کد خبر: 652892
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۵:۱۳
همسر امير شهيد ايرج رستمي در ايام سالگرد شهادتش در گفت‌وگو با «جوان»:
«دوست عزيزم آقاي رستمي قهرمان پرافتخار من، هر وقت كه به تو فكر مي‌كنم از شدت شوق قلبم مي‌لرزد و اشك در چشمانم حلقه مي‌زند. اميدوارم كه هر‌چه زودتر صحت و سلامت خود را بازيابي و با هم در كوه‌ها و دشت‌ها و دره‌ها و در خطرناك‌ترين سنگرها براي پاسداري از ايران و انقلاب فداكاري كنيم.»
صغري خيل‌فرهنگ

«دوست عزيزم آقاي رستمي قهرمان پرافتخار من، هر وقت كه به تو فكر مي‌كنم از شدت شوق قلبم مي‌لرزد و اشك در چشمانم حلقه مي‌زند. اميدوارم كه هر‌چه زودتر صحت و سلامت خود را بازيابي و با هم در كوه‌ها و دشت‌ها و دره‌ها و در خطرناك‌ترين سنگرها براي پاسداري از ايران و انقلاب فداكاري كنيم.» اينها تنها بخشي از يادداشت شهيد مصطفي چمران است كه در اوج دلتنگي‌هايش براي شهيد ايرج رستمي مي‌نويسد. شهيدي كه پس از عمري مجاهدت و شور و غوغا اكنون 33 سال است كه در قطعه 24 بهشت زهرا (س) آرام گرفته است. ديروز مروري بر مجاهدت‌هاي اين شهيد در گفت‌وگو با يكي از همرزمانش داشتيم و امروز نيز در گفت‌وگو با همسر شهيد عفت حجاري بخش ديگري از زندگي امير ايرج رستمي را تقديم حضورتان مي‌كنيم. متن زير را از زبان اين همسر شهيد مي‌خوانيد.

ايرج سال 1320 در شهر آشخانه از توابع بجنورد استان خراسان شمالي به دنيا آمد. خانواده‌اش عاشق اهل‌بيت(ع) و علماي اسلام بودند و او در چنين فضايي رشد كرد.

ايرج هم در درس و هم در اخلاق نمونه بود. درسش كه تمام شد براي گذراندن دوران خدمت سربازي راهي ارتش شد. با توجه به استعداد و توانمندي كه داشت به ارتش پيوست و براي خدمت به نيروي هوابرد شيراز منتقل و همزمان با خدمت در ارتش موفق به اخذ ديپلم شد و توانست به دانشگاه افسري نيز راه پيدا كند. سال 53 از دانشكده افسري فارغ‌التحصيل شد. پس از پيروزي انقلاب در سال 58 با تيپ 55 هوابرد شيراز براي برخورد با فتنه ضد‌انقلاب به كردستان رفت و با گسترش دامنه آتش فتنه داخلي جزو اولين نفراتي بود كه از سوي ارتش به كردستان اعزام شد و در آن جا مسير تازه‌اي در زندگي‌اش رقم خورد. آنجا با شهيد چمران آشنا شد و اين آشنايي بابي جديد در زندگي ايرج باز كرد.

اين همسر شهيد در ادامه مي‌گويد: ايرج كه در كردستان به همراه دكتر چمران بود، مجروح شد و براي مداوا به تهران منتقلش كردند. دوره درمان 9 ماه به طول انجاميد و در نهايت دوباره و اين‌بار با عصا در ميان رزمندگان حاضر شد. وي پس از بهبودي به يگان خدمتي خود بازگشت و با آغاز جنگ تحميلي و حمله هواپيماهاي عراقي به فرودگاه تهران از طرف وزارت دفاع راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل شد و مدتي بعد معاون شهيد چمران در دهلاويه شد. همواره دوستانش از وابستگي قلبي همسرم و شهيد چمران برايم حرف‌ها گفته‌اند؛ بحق بايد گفت كه اين دو شهيد، يك روح بودند در دو جسم.

عفت حجاري از دو يادگار همسرش نيز مي‌گويد: من از ايرج رستمي دو فرزند دختر به يادگار دارم كه تمام تلاشم تربيت صحيح آنها بود. نوه‌هايم عاشق پدر‌بزرگشان هستند، آنها از ميان خاطرات ريز و درشت من كه برايشان روايت مي‌كنم پدر‌بزرگشان را مي‌شناسند.

عفت حجاري از دلتنگي‌هاي زنانه‌اش مي‌گويد و از نبودن‌هاي همسرش: عيد سال 1360 قرار بود من به همراه بچه‌ها به منزل پدري‌ام بروم و ايرج در شيراز به ما ملحق شود، اما تماس گرفت و گفت كه عملياتي در پيش دارند و نمي‌تواند عيد همراهمان باشد. من نگران و ناراحت بودم اما او استدلال‌هاي خودش را داشت، مي‌گفت: وقتي نوجوان 13 ساله به ميدان نبرد مي‌آيد، وقتي پير‌مرد 70 ساله وارد كارزار مي‌شود من هم بايد باشم، من كه نظامي هستم، شرعاً و عرفاً بايد باشم.

من هم ديگر به نبودن‌هايش بيشتر از بودن‌هايش عادت كرده بودم. ايرج در مدت حضورش در جبهه تنها يك بار به خانه آمد. تنها دليلي كه توانستم دوري‌اش را تاب بياورم دو فرزند دختري است كه از شهيد برايم به ياد‌گار ماند. شهادتش را هم يكي از دوستانش به نام سرهنگ خواجه‌محمودي به ما اطلاع داد. اين همسر شهيد اما برايمان از تنها دلخوري و گلايه‌اش از مسئولان نيز مي‌گويد: تابلوي شهيد ايرج رستمي پس از سي و چند سال از مدرسه‌اي كه به نام ايشان بود بر‌داشته شد و تابلويي ديگر جاي آن را گرفت. تابلوي مدرسه شهيد عموئيان 2. البته ايشان هم شهيد هستند و قابل احترام اما حالا در اكباتان دو مدرسه به نام شهيد عموئيان وجود دارد. به نظرم لزومي نداشت كه نام يك شهيد را بردارند و نام شهيد ديگر را روي يك مدرسه بگذارند. عفت حجاري مي‌افزايد: اكنون تابلوي سردار بي‌نشان شهيد ايرج رستمي در ميان نيمكت‌هاي شكسته و از كار افتاده در انبار مدرسه خاك مي‌خورد.

همان دلاوري كه امام خامنه‌اي در‌باره‌اش مي‌گويد: ‌يك سرگرد ارتشى كه بعد ما فهميديم ايشان اهل آشخانه است- سرگرد رستمى- به ميل خود، به صورت بسيجى آمده بود در مجموعه‌ گروه شهيد چمران، آنجا فعاليت مي‌كرد.» حضرت آقا در ميان مردم خراسان شمالي از همسرم به نيكي ياد كردند، اما امروز براي نصب تابلويي بر سر‌در يك مدرسه دچار مشكل شده‌ايم. هميشه روز يك‌شنبه در مدرسه مراسم دعا براي شهدا به ويژه شهيد رستمي برگزار مي‌شد و من هرگز آن لحظات خوب و شيرين را از ياد نمي‌برم... شهيد رستمي اولين شهيد اكباتان بود و من دوست داشتم وقتي كه فرزندانم از كنار اين مدرسه عبور مي‌كنند اين تابلو را ببينند. حتي يك كوچه هم به نام اين شهيد در تهران وجود ندارد. ارزش معنوي اين تابلو براي من و بچه‌ها بسيار بالا بود.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۱
0
1
مظلومیت ارتش وارتشیان روح آن امیر شهید با شهدای کربلا محشور شود انشاالله
dawod
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۴
0
0
سلام بر شهداي انقلاب اسلامي ورهروان آنان.آ...لطفا سري به طرح روددره اوين دركه بزنيد ببينيد شهرداري به برخي ...در كنار آتي سازكناررودخانه مجوز ساخت داده تاكه دارند كاخ ميسازند ووبقيه مردم فقير را متري 2200 بزور تخليه و آواره ميكند.مردمي كه بطور خودجوش دومسجد در آنجا بنا نموده اندو.... .. ولي شهردار منطقه دو نميخواهد قبول كند .مردم محله فوق قرار است باآقاي مسجدجامعي ملاقات كنند درغير اينصورت اتوبان چمران را مسدود نمايند .چرا ....براي طرح اتوبان امام علي ع متري هفت ميليون تومان سال 91 خريداري نموده اما اين محله در منطقه دو واقع شده را حاضر نيست به قيمت واقعي بخرد و بحرانسازي ميكند .مسئولين محترم شهدار منطقه دو را راهنمايي كنند و كمي هم بفكر مردم محروم باشند .زمانيكه اين محل وجودداشت سعادت آباد تپه وبيابان بود .مسئولين محترم ...لطفا توجه فرماييد ...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار