در ادامه به بيان ساير اشكالات اين ادعا خواهيم پرداخت تا سستي پايههاي آن بيش از پيش مشخص گردد. بحث حاضر گزيدهاي از متن كتاب «نسبت دين و دنيا»، اثر علامه جوادي آملي ميباشد.
پشتوانههاي تكويني امور قدسي
ما با نظامي در عالم تكوين رو به رو هستيم كه كاملاً به هم مرتبط و مربوط است و هر يك حقيقت يا رقيقه يكديگر است. قرآن كريم براي تبيين چگونگي ارتباط اين مراحل(عالم طبيعت، مثال، عقل و لقاءالله) نسبت به هم، موجودات عالم برتر و بالاتر را تدبيركننده عالم پايينتر معرفي كرده و از آنها به «مدبرات امر» تعبير كرده است، همچنين همه موجودات جهان امكان را مسبّح، ساجد، مسلم و طائع ذات اقدس الهي ميداند. از مطالب ياد شده بر ميآيد كه صبغه ملكوتي، مستحكم و مرتبط سراسر جهان را پوشانده و بر اين اساس در وراي بسياري از امور كه ممكن است بعضي آنها را ساده و صوري تلقي كنند حقايق و پشتوانههاي قويم تكويني نهفته است. براي مثال نعمتهاي بهشتي محصول مواد مادي نيست، بلكه عقيده و عمل مطلوب انسان است كه اين نعمتها را ميسازد. به همين دليل است كه خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:«انما تجزون ما كنتم تعلمون» و نميفرمايد انما تجزون بما كنتم تعلمون. يعني گفته نشده كه شما بر اساس عملكردتان و به سبب آنها مجازات ميشويد بلكه فرمود«جزاي شما متن اعمال شماست و آنچه مشاهده ميكنيد خود عمل شماست.»
امور قدسي و تلقي مردمي
با همه ارزش و اهميتي كه دين اسلام براي هدايت مردم و فهم درست و اقبال انسانها به سوي خداوند و تعاليم او قائل است، هيچگاه تقدس و ارزش ماورايي دين و مقدسات ربوبي را بر ديدگاهها، فهمها و تلقيهاي آنان مبتني نميكند. به بيان ديگر اينگونه نيست كه قداست امري مقدس، بستگي به نظر و راي مردم داشته باشد و بر اساس نظر موافق و مخالف آنان قوت و ضعف يابد؛ چون امور مقدس با توجه به پشتوانههاي تكويني شان بيپايه و اساس نيستند تا هر گاه مردم آنها را مقدس پنداشتند، مقدس باقي بمانند و هر زمان از تقديس آنها دست برداشتند، با ديگر امور عرفي و عادي فرقي نكنند. اين طرز تفكر از برداشتهاي افرادي نشأت ميگيرد كه امور قدسي را زاييده توهم و خيالپردازي توده مردم ميدانند و براي مقدسات ديني، اعتباري بيش از اين قائل نيستند.
در نتيجه...
اولاً قدسي شدن امور عالم هيچ ربطي به تغيير ماهيت آنها ندارد و هر فعلي كه داراي دو حسن فعلي و فاعلي باشد، صبغه الهي و قدسي ميگيرد و هيچگاه حسن و قبح اشياء و افعال، به منزله ماهيت و اجزاي ماهوي آنها نيست تا ديني شدن آنها سبب تغيير ماهيت شود. ثانيا تأمل در دين و احكام شرع نشان ميدهد حتي امور عادي زندگي انسان هم ميتوانند رنگ و صبغه الهي بگيرند و ديني و قدسي شوند. چنانكه امام صادق(ع) فرمودند: كسي كه براي تامين خانواده خويش تلاش ميكند اجر او همانند پاداش مجاهد در راه خداست. ثالثا امور ديني و قدسي به دليل پشتوانههاي عظيم تكويني با ورود به عالم طبيعت و جوامع بشري نه تنها تقدس خود را از دست نميدهند بلكه موجب قداست امور عرفي خواهند شد. رابعا قداست برخي امور به دليل پشتوانههاي تكويني آنها در عالم است و ربطي به برداشتها و تلقيهاي جامعه از آن امور ندارد.
بر اساس توضيحات ارائه شده دين با بهرهمندي از پشتوانههاي واقعي و تكويني خود ميتواند در عرصههاي عرفي و دنيوي مردم وارد شود و به آنها جلوه و رنگ الهي و قدسي ببخشد و خودش از آسيب عرفي شدن مصون بماند. پس اين پندار كه امور مقدس با ورود در امور دنيوي، رنگ معنوي خود را از دست ميدهد، ناشي از مستقل ندانستن امور مقدس يا دخالت دادن اقبال و ادبار مردم در نفي امور قدسي است؛ كه همه اين توهمات با اهتمام به پشتوانههاي تكويني دين بيپايه است.
تنظيمكننده: محمد زند