
«قرار» نام نمايشي از سيامك احصايي با بازي هانيه توسلي و علي سرابي است كه در شبهاي پاييزي تالار حافظ روي صحنه ميرود. اين نمايش در بخش مسابقه ايران جشنواره سيويكم فجر با بازي حبيب رضايي اجرا شد و توانست جايزه بهترين بازيگر زن را بگيرد. احصايي را كه بيشتر به عنوان طراح صحنه و لباس در سينما و تئاتر ميشناسند اين بار نمايشنامهاي از طلا معتضدي را براي كارگرداني انتخاب كرده است.
«قرار» داستان همزمان دو جوان را نشان ميدهد كه هيچگاه يكديگر را نديدهاند و تنها از طريق اينترنت با هم در ارتباطند. اين دو جوان كه هر دو با مشكلاتي دست به گريبانند خودشان را براي قراري كه با هم دارند آماده ميكنند. سرابي يك استاد دانشگاه اخراجي است و از بيماري كه به طور ناگهاني بينايياش را از او ميگيرد رنج ميبرد. توسلي هم زني تنهاست كه از تنها فرزندش دور مانده و حتي قدرت حرف زدن با او را ندارد. او هم مانند سرابي بيمار است. هر دو نااميد، تنها و شكستخوردهاند.
نمايش «قرار» كند پيش ميرود و براي دقايق اوليه حرف تازه و كشفي نو ندارد اما با گذشت زمان و در صحنههاي بعدي جزئيات بيشتري به تماشاگر داده ميشود ولي هر چه بيشتر از نمايش ميگذرد بيشتر با شخصيتها آشنا ميشويم. نمايشنامهنويس به صورت قطرهچكاني اطلاعات نمايش را رو ميكند و قصد دارد با ايجاد اتفاقات فرعي ذهن مخاطب را براي غافلگيري صحنه نهايي آماده كند و به خوبي هم اين كار را انجام ميدهد. بيقراري دو بازيگر براي قراري كه در پيش دارند تماشاگران را گمراه ميكند چراكه قرار نيست اين دو نفر هيچگاه عاشق هم شوند و همديگر را ببيند، اين دو فقط دردهاي مشترك زيادي دارند كه باعث شده به احساسي مشترك از زندگي دست پيدا كنند. روند داستان در صحنه پاياني كاملاً عوض ميشود و همه را غافلگير ميكند. اوج نمايش در همين آخرين صحنه گنجانده شده است. قرار اين دو نفر يك قرار براي مرگ است. خودكشي با برق زير دوش آب پايان زندگي دو آدمي است كه در بيماري، رنج و مشكلات غوطهورند. اين پايان غافلگيركننده به كندي دقايق اوليه ميارزد. «قرار» يك نمايشنامه كم ديالوگ دارد. البته ذات نمايش چنين چيزي را طلب ميكند. بازيگران نمايش بنا به موقعيتي كه دارند فقط در هنگام چت كردن با هم صحبت ميكنند. طراحي صحنه نمايش هم عالي است. احصايي با وسواس و دقت خاصي صحنه را طراحي كرده و قصدش اين بوده كه همه چيز در نمايش واقعي باشد و خيلي خوب از عهده اين كار بر آمده است. در اين نمايش همه چيز كاملاً واقعي است. از صحنه نيمرو درست كردن هانيه توسلي براي صبحانه تا صحنه قرار دادن دوش آب براي خودكشي. همچنين روايت موازي دو زندگي هم ايده خلاقانهاي است. در موقعيتهاي اينچنيني دست تماشاگر براي ديدن صحنههاي بيشتر باز است و او انتخاب ميكند كه ميخواهد كدام صحنه را ببيند.