کد خبر: 627147
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۸
روايتي از زندگي تا شهدت شهيد علي اكبر ،مسئول دفتر جهاد‌سازندگي تانزانيا
علي در ششم آبان ماه سال 1337 در خانواده‌اي متدين و اهل تقوا در محله‌ خاني‌آباد تهران ديده به جهان گشود. پدر وي كارمند شركت مخابرات بود. محيط خانوادگي او به گونه‌اي بود كه علي را به سوي تعالي مذهبي و تقيد به شرع و گرايش به تحصيل و كسب علم سوق داد.

علي در ششم آبان ماه سال 1337 در خانواده‌اي متدين و اهل تقوا در محله‌ خاني‌آباد تهران ديده به جهان گشود. پدر وي كارمند شركت مخابرات بود. محيط خانوادگي او به گونه‌اي بود كه علي را به سوي تعالي مذهبي و تقيد به شرع و گرايش به تحصيل و كسب علم سوق داد.

به گزارش جوان آنلاين، پدر ايشان مي‌گويد: «علي اولين فرزند من بود. بنابر‌اين نگراني و حساسيت من و مادرش نسبت ه او زياد بود. از دوران كودكي نوار‌هاي قر‌آن را بسيار گوش مي‌كرد. با من به جلسات قر‌آن مي‌آمد. صوت دلنشيني داشت و قر‌آن را فوق العاده زيبا قرائت مي‌كرد. علي دوره ابتدايي را در دبستان ايران در خيابان وحدت اسلامي (شاهپور سابق) گذراند. او داراي درك و فهم بسيار بالايي بود و از همان دوران كودكي علاقه‌اي عجيب و وصف‌نشدني نسبت به اسلام داشت. علي از همان دوران كودكي آرام، متواضع و ساكت بود و به پدر و مادر دلبستگي شديدي داشت. ادب و خلق نيكو و پسنديده و سجا‌ياي اخلاقي ايشان در ياد اقوام و آشنايان هنوز باقي و مثال‌زدني است.»

خدمت در مناطق جنگ زده روستائي

خانواده اكبر سال 1350 به محله نارمك نقل مكان كردند و علي پس از اتمام دوران ابتدايي در مدرسه «گروه فرهنگي اقوام» در دبيرستان «كمال » ثبت نام كرد. وي تحصيلات متوسطه را در محضر معلماني همچون شهيد رجايي، خوشنويسان، عباس صاحب زماني» حضرت زاد و دكتر سحابي به كسب علم پر‌داخت. در دوره دبيرستان مريد شهيد رجايي بود و در همين دوران شهيد رجايي توسط ساواك دستگير و زنداني شد. به دليل ارتباط نزديك علي با شهيد رجايي او را هم دستگير و پس از مدت كوتاهي آزاد كردند. دوره متوسط را علي در سال 1356 در دبيرستان كمال با نمرات عالي در رشته رياضي پشت سر گذاشت. پس از پايان دبيرستان و گرفتن مدرك ديپلم، علي اكبر براي ادامه تحصيل به كشور انگلستان رفت و در دانشگاه نيوكاسل در رشته مهندسي انرژي پذيرفته و مشغول به تحصيل شد. در طول مدت تحصيل كه علي براي ديدار خانواده به تهران مي‌آمد، در يكي از همين رفت و آمد‌ها با يكي از آشنايان خود پيمان ازدواج بست و پس از فارغ‌التحصيلي و گرفتن مدرك مهندسي انرژي در سال 1362 به ايران باز‌گشت، زندگي مشترك علي با همسرش پس از باز‌گشت به ايران آغاز شد و در همان سال 1362 به عضويت جهاد سازندگي در آمد و به عنوان مسئول روابط عمومي ستاد باز‌سازي و نوسازي مناطق جنگ زده روستايي خدمت به محرومان را آغاز كرد. علي تعهد و تخصص را با هم داشت تا از آن در جهت خدمت به محرومان و مستضعفان بهره گيرد. او خدمت سر‌بازي را هم بعد از بازگشت به ميهن در سپاه پاسداران و جهاد سازندگي گذراند.

پيامي كه به مردم آفريقا رسيد

در طول چهار سال خدمت صادقانه به عنوان مسئول روابط عمومي ستاد باز‌سازي و نوسازي مناطق جنگ زده روستايي، علي درد‌هاي آوارگان مظلوم جنگ تحميلي و محروميت جانكاه روستاييان را از نزديك لمس و خدمات شاياني را براي توسعه و باز‌سازي مناطق روستايي انجام داد.

در زماني رياست جمهور مقام معظم رهبري، وزارت جهاد سازندگي براي رساندن پيام روح بخش انقلاب اسلامي و خدمت به مسلمانان محروم و مستضعف قاره آفريقا موظف شد تا تجربيات ارزشمند خود در زمينه توسعه روستايي را به كشور‌هاي دوست و مسلمان آفريقايي در قالب ايجاد دفتر جهاد سازندگي به آن كشور‌ها منتقل سازد.

در سال 1366 مهندس علي اكبر براي اعزام به كشور تانزانيا در شرق آفريقا، به دفتر همكاري‌هاي اقتصادي و برون مرزي وزارت جهاد سازندگي انتقال يافت. و پس از فراهم شدن مقدمات، به كشور تانزانيا رفت تا در دفتر جهاد سازندگي تانزانيا به مسلمانان آن كشور در جهت رفع محروميت و توسعه كمك نموده و پيام انقلاب اسلامي را به مردم محروم آفريقا برساند.

خدمت به محرومين در تانزانيا

علي همراه همسر و پسر سه ساله‌اش براي مدت سه سال به تانزانيا رفت و در آنجا زندگي و كار كرد. او در طي هجرت سه ساله‌اش در سمت مترجم، مسئول طرح و بر‌نامه، معاونت دفتر و نهايتاً مسئول دفتر جهاد سازندگي تانزانيا صادقانه تلاش كرد تا در قالب طرح‌ها و بر‌نامه‌هاي عمراني در منطقه دور افتاده، محروم و صعب‌العبور مسلمان نشين ايكويريري، به صورت عملي و عيني انقلاب اسلامي را به مردم مظلوم و محروم اين منطقه از جهان معرفي كند.

مهندس علي‌اكبر علاوه بر خدمت در جهاد سازندگي تانزانيا، بر اساس مأموريت‌هاي محوله از سوي وزير جهاد سازندگي براي بررسي كار‌شناسي چگونگي حضور فعال جمهوري اسلامي ايران و انجام پروژه‌ها و گسترش خدمات عمراني جهاد سازندگي، به اقصي نقاط قاره آفريقا سفر كرد و گزارش‌هاي جامع و مفصل كار‌شناسي تهيه و ارائه نمود كه اين گزارش‌ها امكان حضور گسترده و مؤثر جمهوري اسلامي ايران و انجام فعاليت‌هاي عمراني در قاره آفريقا را فراهم ساخت.

پدر ايشان مي‌گويد: «آخرين باري كه به ايران آمد موقع باز‌گشت به تانزانيا به پر‌واز هواپيما نرسيد و با يك روز تأخير به تانزانيا رفت. زمان خداحافظي صورت زيباي او بر خلاف هميشه غرق اشك بود. به او گفتم: هيچ وقت اين طور نديدمت؟! گفت: «فكر مي‌كنم اين آخرين سفري باشد كه به ايران آمدم.

