«تحصيل، تهذيب و ورزش» سه خواسته و توصيه مقام معظم رهبري به جوانان ايراني است تا با تأسي به اين سه شاخصه، خود و كشورشان را در مسير پيشرفت و تعالي حركت دهند. با توجه به اينكه اكنون بسيج روي فعاليتهاي علمي و ورزشي در كنار مسئله تهذيب و خودسازي تمركز ويژهاي دارد، بروز استعدادهايي جوان از بدنه بسيج امري است كه در گوشه و كنار كشورمان نمونههاي عيني آن را سراغ ميگيريم.حبيب حاتمي دانشجوي كارشناسي ارشد رشته عمران و عضو سابق تيم ملي بزرگسالان كاراته كشورمان كه در پرونده كاري خود قهرماني در بازيهاي آسيايي سنگاپور و نيز عدم حضور در برابر نماينده رژيم صهيونيستي در مسابقات جايزه بزرگ تركيه را دارد، يكي از همين جوانان است. او كه از سال 1380 به صورت مستمر در بسيج حضور داشته، از عوامل موفقيت خود را حركت در مسير بسيج و اخذ روحيهاي ميداند كه ديروز جوانان اين سرزمين را قادر ساخت تا با تأسي به آن كشور را از هجوم بيگانگان حفظ كنند و امروز نيز همين روحيه بسيجي بر آن است تا ايراني آباد و سرافراز را به ارمغان بياورد. متن زير ماحصل گفتوگوي ما با اين قهرمان بسيجي كاراته كشور است كه پيش رو داريد.
براي شروع از خودتان و فعاليتهاي ورزشيتان بگوييد.
حبيب حاتمي هستم متولد سال 1365 در يكي از مناطق جنوب غرب تهران كه از سال 1370 كاراته را نزد استاد نوري آغاز كردم و از سال 76 به اردوي تيم ملي نوجوانان دعوت شدم. به همين ترتيب از سال 83 كه به صورت حرفهاي به رشته ورزشيام پرداختم، طي سالهاي 84، 85 و 86 عضو تيمهاي جوانان، اميد و بزرگسالان بودم. همچنين پنج سال عضو تيم فولاد مباركه سپاهان بودم و عين پنج سال قهرمان سوپر ليگ كشور شديم. در سال 2011 نيز در كشور تركيه قهرماني باشگاههاي جهان را كسب كرديم. اما يكي از افتخارات ورزشيام قهرماني آسيا در ذيل تيم اميد و به سال 2006 بود كه در كشور سنگاپور كسب كردم. چند دوره نيز در مسابقات بينالمللي سبك شيتوريو و وادوريو در ايرلند جنوبي و اسپانيا قهرمان شدم. سال 2009 هم در مسابقات جايزه بزرگ تركيه شركت كردم كه به قرعه نماينده رژيم صهيونيستي برخوردم و به خاطر اعتراض به اشغالگري اين رژيم از حضور در برابر نماينده اسرائيل انصراف دادم.
فعاليتهاي بسيجتان از چه سالي و چطور آغاز شد؟ اصلا انگيزه حضورتان در بسيج چه بود؟
من از سال 1380 عضو بسيج شدم و از 83، 84 به بعد هم عضويت فعال دارم. البته قبل از اينكه در بسيج عضو شوم، ارتباط زيادي با مسجد اميرالمومنين(ع) كه از مساجد مطرح محلهمان است داشتم. براي نماز يا ساير فعاليتها در اين مسجد حاضر ميشدم تا اينكه متوجه شدم در بسيج فعاليتهاي رشته ورزش كاراته دنبال ميشود. بنابراين عضو بسيج شدم و رفته رفته اين عضويت شكل و شمايل ديگري به خود گرفت.
چه شكل و شمايلي؟ اين سؤال هم مطرح است كه بعدها با وجودي كه در رشته ورزشيتان صاحب عناوين و موفقيتهاي زيادي شديد، چرا باز حضور در بسيج را تداوم داديد؟
شايد در ابتدا دلايل من از عضويت در بسيج دنبال كردن رشته ورزشي مورد علاقهام بود. اما مسائل و واقعياتي كه در بسيج وجود دارد و من از آن با عنوان معنويات اين شجره طيبه نام ميبرم باعث شد تا رفته رفته به فعاليت در بسيج علاقهمند شوم. بعدها حتي آموزشهاي مقدماتي و تكميلي را پشت سر گذاشتم و با اينكه به دانشگاه رفتم يا به فعاليتهاي ورزشي چون حضور در تيم مباركه - كه باعث شد چند سالي در اصفهان ساكن شوم- پرداختم، هيچگاه ارتباطم را با بسيج قطع نكردم. به نظر من در بسيج جاذبههاي معنوي وجود دارد كه اگر يك جوان به آنها پي ببرد، هرگز بسيج را ترك نخواهد كرد.
چه جاذبههايي؟
قبلا عرض كردم من در يك محله جنوب شهري زندگي ميكنم. با وجود اينكه در اين محلات انسانهاي شريفي زندگي ميكنند، اما محروميت و در برخي مواقع فقر باعث شده تا معضلاتي جوانان جنوب شهري را تهديد كند. بر همين اساس وقتي كه خود من از دوران راهنمايي يا دبيرستان عضو بسيج شدم، با توجه به فضاي پاك و سالمي كه در محيط مسجد و پايگاه بسيج وجود داشت، اين محيط و شرايط خاص آن باعث شد تا هيچگاه به محيطهايي كه مستعد بزهكاري هستند، كشيده نشوم. از يك منظر ديگر هم ميشود اين بحث را دنبال كرد. به اين ترتيب كه در ورزش كاراته، احترام به استاد يا پيشكسوت يك اصل است. روحيه ورزشكاري در آن رواج دارد كه همه اينها باعث اعتلاي يك جوان ميشود. حالا بياييم محيط مسجد و بسيج را تعريف كنيم. در اين محيط شما به نوعي با يك استاد بزرگ كه همان خدا است روبهرو هستي، روحيهاي در اين اماكن جريان دارد كه از اعتقادات مذهبي ناشي ميشوند. يعني آموزههايي كه در رشته ورزشي ياد ميگيريد، به شكل متعالي و بسيار بالاتري در مساجد و پايگاههاي بسيج وجود دارند، همه اينها جاذبههايي هستند كه باعث شد در كنار ورزش حضور در بسيج را ادامه بدهم و همچنين به تحصيل نيز بپردازم.
چه تعريفي براي روحيه بسيجي داريد؟
تعريف من از روحيه بسيجي جاذبهاي است كه يك نفر ميتواند به وسيله آن ديگران ولو چند نفر انگشتشمار را جذب كند و به سوي ارزشهايي كه به آن معتقديم سوق بدهد. اگر ما سرسلسله بسيجيان را به حضرت امام خميني(ره) برسانيم، ايشان كسي هستند كه چندين ميليون نفر را در مسيري كه به آن اعتقاد داشتند، همراه كردند. پس ما هم اگر خود را بسيجي ميدانيم، بايستي اين جاذبه را داشته باشيم و هركدام به قدر و سهم خودمان در اين مسير تلاش كنيم.
برگرديم به سوابق ورزشيتان، شما در قالب تيمهاي ورزشي بسيج هم در مسابقات شركت كردهايد؟
بله من چندين سال در تيمهاي مختلف بسيج حاضر بودم و در مسابقات شركت كردهام. به طور خلاصه هم ميتوانم بگويم كه با تيم بسيج تهران در سطح كشور قهرمان شدهايم.
در عرصه مربيگري هم فعاليت داريد؟
بنده هم اكنون دان چهار فدراسيون كاراته در سبشيتوريو را دارم و مربي درجه دوم فدراسيون هم هستم. در باشگاه محل تمرينم هم با عنايت استاد نوري بچههاي رده بزرگسال را آموزش ميدهم.
در تعريف روحيه بسيجي گفتيد اينكه يك نفر بتواند ديگران را جذب كند، شما در برخورد با جوانترها اين امر را مد نظر قرار دادهايد؟
با توجه به ارتباطهاي زيادي كه با ورزشكاران جوان دارم، اين تجربه حاصل شده كه نبايد نسل امروز را مستقيما به كاري دعوت كنيم. بنابراين من هميشه سعي ميكنم به جوانترها توصيه كنم به دنبال فضاهاي سالم باشند و در چنين فضاهايي حضور بيابند. ناگفته پيداست كه محيط معنوي مساجد و پايگاههاي مقاومتي كه درون مساجد هستند، از سلامت بالايي برخوردارند، به همين خاطر است كه در باشگاه محل تمرينمان تعداد بسياري از بچهها عضويت بسيج را دارند و شايد بتوانم بگويم كه شكر خدا توانستهايم تا حدودي مسير درست را به اين عزيزان نشان دهيم.
و سخن پاياني؟
استادم آقاي نوري هميشه يك حرف را به ما ميزنند. ايشان ميگويند احتياجي نيست شما به دنبال مدال برويد، مسير درست را كه طي كنيد مدال و عنوان خودش به سراغ شما ميآيد. به نظر من حضور در بسيج باعث شد كه به شخصه از مسير منحرف نشوم و به جرئت ميتوانم بگويم يكي از دلايل موفقيتهاي ورزشيام بسيجي بودنم است. در پايان هم جاي دارد از خانواده و استادان و مربيانم تشكر كنم.