کد خبر: 630263
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۸
جانباز شهيد ايرج ريشهري د‌ر كلام‌ ‌همرزمش بهروز شهبازي
‌ شهيد ايرج ريشهري يكي از همان دلاوراني است كه در نهايت ايستادگي و صداقت معبر عبور خود را يافت و راهي ديار عاشقان شد.
مبينا شانلو

همان دلاوراني كه امام خامنه‌اي درباره‌شان فرمود: « نمي‌شود گفت معجزه فاو و معجزه شلمچه با نيروي آتش و ابزار‌هاي جنگي به دست آمد، با شهادت طلبي با عزم راسخ، با قدرت اراده انساني با اتكاي به خدا، با ايمان و تلفيق اينها با امكاناتي كه در اختيار داشتند به وجود آمد.»

آري! ايرج ريشهري همچون جوانان و رزمندگان سال‌هاي پر افتخار دفاع مقدس ايمان‌هايشان را با هر چه داشتند، درآميختند و حاصلش شد ايثار و حماسه‌سرايي كه امروز به لحظه‌لحظه‌اش مي‌باليم. حضور هميشگي‌اش در مسجد دليلي شد تا از قاريان خوب قرآن شود. زندگي‌اش به شكل عجيبي با دو واژه قرآن و مسجد گره خورده بود. شخصيت نوجواني شهيد ريشهري در سنگر مسجد به صورت يك شخصيت انقلابي مؤمن و متعهد شكل مي‌گيرد.

او قبل از انقلاب بنا به همان آموزه‌هاي ديني عليه رژيم منحوس پهلوي مي‌ايستد و طاغوت و طاغوتيان را رسوا مي‌كند. وي در شكل‌گيري انقلاب و شركت در تظاهرات و مبارزات عليه رژيم ستمشاهي حضور مداوم داشت. از اين جهت مي‌توان شهيد ريشهري را از مبارزين مومني تلقي كرد كه تا روز شهادت خود سنگرهاي مختلف را عوض كرده اما فقط براي يك آرمان مبارزه كرده است؛ اعتلاي اسلام و قرآن. آنچه در پي مي‌آيد حاصل همكلامي ما با بهروز شهبازي همرزم شهيد ايرج ريشهري و فرازهايي از زندگي تا شهادت اين جانباز شهيد است كه در نهايت ايستادگي در 31 شهريور ماه 1389 در سن 49 سالگي به رفقاي شهيدش پيوست.

پذيرش در دانشگاه جبهه

ايرج از همان ابتداي نوجواني راه مسجد را برگزيد و مسيري را انتخاب كرد كه قرآن براي نوع بشر ترسيم كرده است. اين شهيد بزرگوار به قرائت قرآن علاقه‌اي وصف ناشدني داشت و نه تنها در قرائت قرآن كه در عمل به آموزه‌هاي قرآن نيز پيشگام بود.

بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و آغاز دفاع مقدس و حمله ناجوانمردانه رژيم بعث عراق به ايران، شهيد عازم جبهه‌هاي حق عليه باطل شد و در اكثر مواقع در جبهه حضور داشت. ايشان تا سال 1366 در جبهه حضور پيدا كرد. شهيد بزرگوار سال 1362 در دانشگاه قبول شد، اما به خاطر حضور در دانشگاه اصلي، يعني جبهه از رفتن به دانشگاه منصرف شد.

اخلاقي كه منشأيي جز قرآن نداشت

شهيد همواره اخلاقي نيكو داشت و سعي مي‌كرد با دوستانش با بهترين خلق‌وخو رفتار نمايد. اهل صله‌رحم و احترام به خانواده به ويژه پدر ومادر بود. شهيد التزام عجيبي به پرداخت خمس داشت.

ايشان تأكيد زيادي به انجام فرايض ديني به ويژه نماز شب داشت. تحت هيچ شرايطي نماز شبش ترك نمي‌شد. خانواده را هم تشويق به خواندن نماز شب مي‌كرد. شهيد ريشهري بنا به عادتي كه داشت، هر روز يك جزء قرآن مي‌خواند، انس عجيبي با قرآن داشت. شهيد در قرائت قرآن صداي دلنشيني داشت. شهيد هنگام وخامت حالش و بيماري با نواي قرآن آرام مي‌شد.

دعاي عهد و زيارت آل‌ياسين زمزمه هميشگي‌اش بود. روي تربيت ديني بچه‌هايش بسيار حساس بود.

انسي ناگسستني

از آنجايي كه شهيد با قرآن انسي ناگسستني داشت، آيات جهاد را خوب تبيين مي‌كرد. در جبهه هم همرزمان و رزمندگان را در كنار خود جمع مي‌كرد و آيات قرآني و احاديث و روايتي براي جهاد به رزمندگان مي‌گفت. از خصوصيات ديگر شهيد در جنگ برگزاري جلسات دعا و نيايش‌هاي مستمر بود. در جبهه چادري درست كرده بود كه شب‌ها بچه‌هاي گردان را بيدار مي‌كرد تا با هم به شب زنده‌داري بپردازند. يكي ديگر از خصوصيات شهيد تابعيت‌پذيري از ولايت فقيه بود.‌

ان الله مع الصابرين. . .

شهيد زماني كه در بيمارستان بستري بود و آخرين روزهاي زندگي پر بركتش را پشت سر مي‌گذاشت، دوستانش را دلداري مي‌داد و در عين حال كه درد مي‌كشيد، صبر زيادي از خود نشان مي‌داد.‌

وصال يار...

آرزوي قلبي جانباز شهيد ريشهري، شهادت بود و از دوراني كه در جبهه و جنگ به سر مي‌برد اين آرزو را با خود داشت و سرانجام پس از سال‌ها تحمل درد مجروحيت در 31 شهريورماه سال 1389به دوستان شهيد خود پيوست و به آرزوي ديرينه خود كه همان شهادت در راه خدا بود رسيد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار