امسال حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي با چند فيلم در جشنواره فيلم فجر حضور داشت؛ «مهمان داريم»، «خانهاي كنار ابرها»، «فرشتهها با هم ميآيند»، «حق سكوت» و «طبقه حساس» كه اين آخري با مشاركت يكي از زيرمجموعههاي حوزه هنري ساخته شده است. با آنكه حوزه هنري سعي دارد فيلم «مهمان داريم» را اثري مهم جلوه دهد و توليد آن را در راستاي اكرام و تجليل خانواده شهدا بيان كند، اما آنچه در عمل به نمايش درآمد، نتوانست در حد شعارهاي حوزه هنري باشد. توليد «طبقه حساس» نيز همان طور كه از محتواي فيلم بر ميآيد با آنچه سازمان تبليغات اسلامي و حوزه هنري موظف به انجام آن هستند، منافات دارد. اين در صورتي است كه با گذشت بيش از چهار سال از فتنه 88 هنوز هيچ اقدامي در حوزه سينما براي تبيين و نشان دادن زواياي فتنه در اين مجموعههاي بزرگ فرهنگي صورت نگرفته است، اين اتفاق در حالي رخ ميدهد كه نويسندهاي مانند «رحيم مخدومي» به تنهايي پنج كتاب در حوزه فتنه نوشته است و از اين لحاظ از انتشارات سوره مهر بسيار جلوتر است!
گويا سازمان تبليغات اسلامي بايد نگاه دوبارهاي به اساسنامه فعاليتهاي خود و اهداف تشكيل حوزه هنري بيندازد.
سايت سازمان تبليغات اسلامي در معرفي اين نهاد مينويسد: «سازمان تبليغات اسلامي از جمله نهادهايي است كه با هدف اعتلاي فرهنگ نغز و پربار اسلام راستين و تبلور حيات معنوي و تعيين و ترويج شاخصهاي اعتقادي بنياد نهاده شد. طي سالهايي كه از فعاليت اين سازمان سپري شده است به اقتضا، نيازمنديهاي مطرح در سطح جامعه و به تناسب سياستهاي كلي نظام اسلامي فعاليتهاي اين سازمان دستخوش تغيير و تحول بوده است. در گذشته اين سازمان توسط بزرگاني چون آيتالله احمد جنتي، حجتالاسلام محمود محمدي عراقي و قبل از آن توسط شورايي متشكل از شهيد حقاني، شهيد شيرازي، آيتالله جنتي، آيتالله مهدوي كني و آيتالله امامي كاشاني اداره شده است. در همين راستا و با فرمان مقام معظم رهبري، طي حكمي در تاريخ سوم مهرماه سال ۱۳۸۰ حجتالاسلام والمسلمين دكتر سيدمهدي خاموشي به رياست اين سازمان منصوب گرديد.» حجتالاسلام خاموشي با بيش از 12 سال سابقه مديريت بر اين نهاد، يكي از طولانيترين دورههاي مديريتي را بر سازمان تبليغات اسلامي تجربه ميكند.
در اساسنامه سازمان تبليغات الاسلامي، بند 2 ماده پنجم در معرفي اهداف تشكيل سازمان مينويسد: دفاع از اصول اسلام، نظام مقدس جمهوري اسلامي و آرمانهاي انقلاب اسلامي و شناخت توطئههاي فرهنگي- تبليغي بيگانگان و تبيين انحطاط و بطلان مكتبهاي الحادي و انحرافي و مبارزه با آفتهاي التقاط و تحجر با تكيه بر جامعيت اسلام. در بند3 ماده ششم شرح وظايف سازمان تبليغات اسلامي آمده است: تحقيق و بررسي در خصوص شيوهها و ترفندهاي تبليغاتي سوء و تهاجم فرهنگي عليه جامعه اسلامي و اتخاذ تدابير لازم براي خنثيسازي و مقابله با آنها و تنوير افكار عمومي. در همين ماده بند 12 ميگويد: هدايت و نظارت و عندالاقتضاي پشتيباني و هماهنگي فعاليتهاي تبليغاتي و شعائر مذهبي مردم در جهت نيل به تحقق اهداف انقلاب اسلامي. سازمان تبليغات اسلامي با آنكه نهادي فرهنگي به شمار ميآيد اما بازوي قدرتمندي به نام «حوزه هنري» را نيز در اختيار دارد؛ بازويي كه بايد در راستاي اساسنامه سازمان تبليغات اسلامي قدم بردارد.
حوزه هنري در ابتداي تأسيس جدا از سازمان تبليغات بود و به عنوان محفلي براي گردهمايي هنرمندان جوان و متعهد به انقلاب شناخته ميشد و پايگاهي براي خلق آثار فرهنگي و هنري در راستاي شعارهاي بلند انقلاب اسلامي است. اين نهاد در دهه 60 جذب سازمان تبليغات شد و در عمل بازوي فعاليتهاي هنري سازمان تبليغات را شكل داد.
با تعاريف بلند بالايي كه سازمان تبليغات اسلامي و حوزه هنري از خود ارائه كردهاند، انتظار آن ميرود كه خروجي و محصولشان به عنوان محصولات استراتژيك فرهنگي جمهوري اسلامي شناخته شود و نظام اسلامي از آنها براي پيشبرد استراتژيهاي فرهنگي خود نه تنها در سطح ملي بلكه فراتر از مرزهاي جغرافيايي و در بعد بينالمللي استفاده نمايد.
يكي از ابزار نيل به اين اهداف نيز مسلماً سينما است. به همين دليل سازمان توسعه سينمايي سوره، از همان سال 60 ايجاد شد و با آنكه ابتدا كارش را با توليد فيلمهاي كوتاه آغاز كرده بود، اما از سال 76 با تجديد سازمان، حضور جدي خود را در عرصه توليدات سينمايي و تلويزيوني شروع كرد. حوزه هنري تا مدتها پاتوق فيلمسازي «محسن مخملباف» بود كه همين حضور باعث آزردگي خاطر نيروهايي چون« شهيد آويني» و مرحوم «امير حسين فردي» شد به طوري كه آويني ترجيح داد ديگر با حوزه هنري كار نكند و آنجا را ترك كرد. در ليست بلند فيلمهاي توليدي حوزه هنري به نامهايي بر ميخوريم كه ربط دادن آنها با حوزه هنري و اهداف تشكيل آن بسيار سخت است؛ فيلمهايي چون آدم برفي(1373)، فيلمي كه سالها در توقيف بود و دولت هاشمي رفسنجاني حاضر به پخش آن نشد، مرد عوضي (1376) كه اعتراضات شديدي را به همراه داشت و آن را كپي سخيفي از كمديهاي ايتاليايي ميدانند كه خطوط قرمز اخلاقي را به راحتي زير پا گذاشت، ساحره(1376) فيلمي با داستان كپي شده از يكي از داستانهاي معروف صادق هدايت، شوكران (1377) حوزه هنري با ساخت اين فيلم عملاً راه را براي ساخت فيلمهايي با تم خيانت باز كرد كه بعداً خود حوزه به موج گسترده ساخت اين گونه فيلمها اعتراض كرد، متولد ماه مهر(1378)حاوي پيامهاي اعتراضي كه شباهتهاي زيادي به اتفاقات تيرماه سال 78 داشت، آب و آتش(1379) كه در آن تنفروشي در شرايط اجتماعي ايراني كاري تقريباً موجه عنوان ميشود، من ترانه 15 سال دارم (1380) فيلمي خطشكن در نشان دادن روابط دختران و پسران همراه با روابط جنسي، معادله(1382) فيلمي كه تمام داستانش درباره مسخره كردن ازدواج موقت است.
البته فيلمهايي هم با مشاركت حوزه هنري ساخته شده كه نامشان را در اين ليست نميبينيم. «آفسايد» ساخته جعفر پناهي كه نوعه تكفراش در فيلمهايي كه ساخته و تلاشش براي خدمت به فتنه قابل انكار نيست، «زاد بوم» ابوالحسن داودي، «زمستان است» رفيع پيتز كه در فيلم «آرگو» با افتخار عليه كشورش نقش بازي كرد و«زمان ميايستد»علي رضا اميني كه هر چهار فيلم از جمله فيلمهاي توقيفي هستند؛ فيلمهايي كه به هيچ عنوان در قالب تعاريفي كه سازمان تبليغات اسلامي و حوزه هنري براي فعاليتهاي خود عنوان كردهاند، نميگنجند.
حوزه هنري كه با توليد يا مشاركت در ساخت برخي از فيلمهاي سينمايي توقيف شده، سابقه نه چندان خوبي از فعاليتهاي سينمايي خود ارائه داده است، در مهمترين واقعهاي كه ميتوانست تواناييهاي خود را در جريان فتنه 88 به نمايش بگذارد، حوزه سعي كرد خاموشي اتخاذ كند و بعد از آن نيز با توجه به اينكه خانه سينما و فعاليت اعضاي آن از طرف دولت وقت دچار محدوديت و ممنوعيت شده بود در چرخشي آشكار امكانات خود را در سينماگران سرشناس جريان خانه سينما قرار داد.
حوزه هنري با وجود گذشت بيش از چهار سال از فتنه 88 و به رغم توصيههاي مؤكد مقام معظم رهبري در خصوص جريانشناسي فتنه و آشكار كردن زواياي آن، در عمل هيچ قدمي براي توليد فيلم سينمايي در اين مورد برنداشته و خود را با ساخت فيلمهايي چون «طبقه حساس» مشغول داشته است كه با طنز سخيف خود سعي در زير سؤال بردن غيرت مردان ايراني و تمسخر جايگاه مرد سنتي دارد.