به گزارش «جوان»، مجيد مجيدي، كارگردان سرشناس ايراني روز پنجشنبه با حضور در دفتر سازمان ملل در ژنو سوئيس، سخنان روشنگرانهاي را در نقد سياستهاي غرب در خصوص اسلامهراسي و ايرانهراسي ارائه كرد. متن كامل سخنراني كارگردان محمد(ص) به شرح ذيل است:
«به نام خدا؛ گاهي فكر ميكنم اگر من در يك كشور غربي به دنيا آمده بودم و در كودكي و نوجواني و جوانيام هر صبح در صفحات روزنامهها ميخواندم و هر شب روي صفحات تلويزيون ميديدم كه چگونه عدهاي مسلمان در شرق، بمبگذاري و انفجار كار هرروزهشان است، ماشينهاي بمبگذاري شده را در ميان بازارها و مراكز تجمع مردم منفجر ميكنند، سرهاي مخالفان خويش را صدها صدها ميبرند و در برابر دوربينها به نمايش ميگذارند و گاه با همين سرها در كوچهها و خيابانها فوتبال بازي ميكنند، سينههاي دشمنان را ميشكافند و قلب آنان را ميخورند، كليساها و كنيسهها و حتي گاه مساجد و حسينيههاي ديگران را با مردمي كه براي عبادت به آنجا آمدهاند به آتش ميكشند، آيا در اين صورت چه ديدگاهي نسبت به اسلام و مسلمانان پيدا ميكردم و چه ترس و هراسي از آنان در دل ميپروراندم و آيا امكان داشت با اين همه جنايت و خشونت گرايشي به اين دين و آيين پيدا كنم؛ اگر چه خود را با افتخار يك مسلمان ميدانم و خوشبختانه من در كشوري به دنيا آمدم و رشد كردم كه از همان سالهاي ابتداي زندگي با همه وجودم دريافتم، ديني كه پدران و مادرانم برگزيدهاند، آييني مملو از مهر و محبت و عشق است و كينهورزي و انتقام جايي در آن ندارد و خدايش همواره با صفات «مهربان» و «رحيم» شناخته ميشود و در كتاب آسمانياش قرآن ١١٣ بار در ابتداي هر سوره جملهاي تكرار ميشود كه پيامآور محبت و مهرباني گسترده و هميشگي خداوند است.
من در سرزميني پا به جهان گذاشتم كه مردم مسلمانش با هرگونه خشونت مذهبي بيگانه بودند و قرنها پيروان اديان و مذاهب ديگر را به همسايگي و همزيستي مسالمتآميز خويش پذيرفته بودند زيرا به پيامبري ايمان داشتند كه سراسر زندگياش را مهرباني و عشق به ديگران در بر گرفته بود و نه تنها به مسلمانان و پيروان خويش كه به همه انسانها با هر نژاد و زبان و حتي به حيوانات و گياهان و درختان نيز مهر ميورزيد.
من پيامبري را شناختم كه مهرباني، شيوه زندگياش و شعار هر صبح و شامش بود. «محمد»ي كه با دشمنان كينهتوزش هم به مهر و محبت رفتار ميكرد. وقتي پس از سالها رنج و آزار، اين بار پيروز به شهري كه از آن رانده شده بود، باز ميگشت، هيچ كس را به جرم پيشين مجازات نكرد نهتنها خانه هيچ دشمني را به انتقام ويران نساخت بلكه خانه بزرگترين دشمن و مخالف خود را پناهگاه و مأمن همه مخالفان و دگرانديشان قرار داد. اينچنين بود كه در گذر زمان با آييني خو گرفتم كه نه تنها پيامبرش الگو و اسوه مهرباني و محبت بود كه شاگرد و دستپرورده و جانشينش علي نيز جز به مهر سخن نگفت و جز به محبت رفتار نكرد و حكومتي را برقرار كرد كه هيچكس بر ديگري جز به تقوا و پاكي و پارسايي برتري نداشت. در تاريكي شبها ناشناس به سراغ بينواياني ميرفت كه از زمره مخالفانش بودند و در ميان آنها نان و خرما توزيع ميكرد تا گرسنه سر به بالين نگذارند. اگر در جنگي ناخواسته دشمن آب رودخانه را از سپاهيان او دريغ ميكرد تا تشنه بمانند، او مقابله به مثل نكرد و هنگامي كه به رودخانه مسلط شد آب را در اختيار آنان قرار داد. مرامنامه حكومتش خطاب به استانداران و حاكمان شهرها اين بود كه انسانها از دو گروه بيرون نيستند يا هم كيشند يا همنوع و در هر دو صورت بايد به آنها مهر ورزيد. من با چنين آييني خو گرفتم و طبيعي است وقتي طالبان در افغانستان جنايت ميكرد يا وقتي حادثه دهشتبار ١١سپتامبر به وقوع پيوست، ميدانستم كه آنچه روي ميدهد هيچ سازگاري و ارتباطي با ديني كه من به آن ايمان دارم، ندارد.
