص زندگي و آثار ايشان، كه با توفيق الهي، در آينده‌اي نزديك منتشر مي‌گردند، اميد دارد كه گام كوچكي در راستاي ارتقا و تعالي هنرهاي ايراني- اسلامي برداشته باشد. اين نوشتار مختصر نيز به هنر متعهد به طور عام و به جنايات اخير اسرائيل و ديگر جريان‌هاي افراطي منطقه و عملكرد سازمان ملل به طور خاص با محوريت يكي از آثار انتقادي استاد فرشچيان مي‌پردازد.
 نگارنده براي اولين بار، سال‌ها صرف طبقه‌بندي موضوعي آثار استاد فرشچيان نموده است كه يكي از اساسي‌ترين و مهم‌ترين مؤلفه‌هاي آثار ايشان است. يكي از طبقات موضوعي كه هنرمند در فراز و فرود سبك خود بدان توجه داشته است، طبقه انتقادي است كه كمتر در مكاتب نقاشي ايراني گذشته مورد توجه بوده است و بدين بيان هرگز وجود نداشته است. تابلوي در كمينگاه، علاوه بر طبقه انتقادي در موضوعات اخلاقي، اجتماعي، غنايي و طبيعي نيز قرار مي‌گيرد. اين طبقه، شامل موضوعات و مسائل انتقادي مستتر در آثار است كه در قالب نقش‌هاي انساني و تمثيلي حيواني و غيره ظهور مي‌يابند. در اين طبقه، بيشتر مسائل و موضوعات معاصر و اجتماعي، نظير زياده‌خواهي و ظلم و بي‌عدالتي؛ توسط هنرمند. مورد انتقاد واقع مي‌گردند. نكته حائز اهميت اين است كه غالب آثار اين طبقه؛ علاوه بر وجه انتقادي، اجتماعي- محيطي و اخلاقي نيز هستند. آثاري چون در كمينگاه، انتقام، بليت بخت‌آزمايي، نبرد هستي، هرچه كني به خود كني، عدالت، ريشه‌هاي ناپايدار، شكار، ضامن آهوي 2، نزاع و نابودي، آخر كار، بي‌گناه و غيره، همگي در موضوع و مضمون انتقادي هستند كه در مكاتب گذشته با چنين بياني سابقه نداشته است. همچنين به دليل اينكه شايد برخي از هموطنان عزيز با موضوعات و مضامين پنهان اين دسته از آثار آشنايي نداشته باشند،  همان گونه كه مي‌دانيم، منشور، سند تشكيل‌دهنده سازمان ملل متحد است، حقوق و تعهدات كشورهاي عضو را تعيين و ارگان‌ها و شيوه كار سازمان را مشخص مي‌كند. منشور به عنوان معاهده‌اي بين‌المللي، اصول عمده روابط بين‌المللي- از برابري حاكميت كشورها تا جلوگيري از استفاده از زور در روابط بين‌المللي به هر شيوه ناسازگار با هدف‌هاي ملل متحد - را تدوين مي‌كند. (سازمان ملل متحد، 1388، 3) همچنين در مقدمه منشور سازمان ملل آمده است كه با اعلام مجدد ايمان خود به حقوق اساسي بشر و به حيثيت و ارزش شخصيت انساني و به تساوي حقوق مرد و زن و بين ملت‌ها، اعم از كوچك و بزرگ و به رفق و مدارا كردن و زيستن در حال صلح با يكديگر با روحيه حسن همجواري و به متحد ساختن قواي خود براي نگاهداري صلح و امنيت بين‌المللي و غيره، بدين وسيله سازماني بين‌المللي موسوم به ملل متحد تأسيس مي‌نمايند. (همان، مقدمه).
 شوراي امنيت بر اساس منشور، مسئوليت اصلي حفظ صلح و امنيت بين‌المللي را بر عهده دارد. اما چيزي را كه تماشاگر از اين اثر درمي‌يابد، درست در مقابل منشور و اصول انساني سازمان به اصطلاح ملل است. هنرمند با رصد جهاني رويدادهاي معاصر و آسيب‌شناسي انساني آن، با صراحت از سياست‌هاي به ويژه اين پنج كشور سازمان ملل، انتقاد و با زباني گزنده و كوبنده، پيامش را به مخاطب مي‌رساند. هنرمند تاب اين وضعيت را ندارد و در مقام يك شهروند جهاني و هنرمند متعهد، ستايش مخاطب را نسبت به اين رسالت هنر بر‌مي‌انگيزاند. او خواستار عدالت و صلح در سراسر جهان است و به شخص و سازمان و كشور خاصي نظر ندارد. اگر او انسان كاملي نباشد، بدون ترديد رفتار و آثار او كاملاً انساني است. به طور كلي، آثار هنرمند در طول زندگي حرفه‌اش، همواره فراجناحي و فراملي بوده است و فارغ از زمان و مكان، سعي در پالايش روح مردمان و همزيستي مسالمت‌آميز جوامع داشته است. درست به همين دليل است كه يونسكو انتشار آثار ايشان را به دست گرفت و در همين راستا هنر ايشان در سراسر جهان مورد ستايش شهروندان گوناگون و از هر طبقه‌اي قرار گرفته است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار