کد خبر: 619241
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۱۴:۴۷

هنر ايراني سرشار از مضامين و موضوعات ارزشمند و گرانسنگي است كه مي‌توان آنها را به عنوان سندهاي افتخار هنر ايراني و تفكر هنري در ايران نام برد. يكي از هنرهايي كه قدمت چندين هزارساله آن نمايانگر سير تفكر در فرهنگ ايراني است مي‌توان فرش ايراني دانست. از نخستين اثر به جاي مانده از دستبافته‌هاي ايراني در منطقه پازيريك چنان بر مي‌آيد كه فرش دست كم در سده‌هاي 4 و 5 پيش از ميلاد مسيح يعني 2600 سال قبل به سطح قابل ملاحظه‌اي از نظر كيفيت دست پيدا كرده بوده است. مي‌توان گفت نزديك به 3000 سال از تاريخچه تفكر ايراني را مي‌توان در نقش‌هاي فرش جست‌وجو كرد. اما شايد يكي از نكات ارزشمند در بررسي فرش ايران و در مجموع هنر ايراني تجسم تصويري آئين‌هاي مذهبي و عقايد فلسفي در هنر باشد. يكي از عقايدي كه در نقوش فرش آن را مي‌توان به وضوح يافت، اعتقاد وحدت وجود به عنوان يكي از بحث انگيزترين عقايد فلسفه در شرق است. فلسفه‌اي كه گرچه ريشه‌هاي عميق در باور مردمان شرق دارد؛ روشن‌ترين صورت آن را مي‌توان در عقايد ابن‌عربي جست‌وجو كرد. بر مبناي تفكر ابن عربي جهان در عين كثرت از يك كل واحد تابعيت مي‌كند و مي‌توان گفت جهان مجموعه‌اي است كه نمي‌توان يك جزء از آن را منفك از ساير اجزائش دانست. به اين ترتيب مي‌توان گفت ابن عربي جهان را حول يك محور واحد مي‌بيند. اين ديدگاه در فرش ايران به وضوح قابل تشخيص است. تمامي خطوط اسليمي و خطايي در نقشه اصيل فرش ايران به هم تافته است.

اگر نقشه قالي را به تفكيك گل‌ها بنگريم، خطي اسليمي مي‌بينيم كه همچون رشته‌اي رقصان به دور ترنج قالي چرخيده و در خويش تنيده است. در عين حال كه اين نقش از مركزيت وجود تبعيت مي‌كند؛ مي‌توان آن را گوشه‌اي از يك اعتقاد مذهبي دانست كه وحدانيت مي‌خوانيمش. اعتقاد به وحدانيت خداوند و مركزيت وجود در ديگر عناصر تصويري ما نيز قابل رويت است.

از سوي ديگر يكپارچگي در نقش قالي را مي‌توان در نزديكي فرم گل‌هاي آن به نقش ترنج جست‌وجو كرد و در واقع مي‌توان ترنج قالي را يك نقش واحد و اثرگذار اما شكسته شده از نقوش گل‌هاي قالي دانست. از سوي ديگر اگر در نقوش اصيل گل در قالي امروز دقت كنيم، مي‌توانيم نقش نيم‌باز آنها را به سادگي تشخيص دهيم و اگر اندكي توجه كنيم در‌خواهيم يافت كه نقش ترنج قالي يك نقش گسترده و كامل شده از فرم همين نقوش گل مانند است. در عرفان سهروردي كه يكي از بنيان‌هاي آن را مي‌توان حركت به سوي كمال دانست مي‌توان علتي بر كمال ترنج از نظر فرميك جست كه سير حركت يك فرم از نقصان به كمال را مشتمل مي‌شود. يعني فرم‌ها در پيرامون دايره مركزي متضمن مفهوم نقصان‌ هستند و به هنگام تبديل به مركز اين گل به نوعي كمال دلالت دارد. فلسفه حركت به سوي كمال در مراتب عرفاني شيخ اشراق را مي‌توان از نگاه جامع و تمثيلي وي به عقل سرخ دريافت. اين مراتب كه بنيان هفت شهر عشق عطار نيز هست، به وضوح در لچك قالي قابل رويت است.

نقصاني كه لچك به عنوان نقشي يك چهارم دارد و از پيرامون آغاز مي‌شود، در گردش و سِير نقوش در ميانه قالي به كمال آن در مركز قالي مي‌رسد. شاهد اين مدعا نقش لچك‌هاست كه در همه جاي طراحي فرش ايراني نقش‌هايي مشترك اما ربع شده از ترنج را بازنمود مي‌بخشد. به هر حال آن چه مي‌توان گفت اين است كه توجه به ظرافت‌هاي فرش ايراني و هنرهاي ديگر كه فرش يكي از هزاران آن است، هشداري‌ است براي بازنگري در اين فرم‌ها و اين حقيقت كه ناشايست است هنرهاي ايراني به سرعت جاي خود را به هنرهاي مدرن غربي دهند كه نه جايي در فرهنگ ما دارند و نه نماينده هويت فكري ما هستند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار