سنگر تبليغات اسلامي
وقتي فريبرز در سال 1340 به دنيا آمد، پدر او از ده جرسقان به شهر شيراز نقل مكان كرد. اين نوزاد از همان سربازان در قنداق امام خميني بود كه دوران طفوليت خود را در مركز استان فارس سپري كرد. فريبرز از آن پس تحصيلات خود را تا دوره راهنمايي در كوي دباغي سابق و دوره دبيرستان را در دبيرستان شهرستاني ادامه داد. در حالي كه از همان دوران به شركت در مساجد و تظاهرات به رهبري روحانيت شيراز عليه رژيم پهلوي ميپرداخت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي فرصت مناسبتري پيدا كرد تا با شركت و عضويت در انجمن اسلامي قريه جرسقان سرپرستي بخش تبليغات اين انجمن را به عهده بگيرد. او در اين سنگر، تبليغات اسلامي را در محلهاي جرسقان، شاپورجان، اسلاملو، و شك و بيدك و همچنين نقاط حساس رفتوآمد مردم تفريحگاههايي مانند پير بنو، پل برنجي، سبزپوشان در دامنه كوه قبله شيراز گسترش داد. بعدها با به وجود آمدن گروه مقاومت، معاونت گروه مقاومت مسجدالرضا را به عهده گرفت و فعاليت خود را در اين امر هم ادامه داد تا اينكه در 22 فروردين 1361 با كسب اجازه از پدر براي اعزام به جبهه نامنويسي كرد و به جبهه اعزام شد و در فتح پادگان حميد، فكه و منطقه 182 و شمال خرمشهر شركت نمود و پس از چند روز مرخصي دوباره به جبهه اعزام شد و در عمليات رمضان شركت نمود.
داوطلب تخريب
فريبرز كه شوق خدمت داشت، مدتي بعد داوطلب گروه تخريب و انهدام و جمعآوري مين شد و با شهامت و شجاعت تمام به كار خود ادامه داد و در عملياتها راه را براي رزمندگان باز ميكرد. در نهايت در 27 تيرماه 1361در ميدان مين حد فاصل كوشك - بصره بر اثر اصابت تركش به سر و دستش به شهادت رسيد و با خون پاكش لالههاي سرخ آزادي ايران اسلامي را بارور ساخت. با شهادت فريبرز، پدرش روزهايي را به ياد ميآورد كه او در ايام تابستان كار ميكرد و خانواده را در مخارج خانه كمك ميكرد. پدر همواره او را در رفتن به جبهه تشويق ميكرد. چراكه ميدانست اين پسر با معنوياتي كه دارد شهيد خواهد شد. از اين رو در مراسم خاكسپاري فريبرز با دستان خود فرزند دلبندش را به خاك سپرد و صورت او را رو به قبله كرد. آشنايان تعريف ميكنند كه چطور اين پدر دلاور پس از به خاك سپردن جگر گوشه خود گفته بود: خدايا! هدف فرزندم جز تحقق آرمانهاي اسلام چيز ديگري نبود. تو آنهايي را كه براي اسلام كار ميكنند نگهدار و خدايا كساني كه سر راه اين انقلاب هستند و هرچه زودتر مفتضح و نابودشان بگردان. الحمدلله رب العالمين، فرزندم شهادتت مبارك.
وصيتنامه شهيد فريبرز زارعي
سلام و درود ما بر رهبران حامل رسالت بزرگ محمدي، سلام و درود ما بر امام امت و كساني كه در راه خدا براي رضاي او قدم بر ميدارند. سلام و درود ما بر رهبراني كه امروز را يكي از روزهاي بزرگ آنان است همراهشان زندگي ميكنيم و سلام و درود ما بر پدر و مادر عزيز و دلبندم كه 21 سال زحمت كشيدند مرا بزرگ كردند و چنين فرزنداني را تربيت كردند كه به ياران حسين(ع) لبيك گفتند. سلام و درود بر ملت شريف و شهيدپرور ايران كه در پشت جبهه به ياران امام حسين(ع) لبيك گفتند و هيچ ناراحتي به خود راه ندادند و هميشه در صحنه حاضر هستند و با كفار در ستيز هستند.
روحانيت را از دست ندهيد، به اخلاق الهي خو بگيريد و خداگونه باشيد و چون كشور جمهوري اسلامي ايران و مسلمين جهان در معرض خطر ابرقدرتهاي شرق و غرب ميباشد. من، وظيفه خود دانستم كه با جهانخواران زمانه خود مبارزه كنم و با يكپارچگي ملت و دولت ايران عليه آنها در ستيز و نبرد باشيم و در زمين قرآن حكم باشد و از روي قرآن عمل كنند. من خودم را عنصر ناچيزي ميدانم در برابر كساني كه در راه خدا و حفظ اسلام و قرآن قدم بر ميدارند. من هدفم جز خدمت به اسلام چيز ديگري نيست.