کد خبر: 650316
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۶:۴۶
در رثاي حسن تهراني‌مقدم همراه و همرزم شهيد شفيع‌زاده در تشكيل توپخانه سپاه
موشكي صفيركشان در آسمان به پرواز در‌مي‌آيد، سرعتش زمين و زمان را در مي‌نوردد و صدايش لرزه بر اندام دشمنان اين آب و خاك مي‌اندازد.
آرمان شريف

موشكي صفيركشان در آسمان به پرواز در‌مي‌آيد، سرعتش زمين و زمان را در مي‌نوردد و صدايش لرزه بر اندام دشمنان اين آب و خاك مي‌اندازد. شهيد تهراني‌مقدم هر موشكي را كه شليك مي‌كرد، مي‌گفت اين كار ما نيست، بلكه قدرت خداست كه اين موشك را به حركت در آورده است: «و ما رميت اذ رميت ولكن الله رمي». تهراني‌مقدم و دوستانش پيش از شليك هر موشك وضو مي‌گرفتند و با وجود آن كه محاسبات دقيق را رعايت مي‌كردند، ولي با توكل و توسل و خواندن اين آيه به هنگام شليك، بيشتر موشك‌هايشان را به هدف مي‌زدند.
چند سال از جنگ مي‌گذشت و ما هنوز توان شليك موشك به خاك عراق را نداشتيم و در مقابل عراقي‌ها هر روز خاك كشور ما را موشكباران مي‌كردند. چنين وضعيتي براي تهراني‌مقدم و دوستانش ناخوشايند بود. ما بايد برتري خود را به دشمن ديكته مي‌كرديم تا آنها مي‌فهميدند تركيب نيروي اعتقاد و رزم و انديشه از سربازان خميني دل شير ساخته است.
تلاش‌هاي تهراني‌مقدم و يارانش عاقبت در 21‌اسفند سال 1363 نتيجه داد. در اين تاريخ اولين موشك ايران به كركوك شليك شد و بعد از آن دومين موشك هم در بامداد 23/12/1364 به بانك 18 طبقه رافدين بغداد اصابت كرد. سومين موشك هم در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود 200 نفر از فرماندهان عراقي را به هلاكت رساند.
سردار زهدي درباره شليك موشك سوم مي‌گويد: «وقتي كه بنا شد اولين موشك را خود برادران سپاه به سمت بغداد شليك كنند، با هم به كرمانشاه رفتيم. مقدمات كار فراهم شد و باشگاه افسران بغداد را هدف گرفتيم. شهيد مقدم پيشنهاد كرد اول دعاي توسل بخوانيم و بعد از دعا به زبان فارسي با خدا صحبت كرد و گفت: «خدايا ما نمي‌خواهيم مردم عراق را بكشيم. ما مي‌خواهيم نظاميان را از بين ببريم كه هم ما و هم عراقي‌ها را مي‌كشند. خدايا اين موشك را به باشگاه افسران بزن». موشك شليك شد و همه پاي راديو نشستيم. پس از چند دقيقه راديو بي‌بي‌سي اعلام كرد يك موشك باشگاه افسران بغداد را منهدم كرده و تعداد زيادي از افراد حاضر در آن كشته شده‌اند. من پيشاني شهيد مقدم را بوسيدم و گفتم اين به هدف خوردن موشك نتيجه اخلاص و پاكي تو بود».
حرف‌هاي محسن رضايي فرمانده وقت سپاه هم درباره شهيد تهراني‌مقدم خواندني است. نخستين ديدار رضايي با تهراني‌مقدم به سال 60 و قبل از عمليات فتح‌المبين بازمي‌گردد. او روايت مي‌كند: «عمليات فتح‌المبين كه پايان يافت و ما در آن موفق شديم توپخانه‌هاي عراق را غنيمت بگيريم، حسن (باقري) گفت: فردي كه شما براي تأسيس توپخانه سپاه مي‌خواهيد، آقاي حسن مقدم است. او مي‌تواند توپخانه سپاه را تشكيل دهد. من صدايش زدم و گفتم: برو دنبال تشكيل توپخانه. به او گفتم: توپ‌هايي را كه لشكر ۲۷ و ساير تيپ‌ها و لشكر‌ها از عراق غنيمت گرفته‌اند، مي‌گيريم و تحويل شما مي‌دهيم. شما برو با آنها توپخانه سپاه را تشكيل بده.
40 روز پس از فتح‌المبين، عمليات الي‌بيت‌المقدس را آغاز كرديم. در اين 40 روز، حسن توپ‌ها را آماده كرد و به اين ترتيب، سپاه در عمليات الي بيت المقدس خودش توپخانه داشت. البته ارتش بيش از سپاه ‌توپخانه داشت، ولي غرش توپ‌هاي سپاه هم براي بچه‌هاي سپاه و بسيج و هم براي دشمن مهم بود. دشمن كه تازه متوجه شد، سازمان رزم سپاه هم داراي توپخانه شده و سپاهي كه در حال رشد است، هم‌اكنون توپخانه هم دارد، به شدت نگران شده بود.  كم‌كم تيپ‌ها و لشكرهاي ما صاحب توپخانه شدند و توپخانه قرارگاهي درست كرديم. تقريباً شمار توپ‌هاي سپاه به 700 مي‌رسيد. حسن مقدم با كمك شهيد حسن شفيع‌زاده و سردار زهدي و ديگران، توپخانه سپاه را سازماندهي كرد.»
بعد از اتفاق ناگوار انفجار در پادگان بيدگنه ملارد تهراني‌مقدم و دوستانش، به جمع ياران شهيدشان در الي‌بيت‌المقدس و فتح‌المبين پيوستند. مقام معظم رهبري در رثاي شهيد تهراني‌مقدم به او لقب پارساي بي‌ادعا و دانشمند برجسته را دادند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار