جواد در پي عباس
جواد كه در 12 فروردين سال 1346 به دنيا آمد، هنوز مشغول تحصيل در كلاس سوم راهنمايي بود كه پسر بزرگم عباس در مهرماه 1361 شهيد شد. شهادت برادر در روحيه جواد اثر عميقي گذاشت تا آنجا كه ديگر ادامه درس برايش ممكن نبود. دائما در تكاپوي اين بود كه سلاح برادرش روي زمين نماند. به همين جهت ترك تحصيل كرد و چون هنوز سنش كفاف نميداد تا به جبهه برود، در بازار تهران مشغول به كار شد. جواد ابتدا به كمك پدرش رفت و هر چه درآمد داشت را صرف امور خيريه و افراد مستمند ميكرد.
اين پسر در جو و حال و هواي قبل از انقلاب هم به امور مذهبي ميپرداخت. همواره در جلسات مذهبي حاضر بود. با پيروزي انقلاب اسلامي و به بركت خون شهدا توانست بيش از پيش در اين محافل شركت كند و از قرآن و محافل انس با كلام الهي بهرهمند شود. زماني كه به خدمت سربازي فرا خوانده شد بلافاصله خود را معرفي كرد و پس از طي مراحل قانوني جهت آموزش نظامي عازم جبهه شد.
جواد در 26 اسفند ماه 1363 به جبهه رفت. عشق زيادي براي رفتن به جبهه داشت. ما هم ديگر جلويش را نگرفتيم. او كه خود را يكي از وارثان اين انقلاب ميدانست نميتوانست تحمل كند كه لشكريان دشمن بعثي وارد خاك كشورش شوند. جواد طي چندين ماه رزم بيامان خود عليه بعثيها از جانب فرماندهانش بارها مورد تشويق قرار گرفت. جواد فرصت به دست آمده را غنيمت شمرد و به خودسازي پرداخت و اين كلام امام امت كه جوانان عزيز تقوي را پيشه خود كنيد و به تزكيه نفس بپردازيد را نصبالعين خود قرار داد و اين مطلب از نامههايي كه برايمان ميفرستاد مشخص بود. جواد حدود 20 ماه در جبهههاي نبرد ماند. سعي ميكرد كمتر به مرخصي بيايد و بيشتر در جبهه بماند، هرگاه كه به مرخصي ميآمد، تنها در فكر جبهه و فضاي عرفاني آنجا بود و فكر و ذكرش، شهادت در راه خدا بود و اينكه بچههاي جبهه همه پاك و منزه هستند و هدف والاي آنها ديدار معبود و شهادت در راه خداست. با وجود شهادت عباس، من جواد را با افتخار راهي جبهه كردم و در راه ايمان و اسلام قرباني نمودم. پسرم در پي يك مأموريت شناسايي و عملياتي با استفاده از توپ 106 تعدادي از بعثيها را به هلاكت ميرساند و در پي بازگشت مورد شناسايي ديدهبانهاي دشمن قرار ميگيرد و در بعد از ظهر روز 12 دي ماه سال 1365 در جبهه شوش مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت ميرسد.
زائر اباعبداللهالحسين (ع)
شهيد عباس سليماني
انقلاب اسلامي طي اين چند سال انسانهايي را از دست داد كه گوهر وجودشان واقعاً گرانقدر بود. روحيه ايثارگري و شهادتطلبي و نيز از جان گذشتگي حتي امروز هم چيزي نيست كه به ندرت يافت شود. نسل فعلي انقلاب آنقدر براي اسلام مايه ميگذارد كه حتي حاضر است جان بدهد و اين نسل بدون ترديد تاريخ آينده را خود مينويسد.
تاريخ هر روز اين انقلاب را شهيداني رقم ميزنند كه تا پاي جان ميكوشند و انقلاب اسلامي به وسيله همين شهيدان زنده به پيش ميتازد و موانع و مشكلات را از پيش پا بر ميدارد. از اين رو يادواره شهيدان سندهاي افتخار و تاريخ خون وشهادت براي انقلاب اسلامي است. نسلهاي آينده بايد از زندگي تكتك اين حماسه آفرينان و از رزم هريك از اين جانبازان درسهاي فراواني بگيرند تا راه پرفروغ شهدا درخشانتر از قبل نمايان شود.
عباسم با خونش به پيكار دشمنان رفت
عباسم درسال 1339 در تهران به دنيا آمد. شش سالش بود كه راهي مدرسه شد. از آنجايي كه از هوش و استعداد خوبي برخوردار بود، سالهاي تحصيل را با موفقيت سپري كرد. همزمان با اوجگيري انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني (ره) به فعاليتهاي سياسي پرداخت و با شركت در تظاهرات و راهپيماييها به همراه ديگر دانشآموزان انقلابي مدرسه را تعطيل و هر روز در درگيري عليه رژيم شركت ميكرد. پسرم عباس بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و آغاز جنگ تحميلي راهي ميادين نبرد شد. او جزو نيروهاي تداركات بود و در نهايت در مهرماه سال 61 و در عمليات مسلم بن عقيل با اصابت گلوله آر پيجي دشمن به شهادت رسيد.
عباس در متن نامههايش خطاب به خانواده مينوشت: ما سربازان امام زمان (عج) هستيم و بايد زمينه را براي ظهور ايشان آماده كنيم. خدا در قرآن بر اين نكته نيز تأكيد دارد كه گراميترين اشخاص نزد خداوند، پرهيزگارترين آنانند و آنهايي كه در راه خدا كشته ميشوند نميميرند، بلكه زندهاند و نزد پروردگارشان متنعم ميشوند... اينك موقعيت و شرايط زمان امام حسين (ع) اتفاق افتاده و ما نبايد امام را تنها بگذاريم و از گراني، تورم و كمبودها بناليم. بايد استوار و پايدار باشيم و جوانانمان را به جبهه بفرستيم تا كفر را از ميان برداريم. ما بايد از دين و شرفمان دفاع كنيم و به جهانيان بفهمانيم كه ملت ما از هدفي دفاع ميكند كه ابراهيم با تبرش، موسي با عصايش، محمد (ص) با قرآنش، علي (ع) با ذوالفقارش و حسين (ع) با خونش از آن دفاع كرد و هرگز هم شكست نخوردهاند. ما هم به جنگ ستمگران و اجانب رفته و تا محو آنها و جايگزين كردن حق و عدالت دست از پيكار نميكشيم.