اميد به آينده
خوشخلقي، اخلاق نيكو، علاقه به اطرافيان، صداقت و كمك به دوستان از جمله صفات بارز او بود. علي وقتي كه تلاش شبانهروزي پدر و مادرش را ميديد، هر طور كه شده بود ميخواست تلاش آنان را جبران كند. از يك طرف با جديت درس ميخواند و نمرات عالي كسب ميكرد تا آنها را خوشحال و به آينده اميدوار كند و از طرف ديگر تا آنجا كه ميتوانست در ساعات مختلف روز، هرچند كم، به مادرش در امر قاليبافي كمك ميكرد. آنقدر با دوستانش خوش اخلاق و پرمحبت بود كه شيفتهاش بودند. در درس خواندن به آنها كمك ميكرد و در حل مسائل يارشان بود، كتابهاي درسي سال گذشته و گاهي پول توجيبياش را به دوستان نيازمندش ميداد، در بازي فوتبال، هميشه به تيم ضعيفتر ميرفت تا كمك دوستانش باشد. هرچه بود، پس از طي دوران سخت تحصيل ابتدايي، دوران مقدماتي عمومي متوسطه را در دبيرستان كوشش روستاي خاوه با نمرات عالي گذراند.
آرزوي پرواز
عشق به خلباني و آرزوي پرواز در آسمان، از او مردي سختكوش و پرتلاش ساخته بود كه در جهت دستيابي به آرزويش، به رغم همه سختيها و مشكلات، با جديت تمام به درس و تحصيلش ميپرداخت. وي پس از كسب موفقيتهاي تحصيلي در روستا، جهت ادامه تحصيل و اخذ ديپلم به شهر ورامين آمد و بهعلت دوري راه ورامين تا روستاي خاوه و كمبود وسايل نقليه، در شهر ورامين اتاقي در خانه دايي مادرش كرايه و مشغول تحصيل شد. علاقه وافر او به دوستان دوران كودكياش، باعث شده بود برخي از آنها كه در ورامين مشغول درس خواندن بودند، به خانه علي رفت و آمد كنند و او با اطلاع از مشكلات مالي آنها و براي اينكه كمكي كرده باشد، از آنها ميخواست كه پيش او بيايند و هماتاقش باشند. در سال 1354 مقطع متوسطه را در دبيرستان رضا پهلوي ورامين با موفقيت به پايان رساند و مدرك ديپلم خود را در رشته رياضي اخذ كرد. پس از آن، علي كه خود را در دست يافتن به آرزوهايش نزديكتر ميديد، در آزمون خلباني نيروي هوايي ارتش شركت و در سال 1354پس از قبولي در آزمونهاي علمي، هوش، زبان انگليسي و انجام آزمايشات و معاينات پزشكي و جسماني وارد دانشكده خلباني نيروي هوايي ارتش شد.
اعزام به امريكا
وي جهت گذراندن دورههاي آموزشي مقدماتي به پادگان و فرودگاه قلعهمرغي تهران منتقل و پس از جديت در اين دوران و آموختن تمرينهاي نظامي جامع و كسب مهارتهاي لازم موفق به اخذ سردوشي شد. علي پس از طي كلاسهاي علوم نظامي، زبان انگليسي و آكادمي پرواز، نخستين پرواز آزمايشياش را در فرودگاه قلعهمرغي با هواپيماي سبك بونانزا با موفقيت انجام داد.پس از كسب موفقيتهاي لازم و گذراندن دورههاي مقدماتي نظري و عملي خلباني، در آزمون دشوار اعزام به خارج قبول شد و پس از پشت سر گذاشتن مراحل مقدماتي شامل كلاسهاي زميني پرواز، زبان انگليسي پيشرفته، اخذ گواهينامه پرواز با هواپيماهاي سبك، به همراه جمعي از دانشجويان خلباني كه بعضي از آنها از همشهريانش بودند، به كشور امريكا اعزام و دوره آموزش زبان انگليسي تخصصي و پيشرفته را در پايگاه نيروي هوايي لاكلند و دورههاي تخصصي پرواز با هواپيماهاي جت آموزشي را در دو پايگاه نيروي هوايي رندالف و پايگاه نيروي هوايي لافلين امريكا طي كرد.
پرواز با فانتوم
علي پس از گذراندن دورههاي مختلف آموزشي، موفق به اخذ مدرك پرواز با هواپيماي آموزشي سبك ملخدار تي 41 و هواپيماي جت آموزشي تي37 و هواپيماي جت آموزشي مافوق صوت تي 38 از آكادمي پرواز امريكا گرديد و با پايان يافتن دوران آموزشي در امريكا و نصب نشان خلباني روي سينه، در سال 1357 مدتي قبل از پيروزي انقلاب به ايران بازگشت و به دليل موفقيتهاي درسي و اخذ نمرات بالا، با درجه ستوان دومي به گردان پروازي - آموزشي هواپيماي جنگنده فانتوم اف 4 دي در پايگاه يكم شكاري مهرآباد مشغول خدمت گرديد. علي در تاريخ 11 تيرماه 1360 ازدواج و پس از چندماه سكونت در شهر ورامين، به دليل شرايط ويژه نظامياش به تهران و مدتي بعد به بوشهر نقل مكان كرد. پس از آغاز جنگ، علي به عنوان افسر ناظر مقدم انتخاب و در جهت راهنمايي هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش براي بمباران مواضع دشمن و رابط با نيروي زميني به خطوط جبهه اعزام شد. وي در اواخر سال1360 در دوره آموزشي جنگنده فانتوم اف 4 دي در پايگاه يكم شكاري مهرآباد شركت كرد و پس از چند ماه جهت تكميل دوره مذكور به پايگاه هفتم شكاري شيراز اعزام و پس از هفت ماه گذراندن موفقيتآميز پرواز آموزشي و كلاسهاي تئوري زميني، بهعنوان خلبان كابين عقب جنگنده فانتوم اف 4 دي فارغالتحصيل شد. مدتي كه از جنگ تحميلي گذشته بود، كشور عراق با تغيير تاكتيك جنگي و با كشاندن جنگ از روي خشكي و زمين به سمت آب و دريا، در صدد برآمد تا با هدف قرار دادن كشتيهاي تجاري، شناورهاي نفتي، از بين بردن چاههاي نفتي و قطع صدور نفت ايران از طريق خليجفارس، ايران را به زانو درآورد. در اين زمان، مأموريت مهم ديگري به علي و برخي از همكاران خلبانش واگذار و ايشان به گردان61 پروازي- آموزشي پايگاه ششم شكاري بوشهر منتقل و روزانه با انجام چندين سورتي پرواز، موفق به انجام مأموريتهاي محوله و عملياتهاي موفق شد.
دفاع از خارك
در دوران جنگ تحميلي، علي با انجام صدها سورتي پرواز، به دفاع هوايي در مقابل جنگندههاي دشمن، گشتهاي روزانه و شبانه، پشتيباني هوايي از رزمندگان اسلام در عملياتهاي مختلف، اسكورت نفتكشها، دفاع از جزيره خارك و ساير مناطق نفتي خليجفارس پرداخت. تعهد او به كشور، انقلاب و دفاع از ميهن اسلامي در مقابل كشور متجاوز عراق، در روحيات و رفتار او تأثير خاصي گذاشته بود و آنقدر به كار خلبانياش عشق ميورزيد كه در دوران جنگ تحميلي، تا آنجا كه ميتوانست به مرخصي نميآمد و آماده انجام مأموريت و عمليات بود. بارها پيش آمده بود كه به رغم انجام چند سورتي پرواز در روز، بازهم داوطلبانه آماده انجام مأموريت و عملياتهاي مهم حتي جايگزين خلبانان همكارش بود و تلاشها و پروازهاي او و همكارانش نگذاشت حتي يك روز از صادرات نفت ايران در آن دوران حساس قطع شود.
نبرد نابرابر
پس از كسب درجه سرگردي، وي كه عاشق پروازهاي برونمرزي بود، در يكي از همين عملياتهاي داوطلبانه و جايگزين يكي از همكاران خلبانش، هرچند كه تازه از آسمان برروي زمين نشسته بود، آمادگي خود را اعلام و در تاريخ 28 تيرماه 1366 در يك عمليات و نبرد نابرابر هوايي، با سه جنگنده ميراژ عراقي كه قصد بمباران پايگاههاي نفتي ايران و تجاوز به مناطق شمالي خليجفارس را داشتند درگير و پس از هدف قرار گرفتن هواپيمايش، هنگامي كه روي آبهاي نيلگون خليجفارس در حال سقوط بود، پس از اجكت و پريدن از هواپيما، مورد اصابت تركش قرار گرفت و در آسمان خليجفارس به همراه خلبان «مجيد احمدي» به آرزوي ديرينهيشان رسيدند. پيكر مطهر ايشان در گلستان شهداي امامزاده سيدفتحالله الحسني شهر ورامين در كنار ديگر سرداران بسيجي و اميران ارتشي آرام گرفت. از اين سرباز رشيد اسلام و خلبان تيزپرواز و شجاع نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، دو فرزند به نامهاي «ميلاد» و «مريم» به يادگار مانده است.