کد خبر: 636187
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۸:۲۲
بررسي و نقد نظريه سكولاريسم(8)
اگر منظور از مصلحت و سودمندي، تنها سود مادي و دنيوي باشد بايد گفت اسلام هيچ‌گاه خود را ملزم به آن نمي‌داند كه تعاليمش را با منافع سطحي و زودگذر دنيوي هماهنگ كند.
محمد زند
در دو شماره گذشته به نقد و بررسي مدعاي معتقدان به سكولاريسم مبني بر عرفي شدن دين با ورود به جوامع بشري پرداختيم. در ادامه اين بحث از زاويه‌اي ديگر به بررسي اين شبهه پرداخته و در اين شماره به نقدهايي پيرامون اين نظر مي‌پردازيم. بحث حاضر گزيده‌اي از متن كتاب «نسبت دين و دنيا» اثر علامه جوادي آملي است.
 

طرح شبهه

برخي ديگر از معتقدان به سكولاريسم اينگونه استدلال كرده‌اند كه امور مقدس در برهه‌هاي متوالي زمان، ارزش و اهميت خود را از دست داده و جاي خود را به مصالح و منافع عقلاني مي‌دهند. همچنين با توجه به بازاري شدن جهان امروز و غلبه وجه اقتصادي بر ساير شئون زندگي بشر، روز به روز بر سرعت جايگزيني مصلحت به جاي ارزش، افزوده مي‌شود. از اين رو بايد دين و احكام مقدس آن براي بقاي تقدس خود در صحنه اجتماعي وارد نشود تا در آزمون «مصلحت انديشي» در امان بماند و در صورتي كه مي‌خواهد به عرصه اجتماع وارد شود بايد براي ادامه حياتش، مصلحت‌هاي عقلاني در آن لحاظ شود و تعاليمش دائماً مورد نقد و محك و مصلحت‌انديشي قرار بگيرد.

معناي مصلحت چيست؟

اگر معناي مصلحت «مطلقِ سودمندي ومفيد بودن» باشد، مقصود شخص مدعي اين است كه انجام برخي از احكام الهي براي بشر فايده‌اي ندارد و انسان با عمل به آنها متضرر خواهد شد. در حالي كه اين رأي با اعتقاد به خداوند و حكمت و علم بيكران او و انتساب دين به چنين وجود بي‌مانندي نا‌سازگار است. البته نبايد انتظار داشت همه احكام الهي براي سودمندي خود از توجيهي همه‌پسند برخوردار باشد زيرا آگاهي نسبي انسان به مصالح واقعي خويش و ارتباط بخشي از مصالح احكام با حقيقت آخرت توجيه‌پذيري يكايك احكام را غير ممكن كرده است. لذا در مواردي كه سودمندي احكام از وضوح كاملي برخوردار نيست معتقدان به مكتب الهي چون به نقص آگاهي خود واقفند و به علم لا يزال الهي اعتماد دارند به كنار گذاشتن احكام مبادرت نمي‌ورزند بلكه مانند ديگر عقلاي عالم به كارشناس و خبره مراجعه كرده و نظرات او را جامه عمل مي‌پوشانند.

همچنين اگر منظور از مصلحت و سودمندي تنها سود مادي و دنيوي باشد بايد گفت اسلام هيچ‌گاه خود را ملزم به آن نمي‌داند كه تعاليمش را با منافع سطحي و زودگذر هماهنگ كند، اما در مقابل در اسلام نمي‌توان حكمي يافت كه با منافع عميق و پايدار انساني تعارض داشته باشد. با تأمل در تقسيمي كه براي منافع دنيوي ارائه شد، مي‌توان دريافت كه دو منفعت ذكر شده (سطحي و عميق) در بسياري از موارد با هم تنافي و تقابل دارند و اسلام با اهتمام به مزيت منفعت عميق بر سود نا‌پايدار آن را برتري داده است.

نتيجه

با دقت و تأمل بيشتر در احكام الهي مي‌توان دريافت كه مصلحت و احكام ديني نه تنها از تقابل ادعايي مبراست، بلكه طبق هر دو تفسيري كه براي مصلحت شد، ارتباط عميق و ريشه‌داري بين آنها بر‌قرار است به گونه‌اي كه انسان با تمسك به دين الهي اسلام به عالي‌ترين سود كه همان فلاح و رستگاري است دست مي‌يابد؛ «واعبدوا ربّكم وافعلوا الخير لعلكم تفلحون». نيز با رويكرد صحيح به دين از نيل به مصالح و منافع دنيوي خود باز نمانده و از دنيايي آبادتر و سامان يافته‌تر بهره‌مند خواهد شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار