مدتهاست به زيارت گلزار پنج شهيد گمنام در پارك قائم منطقه 18 تهران ميروم كه در نزديكي محل سكونتمان قرار دارد. اما چند روز پيش كه تصميم گرفتم از نگاه يك خبرنگار و براي تهيه گزارشي كوتاه به اين گلزار كوچك بروم، مسائلي را ديدم و مطالبي به ذهنم رسيد كه پيشتر به آن فكر نكرده بودم. اين گلزار كه شهدايي از 15 ساله تا 17ساله و 22ساله و 25ساله و 27ساله دارد، در گوشهاي از اين پارك بزرگ زيارتگاه اغلب اهالي محله به شمار ميرود. اين سوي پارك قائم شهرك وليعصر است و سوي ديگرش شهرك صاحبالزمان، مردم اين دو محله معمولاً در اغلب اوقات روز و بيشتر شبها كنار مزار اين شهدا جمع ميشوند و شمعي روشن ميكنند و برخي گندم يا كيسههاي نمكي را كه نذر كردهاند كنار يا روي مزار شهدا ميگذارند.
به هر حال وقتي كه به قصد گزارش سري به صفاي مزار شهداي گمنام زدم، تابلويي كه معلوم بود با سادهترين امكانات تهيه شده نظرم را جلب كرد. رويش نوشته شده بود: «لطفاً نذورات خود را روي سنگ مزارها قرار ندهيد كه باعث آلودگي نشود» به فكرم رسيد كه انگار قضيه اعتقاد مردم به شهدا آن قدر جدي شده كه مسئولان نظافت اين قبور به فكر افتادهاند چنين تابلويي را نصب كنند. ياد اين جمله امام(ره) افتادم كه فرمودهاند: «شهدا امامزادگان عشقند كه مزارشان تا ابد زيارتگاه اهل يقين خواهد بود.»
حالا اين سخن امام در تمامي گلزار شهداي مناطق مختلف كشور عينيت يافته است. براي اينكه تنها به ديدهام اكتفا نكنم از خانم نسبتاً جواني كه مزار شهدا را زيارت ميكرد پرسيدم: ضمن معرفي خودتان بگوييد احساس شما در مورد اين زيارتگاه چيست؟ گفت: من راحله رحيمي 33 ساله هستم كه زمان جنگ سن زيادي نداشتم. اما يادم ميآيد چطور رزمندهها براي آرامش ما به جبهه ميرفتند. ما به آنها مديون هستيم و خوشحالم كه محله ما 10 سالي است ميزبان قبور اين شهداست. سؤال بعديام از خانم رحيمي در اين مورد بود كه تا به حال نذري براي اين شهدا داشته است؟ كه پاسخ داد: بله من اولين بار براي اينكه در امتحانات كنكور قبول شوم به حرمت و آبروي اين شهدا متوسل شدم. البته معمولاً مردم ايران به امام رضا(ع)، حضرت معصومه(س) و امامزادههاي ديگر دخيل ميبندند اما اين شهدا هم مسير حق را رفتهاند و چون كارشان براي خدا بوده، پيش خدا ارج و قرب دارند. من به شخصه به حرمت خون شهدا اعتقاد دارم. به نظرم ارج و قرب زيادي در درگاه خدا دارند.
دو، سه نفر نوجوان در نيمكتي كه با فاصله چند متري از زيارتگاه كوچك شهدا قرار دارد نشسته بودند. اين نيمكت تكيه داده به ديوار مسجدي است كه در كنار زيارتگاه شهدا حال و هواي خاصي را به اين بخش از پارك قائم ميبخشد. اين نوجوانها علي، مهدي و ناصر تقريباً همگي 17 الي 18 سال هستند. علي بسيجي است اما دو دوست ديگرش عضويت رسمي در بسيج ندارند.
مهدي در خصوص زيارتگاه شهدا و توجه مردم به اين قبور ميگويد: من خيلي براي شهدا احترام قائلم. سنم به زمان جنگ نميرسد. اما فكر ميكنم مردم حق دارند كه به اين شهدا نذر و نياز كنند. كساني كه به خاطر كشور و خدا به جبهه رفتهاند حتماً ميتوانند براي استجابت دعاي مردم شفيع شوند. پدر خودم هم در سربازي به جبهه رفته و هم بعد از پايان خدمت به صورت بسيجي در مناطق جنگي بوده و اكنون مجروحيت جنگي دارد.
سؤالاتم از چند نفر ديگر تقريباً چنين پاسخهايي را دريافت كرد. جالب اين بود كه همه پرسششوندگان معتقد بودند كه در ارج و قرب شهدا نزد خدا شكي ندارند و به نظر آنها شهدا صرف نظر از كاري كه براي حفظ تماميت كشور انجام دادهاند، هالهاي از تقدس مذهبي نيز در خود دارند كه اين تقدس شهيد و خون شهدا ريشه در باورها و فرهنگ اين مردم دارد.
سفر كوتاهمان به گلزار شهداي گمنام پارك قائم، طبق معمول با قرائت فاتحهاي براي اين شهداي گمنام پايان يافت. در حالي كه صحبتهاي آقاي ميرزايي از اهالي شهرك صاحبالزمان(عج) كه فاصله كمي با زيارتگاه پنج شهيد گمنام دارد، شايد مقطعي زيبا باشد بر اين گزارش: خيليها هستند كه از رفتن به گورستانها بيزارند. يا اگر بگوييد فقط يك جسد از زير درختهاي اين پارك پيدا شده، خيليها ميترسند يا بدشان ميآيد كه بار ديگر از اينجا عبور كنند. اما شهدا نزد مردم آن قدر ارج و قرب دارند كه نه تنها اهالي اينجا از دفن آنها در نزديكي خانههايشان ناراحت نيستند، بلكه خيليها اعتقاد دارند اين شهدا به محله بركت داده و انگار كه امامزادههايي را در نزديكي منزلشان داشته باشند، از صميم قلب خوشحالند.