آنها از فكه تا پل نادري كيلومترها از خاك ايران را اشغال كردند. آن روزها براي خيليها باورش سخت بود كه دو سال پس از هجوم سنگين دشمن، عراقيها مجبور ميشوند تمام زمينهاي اشغالي را رها كرده و مقابل فكه موانع پيچيدهاي ايجاد كنند تا جلوي پيشروي ايرانيها را بگيرند، رزمندگان بسياري در فكه شهيد شدند تا در تاريخ ثبت شود كه ايران انقلابي، اشغالگري را بر نميتابد. سالها بعد بازماندگان جنگ در فكه قمقمههايي يافتند كه از آب پر بود، قمقمههاي تشنه لبهاي شهيدان فكه، رزمندگاني كه آرامش را از صدام گرفته بودند.
فكه به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم ميشود كه بخش جنوبي آن جزء استان خوزستان و بخش شمالي آن جزء استان ايلام است. فكه از شمال به شيخ حاوي، منطقه چنانه و برقازه، از جنوب به هورالهويزه، چزابه و بستان، از شرق به بلنديهاي ميشداغ و رقابيه و از غرب به استان ميسان عراق با مركزيت العماره محدود ميشود. اين منطقه ارتفاعات چنداني ندارد، ميشداغ مهمترين ارتفاع رملي منطقه است كه در شمال دشت آزادگان قرار دارد وحدود 246 متر ارتفاع دارد و از شمال غربي سوسنگرد شروع و تقريباً موازي با مرز ايران وعراق از شمال بستان عبور ميكند و به تپههاي رقابيه در جنوب شرقي فكه ميرسد.
فكه يعني سرچشمه
فكه، سرزميني است رملي با شنهاي روان، فكه يعني عمليات والفجرمقدماتي، والفجر يك، گردان كميل، گردان حنظله، شهيدحسن باقري، شهيد مجيد بقايي، سيدمرتضي آويني و محمودوند و به گفته سيد اهل قلم شهيد آويني بياييد من سرچشمه را يافتهام: «يا ايتها النفسُ المطمَئنه اِرجعي اِلي ربِك راضيه مرضيه، فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي» خاك فكه بيشتر رملي است. رملها را حاصل فرسايش باد برخاك و ارتفاعات منطقه ميدانند. برخي هم ميگويند رملها را باد از صحراي عربستان، سوريه و عراق به منطقه آورده است. تجاوزهاي عراق به پاسگاههاي مرزي فكه از 25شهريور 59 آغاز شد. تنگه زليجان وتنگه سعد در غرب ميشداغ از معروفترين تنگههاي منطقه بود. فكه يكي از چهار محور اصلي تجاوز و حمله ارتش عراق به شمال خوزستان بود. فكه، سميده، دويرج، طاووسيه، صفريه وسوبله پاسگاههاي مرزي فكه ومناطق مرزي اطرافش هستند كه پس از انقلاب خيلي زود ناامن شدند وضدانقلاب از اطراف آنها به شهرهاي شمالي خوزستان اسلحه قاچاق ميكرد تا دزفول، شوش، وانديمشك را ناامن كند.
عمليات والفجر مقدماتي
بعدازظهر 31شهريور، لشكر يك مكانيزه عراق از محور فكه به سمت شوش و لشكر 10 زرهي از محور شرهاني وارد خاك ايران شدند. آنها در فكه تا پل نادري كيلومترها از خاك ايران را اشغال كردند. در ابتدا مرزداران ژاندارمري، يگانهاي پراكنده از لشكر92 زرهي و تعدادي از پاسداران و نيروهاي مردمي دزفول در هر دو محور (پل نادري و شرهاني)در مقابل عراقيها ايستادند. تا پايان روز6 مهر عراقيها توانستند غرب كرخه (منطقه عين خوش و دشت عباس) را اشغال كنند و نيروهاي ايراني، آنها را در پل نادري زمينگير كردند. پس از عمليات فتح المبين كه به آزادسازي غرب شوش و دزفول انجاميد، منطقه فكه همچنان در اشغال دشمن باقي ماند. از چهار عملياتي كه در فكه انجام شد دو عمليات آن مهمتربود. والفجرمقدماتي در بهمن1361 و والفجر يك در فروردين1362 اجرايي شد.
كانال كميل، حنظله
كاروانهايي كه از چزابه به فكه ميروند از موقعيت كانال كميل ميگذرند. كانال كميل در عمليات والفجر مقدماتي روزهاي سختي را در محاصره گذراند. رزمندگاني كه لحظات آخرشان را در يك كانال وكنار هم بودند با كمبود آب، غذا ومهمات مواجه شدند. علي محمود وند در سال 1371 به منطقه آمد و از بنيانگذاران تفحص شهدا در لشكر27 محمدرسول الله (ص) شد. او توانست سال 1376 بچههاي گردان كميل و حنظله را پيدا كند و به چشم انتظاري مادران شهدا خاتمه دهد. او در 22بهمن سال 79 در فكه در حال خنثي كردن مين در حالي كه پيكرمطهرش رو به قبله و در سجده كامل بود به سوي ياران ديرينهاش پركشيد. يادش به خيرشهيد حسين رازي نسبت، فرمانده گردان حنظله گفت: «امروز روز پنجم است كه در محاصرهايم، آب را جيره بندي كردهايم، نان را جيره بندي كردهايم، عطش همه را هلاك كرده، همه را جز شهدا، كه حالا كنار هم در انتهاي كانال خوابيدهاند، ديگر شهدا تشنه نيستند...»