جوان آنلاین: صندوق توسعه ملی قرار بود درآمدهای نفتی را از مصرف کوتاهمدت جدا و به سرمایهای ماندگار برای اقتصاد تبدیل کند، اما روند تخصیص منابع این صندوق به پروژههای نفتی، نیروگاهی و صنعتی، نگرانی درباره فاصله گرفتن آن از مأموریت اصلی را افزایش داده است.
مشارکت ۴۰۰ میلیون دلاری در توسعه میدان چنگوله و ۳۰۰ میلیون دلاری در میدان کرخه، در کنار تأمین مالی طرحهای بزرگ برق، شاید اقدامی برای تقویت سرمایهگذاری و افزایش ظرفیت تولید به نظر برسد، اما صرف اختصاص منابع به پروژههای بزرگ، بهتنهایی معیار موفقیت صندوق نیست و معیار اصلی، بازده سرمایه، کیفیت ارزیابی اقتصادی، زمان بازگشت منابع و میزان ریسکی است که از داراییهای بیننسلی پذیرفته میشود. نقطه ضعف مهم در عملکرد صندوق، شفاف نبودن میان «سرمایهگذاری توسعهای» و «تأمین مالی پروژههای گرفتار کمبود منابع» است و پروژهای که از نظر اقتصادی سودآور باشد، باید بتواند بخشی از منابع خود را از بانکها، بازار سرمایه و سرمایهگذاران خصوصی جذب کند. بنابراین صندوق توسعه ملی نباید به نخستین گزینه برای تأمین مالی طرحهایی تبدیل شود که به دلیل ضعف ساختار مالی، نبود توجیه اقتصادی یا ریسک بالا، امکان جذب سرمایه ندارند.
تمرکز منابع بر بخش انرژی نیز نیازمند بازنگری است، چه آنکه اقتصاد به سرمایهگذاری در نفت و برق نیاز دارد، اما بازگرداندن بخش بزرگی از درآمدهای نفتی به همان ساختار انرژیمحور، تنوعبخشی اقتصادی را به حاشیه میبرد و صندوق باید بخشی از منابع خود را به حوزههایی اختصاص دهد که ظرفیت صادرات، فناوری، بهرهوری و ارزش افزوده بالاتری دارند.
از سوی دیگر، درباره پروژههای دریافتکننده منابع، اطلاعات کافی درباره نرخ بازده، سازوکار بازپرداخت، تضمینها و نحوه مدیریت ریسک منتشر نمیشود، در نتیجه، ارزیابی عمومی عملکرد صندوق بیشتر بر میزان منابع پرداختشده متمرکز میماند. این منابع متعلق به یک دولت یا یک دوره مدیریتی نیست و واریزی صندوق توسعه ملی بخشی از ثروت عمومی کشور است و تصمیم درباره آن باید با معیارهایی سختگیرانهتر از تسهیلات بانکی و اعتبارات بودجهای انجام شود. اگر منابع صندوق برای پوشش ضعف دولت، بانکها یا شرکتهای بزرگ به کار گرفته شود، فلسفه وجودی آن به تدریج تضعیف خواهد شد. به هر روی صندوق توسعه ملی وقتی به مأموریت خود عمل میکند که منابع نفتی را به داراییهای مولد، سودآور و ماندگار تبدیل کند و حجم سرمایهگذاری، تعداد پروژهها و رقم پرداختی، بهتنهایی نشانه موفقیت نیست و معیار واقعی، میزان ثروتی است که پس از پایان پروژهها برای اقتصاد کشور باقی میماند. بنابراین اگر این معیار در تخصیص منابع نادیده گرفته شود، صندوق از یک نهاد حافظ ثروت ملی به تأمینکننده مالی مشکلات انباشته اقتصاد تبدیل خواهد شد.