روز جمعه 31 تير ماه سال 67 بود. چند روزي از اعلام قبول قطعنامه توسط جمهوري اسلامي ايران ميگذشت و لشكر ما در حال آمادهباش به سر ميبرد. بعد از نماز ظهر با ساير برادران مشعول خوردن غذا بوديم كه برنامه شبكه سراسري راديو قطع شده و اطلاعيه مهمي همراه با مارش نظامي از راديوي خوزستان پخش شد. اطلاعيه حاكي از تعرض دشمن بعثي به خاك مقدس ايران اسلامي و قصد تصرف مجدد خرمشهر مظلوم بود. با شنيدن اين خبر همه بچهها منتظر بودند تا ببينند از طرف فرماندهي چه دستوري ميرسد. مدتي نگذشته بود كه فرمانده دلير تيپ حاجآقا خادمحسيني با چند دستگاه اتوبوس وارد محوطه اردوگاه تيپ شد. از طرف گردان اعلام گرديد كه هرچه سريعتر برادران وسايل خود را به تعاون تحويل داده و آماده حركت شوند. شور عجيبي در بين نيروها افتاد، هركس مشغول كاري شد... كامل كردن تجهيزات، تحويل ساكها به تعاون، بستن چادرها و...
نزديك غروب همه نيروهاي گردان در ميدان صبحگاه اردوگاه اجتماع نموده و سوار اتوبوسها شدند. قرار شد نماز را در امامزاده سبز قبا بخوانيم، بعد از نماز به طرف اردوگاه كوثر در اهواز حركت نموده، چند ساعتي از شب گذشته بود كه وارد اردوگاه شديم. در حسينيه لشكر نيروها مستقر شده و مسئول گروهها و دستهها براي توجيه منطقه در يكي از اتاقهاي ستاد لشكر جمع شدند. خبرها حاكي از اين بود كه بعد از ظهر جمعه دشمن به منطقه جاده اهواز- خرمشهر حمله نموده و تا نزديكي پادگان حميد پيشروي كرده و مجدداً به سمت مرز برگشته است. هدف دشمن كاملاً مشخص نبود، بعد از مختصر آشنايي مسئولان با منطقه قرار شد كه نيروها به سوي محل مورد نظر حركت كنند.
نزديك اذان صبح به منطقه مورد نظر رسيديم، بعد از اقامه نماز نيروها همانجا مستقر و مشغول استراحت شدند. خورشيد روز شنبه اول مرداد ماه در حال طلوع بود كه به همراه تعدادي از برادران و فرمانده تيپ براي شناسايي منطقهاي كه قرار بود در آنجا پدافند كنيم، راهي آنجا شديم. بعد از مختصر آشنايي با محيط قرار شد بقيه نيروها به ما ملحق شوند در همين حال بود كه تحرك نيروهاي دشمن از دور مشخص شد.
تعداد زيادي از تانكها و نفربرهاي زرهي دشمن به صورت ستوني، از جاده كوشك به طرف جاده اهواز-خرمشهر به سرعت در حال حركت بودند. نيروهاي دشمن بعد از وارد شدن به جاده اصلي دو قسمت شده، تعدادي از آنها به سوي خرمشهر حركت نموده و در آنجا با يكي از گردانهاي تيپ به نام گردان امامحسين (ع) درگير شدند، تعداد ديگري از تانكها و نفربرهاي زرهي دشمن هم از دو سوي جاده اهواز- خرمشهر به سمت پادگان حميد شروع به پيشروي كردند، در اين اثني نيروهايي از گردان امام حسين (ع) به ما ملحق شدند. دشمن با پشتيباني هليكوپترهاي خود در حال پيشروي به طرف ما بود، بعد از مدت كوتاهي تانكها به ما رسيدند و بچهها با آنها درگير شدند.
دشمن تا حوالي پادگان حميد جلو آمد ولي با مقاومت دليرانه رزمندگان اسلام روبهرو شد و بعد از ظهر همان روز مجبور به عقبنشيني به طرف مرز گرديد. هجوم بعثيان در سطح وسيعي تدارك ديده شده بود ولي نيروهاي اسلام با مقاومت خود و در حقيقت با نثار جان خويش جلوي پيشروي دشمن را سد نمودند.
اگر چه زمان اين مقاومت اندك به نظر ميرسد ولي ارزشي بزرگ دارد، ارزشي به بزرگي حفظ تماميت ارضي كشور اسلاميمان و خوزستان قهرمان در آن زمان شاهد جانبازي آن ابرجوانمردان كه به عنوان تنها نيروهاي مدافع جمهوري اسلامي بودند، نظارهگر بود.
اينك از آن واقعه عشق بر آن عاشقان معراج رفته دو سال ميگذرد. ياد تمامي اسرا و مفقودان
تيپ چهارم حضرت زهرا (س) را زنده داشته و خاطره سرداران رشيد اسلام شهيد جانباز «حاج سعيد تراب»، «شهيد حسين مرادي»، «شهيد جواد رسولي»، «شهيد محمد انصارلو» و ساير شهداي دفاع سراسري را گرامي ميداريم.
تبليغات تيپ حضرت زهرا (س)