ابوي ميگويد: زديم روي دست وال استريت ژورنال. حالا هي تحليل بنويسد كه «شركتهاي امريكايي به دليل حساسيت سياسي سرمايهگذاري در ايران، هنوز در مورد سرمايهگذاري دست نگه داشته اما احتمالاً با رفع تحريمها، پشت خط شروع مسابقه باقي نخواهند ماند». روزنامهها و خبرگزاريهاي داخلي هم مثل تلويزيون كه سريال معناگراي «هفت سنگ» را از روي سريال امريكايي «خانواده مدرن»، شبكهABC امريكا كپي كرده، خبر را از والاستريت، كپي كنند و نعل به نعل بنويسند... دو زار بده آش به همون خيال باش!
ميگويم: بالاخره امريكايياند. بيگدار كه به آب نميزنند. به قول معاون پارلماني و امور كنسولي وزارت امورخارجه، اوباما هيئت ۱۴ نفري به مذاكرات هستهاي نفرستاده كه شكست بخورند. كيسه دوختهاند. اصلاً عين كانگورو كيسه سرخودند! تا بگوييم «ف»، كيسه ميدوزند و در فرحزاد چلوكباب ميخورند و دوغ و خواب! عين جلسات مجلس!
ميگويد: قيصر! كجايي كه ببيني شركت امريكايي در شهركرد با زباله برق توليد ميكند! و اين پسر من نميداند كه كانگوروي ماده فقط كيسه دارد!
ميگويم: به قيصر چه كار داريد؟ شايد اين همان پروژه سركار خانم ابتكار است كه گفته «اقتصاد سبز» را دوباره علم ميكنيم. شايد ادامه جريانات تسخير لانه جاسوسي و واردات بنزين آلوده و كذاست.
ميگويد: بحث را سياسي نكن. بدبخت امريكاييها آستينهايشان را بالا زدهاند و به جاي ما دارند اشتغال ايجاد ميكنند. با اجراي اين پروژه حدود 650 شغل مستقيم و دو هزار فرصت شغلي غيرمستقيم فراهم ميشود.
ميگويم: پس لابد قسمتي از برنامه وزير كار است. معلوم است بيكار ننشسته و فقط با بچههاي بهزيستي نمينشيند فوتبال ببيند و شعر فرهاد بخواند. كار هم ميكند!
ميگويد: ربيعي وسط جام جهاني، يك كار درست توي عمرش كرده به همان هم گير ميدهي؟ نخير! تفاهمنامه همكاري براي سرمايهگذاري مشترك در ايجاد نيروگاه توليد انرژي برق از پسماندها و زبالههاي شهري با استفاده از تكنولوژي بين استاندار چهارمحال و بختياري و مديرعامل يك شركت امريكايي در كيش امضا شد و رفت پي كارش. چهارمحاليها لايي كشيدند و رفت. دولت تا بفهمد چه شده برقشان آمده!
ميگويم: اسمش چه بود؟ عجب دل شيري دارد اين شركت امريكايي! دوپينگي است لابد؟ سرش داغ است. دلش منگ است...
ميگويد: شركت امريكايي ورداكوانرژي !(world eco energy)
ميگويم: اين عجب شركت امريكايي است كه در لندن و موناكو و مسكو دفتر دارد، يك دفتر در ناف نيويورك ندارد كه موقع سخنراني رئيسجمهورمان در سازمان ملل، ما هم قاطي هيئت همراه برويم منهتن چندتا لامپ كممصرف اشانتيون بگيريم و هالهاش را نگاه كنيم؟
ميگويد: چطور ما بلديم تحريمها را دور بزنيم، آنها بلد نيستند. شركت امريكايي كه نبايد در امريكا مستقر باشد! همه عالم مال امريكاست! اصلاً در كيش دفتر دارند! خوب شد؟
ميگويم: نكند اين بابا، بابك زنجاني آنها باشد. من يكي كه از ريسمان سياه و سفيد ميترسم!
ميگويد: آخر پسرجان تو سر پيازي يا ته پياز كه بترسي. يارو يك ميليارد و 175 ميليون دلار پول بيزبان را آورده اينجا سرمايهگذاري كرده، آن وقت تو ميخواهي بزني توي ذوقش. همين كارها را ميكنيد كه اقتصاد مملكت فقط 6 درصد رشد داشته است. به قول طيبنيا روزهاي بهاري اقتصاد ايران در راه است. زنده باد بهار!
ميگويم: شما هم اينجا بحث التقاطي راه انداختهايد پدر من. راست و دروغ را به هم ميبافيد، شعار انحرافي ميدهيد، بعد معلوم ميشود كه يك چيزي را از يك جايي بريدهايد گذاشتهايد لاي يك چيز ديگر! اينجوري كه خبر نميدهند!
ميگويد: كجاي حرفم را از كجا بريده بودم كه غلط بود؟
ميگويم: قائم مقام بانك مركزي در گفتوگو با وال استريت ژورنال گفته در صورتيكه ايران با امريكا و ديگر قدرتهاي جهاني تابستان امسال در مورد آينده برنامه هستهاي خود به توافق برسد، اقتصاد ايران ميتواند بسيار سريعتر و تا 6 درصد رشد داشته باشد. يعني رشد نداشتهايم كه! حالا شما و چندتا خبرگزاري و روزنامه، هي تيترش ميكنيد كه داشتهايم! لابد از اول نداشتهايم كه هي شما خودتان ميبريد و ميدوزيدش؟
ميگويد: خب! من هم كه همين را گفتم. تو با من مخالفي، حرفهايم را آنطوري كه ميگويم ميفهمي. حرفهايم را بايد آن طوري كه نميگويم بفهمي. ماجراي پوزتيو و نگاتيو است. بذار حجاريزهاش بكنم؛ آهان ميشود تدليس اقتصادي! نشنيدهاي لابد؟
ميگويم: از اول ميگفتيد. حالا فهميدم. ستونمان هم وزندار شد.
ميگويد: خدا را شكر كه شيرفهم شدي. خدا را صد هزار مرتبه شكر. برو اسپند از خانه همساده بياور تا برايت دود كنم....