صوتي دلنشين كه در اذهان ماند

فعاليت‌هاي فرهنگي مهندس علي اكبر به دليل آشنايي با قر‌آن كريم و صوت زيبايي كه در قرائت قر‌آن داشت و نيز به دليل تسلط كامل به زبان‌هاي عربي و و انگليسي، آثار و نتايج بسياري در بين مردم به ويژه مسلمانان آفريقايي به همراه داشت. او به دليل داشتن صداي دلنشين هر هفته دعاي توسل و دعاي كميل را در جمع ايرانيان در محل سفرات يا دفتر جهاد سازندگي در تانزانيا قرائت مي‌كرد. سر‌انجام علي در تاريخ 13 فروردين ماه سال 1371 مقارن با روز 28 ماه رمضان المبارك 1412، در حالي كه همراه معاون وزير خاغرجه كشور تانزانيا براي باز‌ديد از فعاليت‌هاي جهاد سازندگي عازم منطقه ايكويريري بود در 30 كيلو‌متري دار‌السلام دچار سانحه رانندگي گرديده و مصدوم شد و پس از انتقال به بيمارستان جان به جانان تسليم كرد و به درجه رفيع شهادت نايل آمد. مهندس علي اكبر اولين شهيد جهاد سازندگي در عرصه صدور انقلاب اسلامي و خدمت به مسلمانان محروم آفريقا بود كه هجرتش به شهادت و سعادت ابدي او پيوند خورد.

مراسم تشييع پيكر پاك شهيد مهندس علي اكبر از سوي سفرات جمهوري اسلامي ايران در كشور تانزانيا بر‌گزار شد. در اين مراسم مقامات بلند پايه آن كشور نيز حضور پيدا كردند. دولت تانزانيا عروج ملكوتي مدير دفتر جهاد سازندگي در تانزانيا مهندس علي اكبر را براي آن كشور ضايعه‌اي اسف‌بار توصيف كرد پيكر مطهر شهيد در ميان اندوه همكاران جهاد سازندگي دارالسلام تشييع و به ايران منتقل شد.

تشييع يك جهادگر شهيد

پدر شهيد اكبر مي‌گويد: «ماه رمضان بود و من شب قبل از وقوع حادثه با علي تلفني صحبت كرده بودم. علي گفت كه فردا شب همه دوستانم را براي صرف افطاري دعوت كرده‌ام و آن حادثه قبل از بر‌گزاري مهماني علي اتفاق افتاد. روز بعد از وقوع حادثه كه در دار‌السلام تعطيل رسمي بود، من بي‌خبر از واقعه‌اي كه رخ داده بود در دفتر كارم بودم كه آقايان فروزش، قريب، بار‌گاهي كه همه از دوستان علي بودند از وزارت جهاد سازندگيث به ديدن من آمدند . ديدن آنها در آن موقعيت مرا نگران كرد. ولي آها در مورد علي حرفي نزدند و رفتن پس از آن دوستان علي خبر‌ناگوار تصادف را به پسرم دادند. و او يك شب به منزل نيامد و من خبر‌دار شدم. من و پسرم تا سه روز خبر را به هيچ كس نگفتيم، تا اينكه پيكر پاك علي را براي تشييع جنازه به ايران آوردن. و من آرام آرام خبر را به همسر و دخترانم گفتم و آنها را آماده پذيرش اين مصيبت كردم.» پيكر پاك جهاد‌گر شهيد علي اكبر با حضور مردم، بستگان و همكاران جهاد سازندگي در تهرا، تشييع و در قطعه 27 رديف 87 بهشت زهرا (س) به خاك سپرده شد.

مهندس فروزش – وزير وقت جهاد سازندگي- در قسمتي از پيام خود به مناسبت شهادت مهندس علي اكبر خطاب به همسر وي آورده است: «من از نزديك و به طور كامل لياقت‌هاي فردي و شايستگي‌هاي فراوان ايشان را دريفات و مراتب تعهد و اخلاص ايشان را يافته بودم و به همين جهت، خبر براي اينجانب بسيار تكان دهنده و سخت بود، اكبر در راه خدمت به اسلام و مسلمين هيچ حد و مرزي را نمي‌شناخت .»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار