غزاله حضوري | 29 خرداد ماه سالروز رژه مسلحانه قواي اعزامي محمد رسولالله در شهر دمشق، پايتخت سوريه است. رژههاي زيادي را نيروهاي مسلح در طول تاريخ انقلاب اسلامي انجام دادهاند، اما مسئلهاي كه اين رژه و اين حركت را از ديگر حركتها متمايز ميكند، ماهيت ذاتي و اثرات اين حركت است. در واقع حركت حاجاحمد متوسليان و نيروهايش در قالب يك رژه، شروع و تمام نشد، بلكه اين حركت نطفه جريان و حركتي را در كشورهاي سوريه، لبنان، فلسطين و ... ايجاد كرد كه از آن با نام مقاومت ياد ميشود. مقاومت در كشورهايي به دست فرزندان امام روحالله پايهگذاري شد كه همواره آنها از وجود صهيونيستها و وهابيت و سلفيگري رنج ميبردند. امروز در سيو دومين سالگرد اين رژه و تولد مقاومت شاهد اتحاد و هماهنگي ميان استكبار و سلفيگري عليه فرزندان مقاومت هستيم. از اين رو گفتوگويي را با جعفر جهروتيزاده از مسئولين تيپ 27 حضرت رسول و رزمندگان حاضر در اين رژه ترتيب داديم تا ابعاد گوناگون اين حضور و تأثيرات آن در شرايط كنوني را بررسي كنيم.
پس از حمله رژيم صهيونيستي به لبنان در ژوئن 1982، الياس سركيس، رئيس جمهور لبنان طي پيامي رسمي از همه كشورها و مجامع جهاني تقاضاي كمك نظامي، دارويي و غذايي كرد. تنها كسي كه در جهان به اين نداي كمك پاسخ مثبت داد حضرت امام روحالله بود. توضيحي مبني بر علل پاسخ مثبت جمهوري اسلامي به لبنان و سوريه و اعزام نيرو برايمان بدهيد.
خدمت شما عرض كنم با توجه به اينكه ما خودمان در آن زمان درگير يك جنگ نابرابر بوديم، اين اقدام و چنين حركتي كمي غيرمنتظره بود، ما هرگونه تواني را از كشور خارج ميكرديم، در نتيجه جبهههاي خودمان ضعيف ميشد. به هر حال از آن جايي كه انقلاب ما انقلابي اسلامي است و اسلام حد و مرزي را براي خود قائل نيست و نميشناسد، لذا در آن مقطع صهيونيستها شيعيان و مسلمانان را قتل عام ميكردند و ميكشتند و خانه خراب ميكردند و در كل از هيچ جنايتي دريغ نميكردند، اما اين حركتي كه انجام شد و اين نيرو با اين استعداد اعزام شد، نميتوانست يكدفعهاي و فيالبداهه باشد. اين نشان ميداد كه قبل از آن رايزنيهايي و حركتهاي ديپلماتيكي انجام شده است و صحبتها و مشورتهايي انجام شده است و ظاهراً قرار بوده طي اين هماهنگيها يكي دو تا كشور عربي ديگر نيز به پاي كار بيايند كه جا زده بودند و نيامده بودند و يكي از كشورهايي كه نتوانست تا آخر پاي كار بيايد خود كشور ميزبان سوريه بود. به هر حال امام به عنوان فرمانده كل قوا و بنيانگذار انقلاب و كسي كه اسلام انقلابي را طرح كرده است شاهداين اتفاقات بوده است. حاجاحمد و آقاي رضايي فرمانده سپاه پاسداران ملاقاتي را با رهبري كه در آن مقطع رئيس جمهور بودند، داشتند و قرار شد كه در نهايت با تمام طي اين مراحلي كه گفته شد نيروها اعزام شوند. بعد از ورود چند برنامه داشتيم. شعارهايي با زبان عربي ميداديم و اتفاقاتي در آنجا افتاد.
نيروهاي قواي محمد با انجام رژه در دمشق هدف خاصي را دنبال ميكردند؟ اين رژه اتفاقي بود يا با برنامه قبلي انجام شد؟
گفتم ما به محض ورود كارهايي انجام داديم. يكي از فعاليتها رژه در دمشق، پايتخت سوريه بود. اين رژه حركتي بود كه نشان ميداد ما آمدهايم تا با رژيم صهيونيستي وارد جنگ شويم. خود اين رژيم پيام داشت و پيام آن اين مسئله بود كه تمام ملتهاي دنيا بدانند كه انقلاب اسلامي هيچ مرزي را نميشناسد و در هر جا كه احساس كند ظلمي بر مظلومي روا شود وارد كار ميشود و با هيچ ظالمي نه شوخي دارد و نه سر سازگاري.