امروز از خودم و از شما ميپرسم به راستي در پشت همه عمليات جنايتكارانهاي كه به نام اسلام صورت ميگيرد چه دستهايي پنهان است؟ از شما ميپرسم القاعده و طالبان كه در پاكستان و افغانستان زاده شدند، رشد كردند و اينك سايه شومشان بر همه جهان افكنده شده است، ابتدا توسط كدام قدرتها آفريده شدند و مورد حمايت قرار گرفتند تا امروز با جنايات آنها بذر اسلامهراسي در دل همه جهانيان كاشته شود و نهال خشونت اين بار به شكلي ديگر يا به صورت نسل كشي در ميانمار و آفريقاي مركزي يا با اقدامات نظامي و گسيل سربازان سر برآورد؟ متأسفم كه بگويم حكومتهايي طالبان و القاعده را از هر سو حمايت كردند كه همواره از همپيمانان غرب به شمار ميروند. دولتهاي عربي آنان را در دامان خويش پروراندند كه اينك به نوعي ديگر خشونت و كينه ورزي را ترويج ميكنند.
خوشحالم كه بگويم كه نه در حادثه ١١سپتامبر نيويورك و نه در بمبگذاريهاي متروي لندن و نه در هيچ عمليات انتحاري، هيچ تروريستي با مليت ايراني و با آييني كه در سرزمينم ايران ترويج ميشود، شركت نداشت اما متأسفم كه به ياد بياورم غرب تمام فشارها و تضييقاتش را پس از اين حوادث متوجه ايران و ايرانياني كرد كه همواره چنين عملياتي را محكوم كردهاند.
من به عنوان يك هنرمند كه در سالهاي اخير به دليل اقدام به ساخت فيلمي درباره زندگي پيامبر اسلام بسيار خواندهام و بسيار تحقيق كردهام، شهادت ميدهم كه چنين اقدامات خشونتباري كه ميوه آن اسلام هراسي در همه جهان است با روح اسلامي كه من از محمد(ص) و علي و حسين (ع) آموختهام، بيگانه است و لذا سعي دارم تا پيام و چهره واقعي دين مهرباني پيامبر اسلام را در قالب فيلم محمد(ص) به دنياي نگران و آشفته عرضه كنم. من باور دارم كه رفتارهاي زشت و آلودهاي چون قرآنسوزي در امريكا يا توليد فيلمهاي جسارتگر نسبت به پيامبر يا مسلمانان يا حتي اقداماتي نظير انتشار كاريكاتورهاي توهينآميز، نقشي جز كمك به خشونتطلباني كه نام اسلام را دزديدهاند، ندارد و چه بسا روي ديگر چنان رفتارهايي است. جنايتكاراني كه ميكشند و تكه تكه ميكنند، مشتاقانه در انتظار چنين اقداماتي هستند تا جنايات خويش را توجيه كنند و از ميان تودههاي ناآگاه براي خود سربازان جديد استخدام كنند. سخن را با پيام خداوند به رسولش محمد (ص) به پايان ميبرم كه فرمود: اي كساني كه ايمان آوردهايد همگي در پرتو ايمان به خداوند، در صلح و آشتي درآييد و از گامهاي شيطان پيروي نكنيد كه او دشمن آشكار شماست(بقره٢٠٨)».