
در مراسم بزرگداشت استاد ترابيان، موزيسين مشهور سنتي كشورمان ايشان از وضعيت موسيقي كشور گلايه داشت و گفت: «اگر بخواهد به همين شكل پيش برود كمكم ذائقه و سليقه مردم پيرامون موسيقي عوض خواهد شد و موسيقي سنتي كمرنگتر از گذشته ميگردد.» حرفهاي اين استاد پيشكسوت موسيقي كاملاً درست بود متأسفانه شكوه و عظمت موسيقي سنتي در دهه 70 و اوايل دهه 80 سالهاست فروريخته و كمافول شده است؛ چنانچه حتي بعضي از خوانندههاي سنتي به پاپخواني روي آوردهاند و حاشيههاي اين هنر سنتي موسيقيايي گاه بيشتر از متن آن جلوهگري دارد؛ در حالي كه جوانان كمتر رغبتي به اين سبك موسيقي نشان ميدهند. موسيقي سنتي اگر براي جوانان و نسل كنوني تعريف نشود عمر زيادي نخواهد داشت چراكه اين جوانان و نسل كنوني هستند كه با صرف هزينه و وقت براي هنر، چرخ دندههاي هنر سنتي و قديمي را ميچرخانند و باعث انتقال به نسل بعدي ميشوند. يك اصل مهم فرهنگي و تاريخي كه نه تنها در ايران بلكه درتمام دنيا قابل اجراست، هميشه اين گروه پيشگامان انتقال مفاهيم و مباني به نسلهاي بعدي بودهاند اما متأسفانه رابطه اغلب اهالي موسيقي سنتي و استادان نه تنها با جوانان خوب نيست و براي جذب آنها كاري نكردهاند و جوانان اين نوع سبك موسيقي را به دليل عدم شناخت و احساس سنخيت با آن پس ميزنند بلكه آنها با رسانهها هم رابطه و برخورد خوبي ندارند و بين خود و آنها فاصله ايجاد كردهاند؛ در صورتيكه امروز با تعدد و تنوع رسانهها مخاطبان مشكلپسند شدهاند و با توجه به ذائقههايشان به گروههاي مختلف تقسيم شدهاند و رسانههاي خاص خود را دارند اما متأسفانه فعالان موسيقي سنتي با غرور دهه 70، خود را حفظ كردهاند؛ غروري كه تيشه به ريشه اين موسيقي كهن خواهد زد. در صورتيكه اولين درس استادان در مكتب هنر ايراني- اسلامي مردمداري است آن هم هنري كه با عرفان اسلامي درآميخته براي همين هم آرامشبخش است و روح و روان هر شنونده را جلا ميدهد و متأسفانه همين نوع تنگنظريها و محدوديتهاي ارتباطي، نقطه ضعفي شده كه اين هنر زيبا و تأثيرگذار را جهاني نكرده است. به ياد دارم مرحوم استاد همايون خرم در روزهاي آخر حياتشان با اينكه حال و روز خوشي نداشت و در بستر بيماري بود اما وقتي با او تماس ميگرفتيم به گونهاي مهربان و پدرانه با ما صحبت ميكرد كه شيفته مرامش ميشديم و دوست داشتيم بيشتر با او همصحبت باشيم. اي كاش استادان موسيقي سنتي در كنار صدا و نواي خوب اين منشها را ترويج ميدادند اميدواريم ساير استادان و پيشكسوتان وادي هنرموسيقي سنتي دايره نگاه و كارخود را وسيعتر كنند و نگذارند چراغ اين هنر زيباي ايراني محدود و كمافول بماند زيرا مسلماً دراين بازار تنگاتنگ رقابت رسانهاي برگزاري چند كنسرت در كشور و عدمدستيابي به تجربيات و ديدگاه آنها عاملي براي نشر موسيقي سنتي نخواهد بود و شايد اين روزها رمز توفيق گروه موسيقي سنتي «رستاك» در مردمي بودن آنها باشد كه بين خود و ديگران و رسانهها حصار نكشيدهاند؛ هرچند نقدهايي هم بر نوع عملكرد و نحوه فعاليت اين گروه هنري سنتيخوان داريم اما در هر حال رستاكيها توانستهاند ديوارها و حصارهاي اطراف خود را با مخاطبان و رسانهها فرو بريزند و زيبايي هنرموسيقي سنتي را به منصهظهور بگذارند.