واقعيت هم همين بود، ضمن اينكه قضاياي ديگري دنبال ميشد. يكي از شعارهايي كه بچهها ميدادند لبيك گفتن به امام بود كه نيروها با سربندهاي الي بيتالمقدس شعار، به الروح، بالدم، نفتيك يا امام ميدادند. صحبتهاي فراواني را حضرت امام داشتند كه در خصوص جهان اسلام مطرح بود و فرموده بودند كه انقلاب ما انقلاب جهاني است. انقلاب ما انقلابي نيست كه خاص ايران باشد و ما اين انقلاب را به دنيا صادر ميكنيم. آنجا يكي از پيامهايي كه در خود داشت صدور انقلاب به جهان از طريق حركت بچهها در دمشق بود. هنگامي كه جهان ميديد سبزپوشان امام در پايتخت كشور سوريه در اوج درگيرياي كه در حدود 900 كيلومتر از مرزهاي آنان را فراگرفته، حضور دارند و با صلابت سفيران صدور انقلاب محسوب ميشوند. يادم ميآيد بعد از رژه به سوي حرم حضرت زينب رفتيم و به قولي اين حركت آزاديخواهانه انقلابي بركاتي را براي مردم ساكن زينبيه داشت. آنها در آن زمان توسط نظام سوريه در معرض محدوديتهايي بودند كه در آن مقطع با حضور قواي محمد اين محدوديتها از روي آنها برداشته شد و به شكلي توانستند بر اعتقادات خودشان بمانند و به راحتي رفت و آمد داشته باشند و مدافع حرم حضرت زينب باشند. بعد از اين حركت بود كه به پادگان زبداني رفتيم و در آنجا مستقر شديم.
اين برنامه و پيامهايي كه اين برنامه در پيداشت توسط مجموعهاي كه در رأس آن حاجاحمد حضور داشت برنامهريزي شده بود و اعتقاد ما هم همين بود كه هر كار و فرماني كه حاجاحمد صادر ميكند بيدليل و بدون برنامه نيست.
چرا نيروها در لبنان عمل نكردند؟
به محض ورود ما تمام برنامه كشورها به هم ريخت. همه كشورها و در رأس آنها كشور صهيونيستي فشارهايي را بر سوريه وارد كردند و از همه مهمتر خود سوريه پاي كار نيامد. ما به عنوان نيروي عمل كننده و نظامي رفته بوديم، اين تحليل و جواب اينكه چرا عمل نشد بايد از عزيزان و آقاياني كه در عرصه ديپلماتيك عمل كردند پرسيده شود.
با توجه به اينكه در سيودومين سالگرد اين رژه و اين حركت كه منجر به تولد حزبالله و ... شد و در واقع مقاومت مولود اين حركت است ميبينيم كه رژيم صهيونيستي تا داعش و وهابيت و سلفيت همه كمر به نابودي مقاومت بستند، شما به عنوان نيرويي كه مسئوليت هم داشتيد و در آن مناطق به عنوان بنيانگذاران مقاومت حاضر شديد چه تحليلي داريد؟
در آن مقطع خيلي از بچههايي آنجا بودند كه توسط ما آموزش ديدند و در قالب يك سازمان به نام حزبالله به فعاليت پرداختند. خيلي از آنها به ايران آمدند و حتي در جنگ به ما كمك كردند، توسط ما آموزش ديدند و رفتند و سازمان حزبالله را تقويت كردند.
مسئلهاي كه حائز اهميت است اينكه كشورهاي غربي و در واقع مستكبران با اين كشورها و حتي ارتش آنها كاري ندارند و اصلاً مشكلي ميان غرب و صهيونيست و سوريه و لبنان و عراق و ... نيست. مشكل اصلي و مسئلهاي كه باعث ايجاد تنش و مشكل ميشود بحث مقاومت است.
به خاطر وجود خط مقاومت است كه اينها دشمني و مشكل دارند و همه اين كينهها نسبت به انقلاب و ايران اسلامي است. تمامي آنها با مقاومت، اسلام انقلابي و انقلاب اسلامي در نهايت مشكل دارند.
وجود حزبالله مشكل است. سوريه به عنوان مقاومت مشكلساز است. چرا مشكلساز هستند. هيچ قدرتي تا زماني كه منافع آن در منطقهاي به خطر نيفتد با آن كشور و منطقه دچار مشكل نميشود. مقاومت يعني خطر و ايجاد مشكل براي منافع غربيها و صهيونيست. حال داعش و صهيونيست، سلفيت و ... فرقي با هم ندارند. در اشكال مختلف به دنبال نابودي مقاومت هستند، كه به كمك خدا مقاومت پيروز بوده و هم پيروز ميشود و همه آنها نابود ميگردند.