او كه پس از پيروزي انقلاب، براي مبارزه با معاندان نظام به فرمان امامش عازم پاوه شد. مردي كه نسبت به دشمنانش «اَشَدُّ عَلَي الكفّار» بود و نسبت به مردمان كردستان «رُحَماءُ بَينَهُم». محمد بروجردي را اما بايد بيشتر با نام مسيح كردستان بشناسي. آوازه شير صحراي نبرد و زاهد دل شب در اولين روز از خردادماه 1362 در آسمانها شنيده شد و مسيح كردستانيها به آرزويش رسيد.
بروجرد اما به تارك افتخارات خود نام دليرمردان و مبارزاني را دارد كه سالهاي پيش از انقلاب و پس از آن براي اعتلاي پرچم جمهوري اسلامي از خود مجاهدتها نشان داده و در ياد ملت ايران ثبت و ماندگار شدند. تنها كافيست كمي به عقب برگرديم و برگهاي تاريخ پرصلابت مردان بروجرد را ورق بزنيم و خبر از حماسهسرايي قافله عشاقش بگيريم، همانها كه نداي امام زمان(عج) خويش را پاسخ داده و راهي جبههها شدند. همان بسيجيان و مردان جسور بروجرد را ميگويم كه همگام با گردان ثارالله تيپ 57 حضرت ابوالفضل(ع) لرستان عازم جبهههاي جنگ شدند. همانها كه نشانههاي ايثار و سربلندي و چشمههاي معرفت اليالله بودند. اين را ميشود با گذري بر گلزار شهداي بروجرد به خوبي حس كرد. قطعهاي از بهشت كه راز 1500 شهيد را در سينهاش حفظ كرد. بروجرد زادگاه 2530 آزاده است و 3300 جانباز.
نمونهاش شهيد احمد حسيني كه سال 62 با رتبه 155 در رشته مهندسي كنترل برق در دانشگاه صنعتي اصفهان پذيرفته شد و يك سال بعد و در روز عيد قربان در منطقه عملياتي فاو هنگامي كه سرگرم ارتباط تلفني و تعمير آن بود بر اثر اصابت تركش دشمن به شهادت رسيد. يا شهيد حاجاصغر زند لشني كه در عمليات رمضان در حالي كه معاون گردان فتح بود از ناحيه پشت و كتف مجروح شد و چندين سال بعد در تاريخ 7/2/67 پس از اينكه از جلسه هماهنگي فرماندهي لشكر در پادگان قدس خرمآباد به سمت دورود در حركت بود و قصد داشت نيروها را جمعآوري كرده و به جبهه برگردد در مسير بر اثر تصادف وسيله نقليه حاملش با وارد آمدن آسيب مغزي دعوت حق را لبيك گفت و آسماني شد.
كمي آن طرفتر ميان تپههاي سربلند اين شهر پنج شهيد چون مادرشان در گمنامي آرميدهاند، بروجرد اما به تپه شهدايش ميبالد. اما اينجا غبطه ميخوري به حال 45 شهيد جانباز شيميايي بروجرد كه سالهاست معبر شهادتشان را از خسخس سينهها و نفسهاي بريده در ركاب مولايشان يافتهاند و راهي شدند. همانها كه نماد مظلوميت جنگند و عطر خوش ايثار و استقامتشان تا امروز به مشام جانها ميرسد.
گردان ثارالله مهد مجاهدان
گردان ثارالله شهر بروجرد در سال 1362 تشكيل شد، 750 شهيد بسيجي و 85 شهيد سبزپوش و 1250 جانباز جاننثار و 54 آزاده حكايتي دارد از غربت و مظلوميت گردان ثارالله. اين گردان مجاهدت فرماندهان شهيدش ابراهيم اسدالهي، دهقان، گودرزي، نوروزيان و روحانيون شهيدش، قنوتي، اسلامي و شيخ توكلي را هيچگاه از ياد نخواهد برد. رملهاي تنگه چزابه، مثلثيهاي كربلاي 4، مردن دلير كربلاي5، خاك شلمچه، آسمان شاخ شميران و ماووت عراق، گواه روشني بر مبارزات و مجاهدت مردان آسماني گردان ثارالله است. آنها هستيشان، وجودشان، سلامتيشان و در يك كلام آسايش يك عمر زندگيشان را پاي انقلاب و اسلام نثار كردند... همان دلاورمرداني كه امام خامنهاي در رثاي مجاهدتهايشان فرمودند: واقعاً زحمت بيهودهاي است اگر امثال من بخواهيم از شماها سپاسگزاري كنيم. شماها با خداوند معامله كرديد و واقعاً بايد خطاب به شماها گفت: بشارت باد به شما با اين معامله كه با خدا كرديد.
اين براي بيان جاننثاريشان تنها بازي است با كلمات؛ چراكه شجاعت و ايثارشان در قالب الفاظ نميگنجد. آيا اينجا كسي به ياد مجاهدت همسرانشان هست! آنجا كه رهبري خطاب به همسران جانبازان فرمودند: «پروردگار منان لحظهلحظه صبر زيبا و جميل شما در خدمت به جانبازان را محاسبه ميكند و پاداشي كريمانه، ذخيره آخرت شما قرار ميدهد.»