کد خبر: 628394
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۴
بررسي و نقد نظريه سكولاريزم(1)
امروزه يكي از مسائل عمده فرهنگي و اعتقادي جامعه پاسخ به اين پرسش‌هاست كه رابطه دين و دنيا چگونه است؟
جهات مختلف اجتماعي جامعه و افراد، چگونه از اين دو واقعيت هستي سامان مي‌پذيرد؟ آيا دين و سياست، دين و حكومت، دين و اقتصاد، و... مي‌توانند كنار يكديگر قرار گيرند يا خير؟ در اين بحث كه خلاصه‌اي از كتاب «نسبت دين و دنيا» اثر علامه جوادي آملي است، در پي پاسخ دادن به اين پرسش‌هاي اساسي هستيم.
 
 
مبادي تصوري بحث

در ابتداي بحث به دو مطلب از مبادي تصوري بحث اشاره مي‌شود تا با به دست آوردن دورنمايي از دو موضوع سكولاريزم و حكومت ديني، آمادگي لازم را براي ورود به مباحث آينده به دست آوريم.

مفهوم سكولاريزم

سكولاريزم، واژه‌اي غربي است كه در فرهنگنامه به «جدا انگاري دين و دنيا» و «جدايي دين از امور اجتماعي» و «جدايي دين از سياست»، معنا شده است. اين سه معنا در طول يكديگرند از اين رو بررسي و نقد هر يك از آنها مي‌تواند نقد معاني ديگر را به همراه آورد.

اين اصطلاح، بيان‌كننده نوعي تفكر است كه بر اساس آن به دنيا و امور دنيوي از زاويه‌اي مستقل از دين نگريسته مي‌شود، در واقع سكولاريزم اعتقاد به اين است كه قوانين، آموزش و امور اجتماعي بايد بيشتر از آنكه بر مذهب استوار باشد بر داده‌هاي علمي بنا شود. با وجود اينكه صاحبنظران اتفاق چنداني بر ريشه و تكيه‌گاه سكولاريزم ندارند و آن را مبتني بر امور مختلفي از جمله علم‌گرايي، انسان‌محوري يا عقل‌گرايي مي‌دانند؛ بر معناي جامع آن، يعني اعتقاد بر جدايي دين از امور اجتماعي، سياسي، حقوقي و... تأكيد دارند. نظريه سكولاريزم، محدوده وسيعي را در حوزه اجتماعي دين، به خود اختصاص مي‌دهد اما دقت در مفاهيم و معاني آن، نشان مي‌دهد كه مركز ثقل اين نظريه رد حكومت ديني است. به گونه‌اي كه نظريه‌پردازان اين تفكر هرگز تأسيس حكومتي با محوريت دين را نمي‌پذيرند و در لزوم نبود آن اتفاق نظر دارند.

مفهوم حكومت ديني

حكومت: حكومت معاني متعددي دارد، اما در اينجا به يكي از تعاريف آن بسنده مي‌شود: «حكومت رهبري منسجمي است كه در سطح كلان جامعه، امر و نهي و اعمال قدرت مي‌كند.»

قانونگذاري و سياستگذاري خارجي و داخلي، قضا و داوري، تأمين نظم و امنيت نيز از زيرمجموعه‌هاي قطعي حكومت است كه از اركان ياد شده انتزاع مي‌شود.

دين: تعريف دين به صورت جامع و مانع، امري مشكل است و درباره تعريفي جامع براي همه اديان عالم اتفاق نظر نيست. از اين رو، بهتر است به تعريف دين مبين اسلام بسنده شود. دين مجموعه‌اي از عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتي است كه براي اداره امور فردي و اجتماعي انسان‌ها و تأمين سعادت دنيا و آخرت آنان تدوين شده است. (دلايل عقلي و نقلي براي اثبات گستره اين تعريف، در آينده خواهد آمد). بديهي است اگر تعريف فوق درباره اسلام به اثبات برسد، درباره ساير اديان الهي نيز صدق خواهد كرد؛ چون گوهر و اصل همه اديان الهي، يكي است و امتيازي در اساس آنها نمي‌توان يافت.

چگونگي ارتباط دين و حكومت

براي درك چگونگي ارتباط بين دين و حكومت بايد دو اصل اساسي حاكميت مطلق خداوند و نيز حق انتخاب و آزادي تكويني را بررسي كرد.

از منظر دين، حكومت و مديريت جامعه، تنها از آن مدير و مدبر مطلق هستي است؛ «ان الحكم الا لله». نيز تنها كساني مي‌توانند عهده‌دار اين سمت شوند كه از سوي پروردگار- به صورت مستقيم يا غيرمستقيم- برگزيده شوند و در مسير حكومت الهي گام بردارند. همچنين دين بيان مي‌دارد كه انسان، تكويناً آزاد آفريده شده است و هرگز بر پذيرش هيچ حاكميتي- اعم از الهي يا غيرالهي آن- مجبور نيست. از اين رو نه در اصل دين تحميل رواست؛ «لا اكراه في الدين» و نه حكومت ديني مي‌تواند اجباري باشد، هرچند كه انسان تشريعاً بايد دين و حاكميت الهي را بپذيرد.

تنظيم كننده: مصطفي آويني

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار