
امروزه تئاتر درماني بهعنوان شيوهاي مؤثر و جديد در توانبخشي و درمان افراد دچار عارضههاي روحي و رواني مورد توجه كارشناسان و فعالان حوزه علوم توانبخشي و هنرهاي نمايشي (تئاتر) قرار گرفته است. بهطوري كه اين شيوه درماني در بسياري از كشورها بهخصوص كشورهاي اروپايي و امريكايي و كشورهاي اسكانديناوي بهعنوان روشي مؤثر در درمان افراد نيازمند مورد توجه است. اين شيوه درماني ميتواند در بهبود روابط اجتماعي و زندگي فردي معلولان بسيار مؤثر باشد، اما با اين وجود متأسفانه دركشورما به دليل عدم شناخت نسبت به تئاتر، بعد درماني آن هم مغفول مانده است و ناديده گرفته ميشود. در اين ميان به معلولان جسمي و ذهني كه شايد بيشتر از همه به تئاتر درماني نياز دارند كمتر بهايي ميدهند و شايد بايد گفت اصلاً جدي نميگيرند؛ درحالي كه تئاتر براي تقويت حس اعتمادبهنفس و توانمندسازي اين افراد بسيار لازم است.
چند روز دكتر قطبالدين صادقي هنرمند تئاتر و نماينده هيئتداوران پنجمين دوره جشنواره تئاتر معلولان، درنشست خبري اين جشنواره به كيفيت آثار تئاتر معلولان كشور اشاره كرده وگفته بود: «برخي از آثار تئاتر معلولان از اجراهاي تئاتر شهرهم بهتر است و براي تداوم اين موفقيت، تئاتر معلولان نيازمند سالني تخصصي و دائمي است.» اين نگاه خوبي است كه هنرمند پيشكسوت تئاتر در خصوص تئاتر معلولان دارد و در حقيقت هم تئاتر معلولان از اين حيث مهم است كه بازيگران آن به دليل ناتواني جسمي و ذهني بايد تلاش بيشتري كنند تا آثار قابل توجه نمايشي را ارائه دهند.
البته طبق سخنان دكتر قطبالدين صادقي براي تئاتر و فعاليتهاي هنري نياز به پشتوانه مالي است تا با ايجاد سالن تخصصي و دائمي بتوانند در اين عرصه، فعاليتهاي هنري و نمايشي داشته باشند اما واقعيت امراين است كه به غير از حمايت مالي و مسائل زيرساختي كه در جاي خود اهميت دارد؛ توجه وحمايت معنوي از سوي مسئولان مهمتر است و قبل از آن بايد كار فرهنگي كرد تا پذيرفته شوند. متأسفانه اغلب مسئولان و مديران دستگاههاي مختلف آنقدر كه به هنرمندان سينما و تلويزيون بها ميدهند و آنها را تحويل ميگيرند نسبت به تئاتر هنرمندان معلول كملطفي زيادي ميكنند، يكي از مددكاران بهزيستي كه دل پردردي از اين كم توجهي مسئولان نسبت به تئاتر معلولان دارد، ميگفت: براي بالا بردن روحيه بچههاي مركزمان تصميم گرفتيم تئاتري داشته باشيم. كار با اين افراد به دليل ناتواني جسمي و ذهني خيلي سخت است، زيرا زود خسته ميشوند و خيليزود هم مطالبشان را فراموش ميكنند با اين وجود چند ماه تمام روي نمايشنامهاي ساده با آنها كاركرديم و شبانه روز تمرين داشتيم تا آماده شدند. تمام مديران و مسئولان سازمانهاي فرهنگي و استاني را دعوت كرديم و بچهها با شور و شوق روزنمايش آماده شدند اما هيچكدام از آقايان با وجود دعوتنامه رسمي، تشريف نياوردند و سالن خالي بود تنها خود ما با چشماني اشكآلود آنها را تشويق ميكرديم. بچهها خيلي روحيهشان را باخته بودند. اين خيلي بد است كه همين مسئولان در جشنوارههاي مختلف، بازيگران سينما و تلويزيون را تقدير و تجليل ميكنند اما اصلاً توجهي به اين هنرمندان معلول ندارند. به نظرميرسد قبل از هر چيز بايد در زمينه تئاتر معلولان، فرهنگسازي كرد و بعد فعاليت زير ساختاري داشت، زيرا تا وقتي نگاه خوبي به اين عرصه هنري نباشد، هزينههاي مالي بيشتر جنبه بيلانكاري و فرماليته پيدا ميكند. متأسفانه مسئله كودكان معلول نه تنها دراين مورد بلكه در موارد ديگر هم از مسائل مهم كشوري محسوب نميشود مگر اينكه يكي از مسئولان خود به اين درد دچار شود؛ شايد يكي از دلايلي كه آقاي روحاني توانست نسبت به پيشبينيها درصد رأي بيشتري بياورد آن است كه تيم مشاوران وي، حمايت از معلولان را جزو برنامههاي اولويتدار وي قرار داده بودند در حالي كه كانديداهاي ديگر و مشاورانشان همانند مسئولان اجرايي كشور پيش از اين حتي اين قشر و خانوادههايشان را براي وعدههاي انتخاباتي به حساب نياوردند.
آن زمان رئيسجمهور گفت: مسئله معلوليت تنها به خود فرد آسيب نميرساند، بلكه خانوادهها و اطرافيان فرد معلول هم آسيب ميبينند اما بايد گفت مهمترين آسيب دراين ميان عدم اهتمام مسئولان به امور معلولان است. اگر براي مثال كودك معلولي دچار دنداندرد شود، با توجه به ساز و كار فعلي رسيدگي به اين افراد بايد حداقل دوماه آن كودك معصوم منتظر بماند تا بتواند از خدمات درماني استفاده كند، زيرا پزشكان معمولي حاضر به درمان آنها نيستند (تازه آنهم با هزينه سرسامآوري كه دانشگاه علوم پزشكي ميگيرد) اينجاست كه وقتي موضوع تئاتر درماني را براي خانوادههاي معلولان و فرزندانشان مطرح ميكنيم با حالت سردي روبهرو ميشويم؛ چرا كه متأسفانه نه تنها در عرصه فرهنگ اين گروه جدي گرفته نميشوند حتي نيازها و اولويتهاي اوليه آنها هم مورد رسيدگي قرار نميگيرد. بايد ديد دولت يازدهم كه با شعار حمايت از معلولان و خانوادههايشان وارد صحنه شده است، نسبت به دولتهاي قبل براي امور اينچنيني چه تدبيري اتخاذ خواهد كرد و آيا اميدي به اين تدابير خواهد بود؟ البته در گزارش 100 روزه رئيسجمهور و اعضاي هيئت دولت ردپايي از برآورده كردن همان نيازهاي اوليه نبود. اميدواريم آنچه در انتخابات امسال مطرح شد تنها يك وعده نبوده باشد.