«از دشت جنون حماسهساز آمدهايم/با سينه پرسوز و گداز آمدهايم/ عضوي اگر از پيكر ما كاستهاند/ با قامت سرو، سرفراز آمدهايم.» اين رباعي نمونهاي از اشعار جانباز مهدي سيدحسيني است. او 16، 17 سال بيشتر نداشت كه راهي جبهه شد و خيلي زود به جانبازي رسيد. اين جانباز70درصد كشور بعد از چند سال، فعاليت خود را در زمينه شعر دفاعمقدس شروع كرد و تا الان يك كتاب شامل دوبيتي و رباعي به نام «شهيد عشق» منتشر كرده است. سيدحسيني در گفتوگو با «جوان» لازمه رشد و پيشرفت ادبيات پايداري را حمايت از شاعران و علاقهمندان به اين حوزه ميداند و نسبت به بيمهريهايي كه به اين حوزه ميشود انتقاد دارد. در ادامه نظر سيدحسيني را درباره وضعيت شعر دفاعمقدس ميخوانيم.
قبل از پرداختن به كارنامه هنري شما كمي از سابقه رزمندگيتان برايمان بگوييد.
مدت رزمندگيام به دليل اينكه در همان اولين باري كه به منطقه رفتم، مجروح شدم طولاني نبود. متأسفانه فرصت بيشتري پيش نيامد كه در مناطق جنگي حضور داشته باشم. حدود دو ماه در منطقه حضور داشتم و بر اثر تركش خمپاره مجروح شدم. در منطقه گيلانغرب و همزمان با عمليات مسلمبن عقيل(ع) به عنوان بسيجي در منطقه حضور داشتم. آن زمان با توجه به اينكه سنمان كم و جثهمان كوچك بود خيلي با رفتنم به جبهه موافقت نميكردند و به سختي توانستم خودم را به جبهه برسانم.
از چه زماني فعاليت در شعر و ادبيات پايداري را شروع كرديد؟
من در سال 61 جانباز شدم و 18 سال بعد كه از كار بازنشسته شدم، سرودن شعر را شروع كردم. از قبل زمينه شعر گفتن را داشتم ولي خيلي دنبالش نرفتم تا اينكه بالاخره شعر به سراغ من آمد و گفت قلمت را زمين نگذار و هنوز ميتواني كارهايي انجام بدهي. سال 85، 86 از خمين به تهران آمدم و با حضور در انجمني كه هنوز هم فعال است سرودن شعر را ادامه دادم. بيشتر شعرهاي من در زمينه دفاعمقدس است و بعد از مدتي فعاليت در حوزههاي ديگر شعر را هم امتحان كردم. من بيشتر شعر دفاعمقدس سرودهام و علاقهام به اين حوزه است. از ابتدا كارم را با شعر دفاعمقدس شروع كردم.
براي كار بيشتر روي كدام جنبههاي ادبيات پايداري تمركز ميكنيد و شعر ميگوييد؟
من در رابطه با شهدا و جانبازان شعر گفتهام. در رابطه با شهيدان رباعي گفتهام كه در كتاب «شهيد عشق» هم چاپ شده است. اگر اجازه بدهيد نمونهاي از اين رباعيها را ميخوانم: «پيراهنشان هميشه عطرآگين است/ سجاده ز خون سرخشان رنگين است/ انگشتر و سجاده و سربند و پلاك/ از جنس دعا و سوره ياسين است.»
اشعار مربوط به دفاعمقدس را مرور ميكنيد؟ لازمه پيشرفت شعر دفاعمقدس را چه ميدانيد؟
بله! الان هفتهاي دو روز انجمن داريم و در انجمنهاي ديگر كارهاي دوستان ديگر را مرور ميكنيم. بايد در جامعه به شعر و آثار شاعران بها داده شود ولي متأسفانه تا به حال چنين حمايتي را احساس نكردهام. شاعران نبايد فقط در يك حوزه بمانند و كار كنند چون در چنين حالتي خيلي زود به پايان خواهند رسيد. شاعران بايد در تمام زمينهها مطالعه داشته باشند تا بتوانند به كار خود جنبههاي مختلف و گوناگوني بدهند. من تعبيري از شعر دارم و ميگويم شعر هنر است و شاعر هنرمند. متأسفانه در بسياري از محافل و مجالس شاعران را جدا از هنرمندان ميدانند و شاعر را شايد خيلي هنرمند نميدانند. ادبيات پايداري هم از حمايت كمتري نسبت به ديگر گونههاي ادبي برخوردار است و كمتر از آن حمايت ميشود. دو سال پيش در شب شعري در رابطه با دفاعمقدس از خانواده شهدا دعوت كرديم كه به مجلس ما بيايند. خانواده شهدا از اين دعوت خيلي خوشحال شده بودند و برايشان جالب بود كه يك انجمن هنري آنها را به محفل خودشان دعوت كرده بود. بايد در اين زمينه فعاليت بيشتر شود و افرادي كه جانباز، ايثارگر و رزمنده هستند و در بحث شعر فعاليت ميكنند بايد با هم آشنا شوند و يك مجمع براي كار داشته باشند.
چرا شاعران دفاعمقدس از حمايتهاي لازم برخوردار نميشوند؟
من فكر ميكنم كلاً به حوزه شعر بها داده نميشود. بايد فضاي لازم به شاعران و كساني كه ميخواهند در زمينه دفاعمقدس شعر بگويند داده شود. الان در تهران تنها حمايتي كه از ما كردهاند اين بوده كه فضايي را براي كار و دور هم جمع شدن به ما دادهاند و بقيه امكانات خيلي كم است. حتي اتاقي كه از قبل در اختيار ما بوده به دلايل تعمير و مرمت از داشتنش معذور هستيم. وقتي از هنر و هنرمند حمايت نشود به ضرر همه است. اگر به هنر اهميت داده نشود جامعه متضرر خواهد شد.
با وجود چنين شرايطي، شاعران چه كارهايي را براي پيشبرد كارشان ميتوانند انجام دهند؟
چند روز پيش انجمني برگزار شده بود كه اعضايش از شهرهاي ديگر به تهران آمده بودند. براي يك شاعر خيلي ارزش دارد كه از شهر ديگري به تهران ميآيد و در آن محفل شركت ميكند. اگر از شاعراني كه با عشق و علاقه دنبال شعر هستند حمايت نشود آنها سرخورده خواهند شد و انگيزه خود را از دست ميدهند. به يك فوتباليست اين همه امكانات و بها داده ميشود در صورتي كه به شاعران يك ريال هم داده نميشود. شايد بسياري از شاعران دنبال مسائل مالي نيستند. شاعر يعني كسي كه با عشق كارش را انجام ميدهد و براي كارش ارزش قائل است.
ولي شاعراني هم هستند كه بدون حمايت از كارهايشان استقبال خوبي ميشود؟
شاعر به هرحال كار خودش را ميكند. همان طور كه ميگويند اشعار حافظ 50 سال بعد از مرگش به چاپ رسيده است. الان ميبينيد چندين سال ميگذرد و در هر خانهاي يك جلد از اشعار حافظ وجود دارد. گسترش اينترنت و فضاي مجازي كمك زيادي به شاعران كرده و باعث شده كارهايشان بهروز خوانده شود. وقتي شما وارد اينترنت ميشويد هر كسي كه شعر ميگذارد شما ميتواني همان لحظه آن را بخواني و نظر بدهي و با شاعر صحبت كني.
با اين حساب، گسترش اينترنت و فضاي مجازي به شاعران كمك ميكند؟
بله! ميتواند خيلي براي كار شاعران مفيد باشد. اگر كسي ذاتاً شاعر باشد طبع شاعرانهاش گل ميكند و شعر ميگويد. شاعر بايد تمام زندگي و هستياش را براي شعر بگذارد، فقط مطالعه كند و شعر بگويد. مطالعه و پژوهش مهمترين اساس است. حضور در انجمنها هم خيلي ميتواند به پيشرفت شاعر كمك كند و تمام اين عوامل براي پيشرفت كار شاعران مكمل هم هستند.
از رسانهها چه انتظاري براي پيشبرد كار شاعران دفاعمقدس ميرود؟
اگر از طريق رسانهها اطلاعرساني شود كه يك مجمع رزمندگان شاعر وجود دارد و اين موضوع به رزمندگان و جانبازان اطلاع داده شود ميتواند كمك زيادي به شعر دفاعمقدس كند. دوستان با هم آشنا ميشوند و ارتباط ميگيرند.
اگر 10 نفر مانند من كه رزمنده و جانباز هستند را پيدا كنيم خيلي راحتتر ميتوانيم با هم جلسه بگذاريم و نسبت به آثار هم شناخت پيدا كنيم. الان من نميدانم چند شاعر جانباز در تهران هستند و بعد از گذشت چند سال خيلي بد است كه جايي متولي نبوده تا اين افراد را به هم وصل كند. كمترين درخواستي كه از رسانهها داريم همين است كه در پيدا كردن رزمندگان و جانبازان شاعر به ما كمك كنند تا با جمع شدن اين افراد در كنار هم به پيشرفت و غناي شعر دفاعمقدس و ادبيات پايداري كمك كنيم.