«به خاطر پونه» عليرمرداني، داستان زندگي مشترك مجيد و پونه را روايت ميكند كه در ادامه شكي دامنهدار، دچار مشكلاتي تمامنشدني شده است. مجيد كه شش سال پيش با پونه ازدواج كرده، يكسالي است كه دچار اعتياد شده و اين مشكل باعث شده كه زندگي مشترك مجيد و پونه ديگر طراوت گذشته را نداشته باشد. علاقه مجيد به پونه اما باعث ميشود براي حفظ زندگي مشترك، تصميم به ترك اعتياد بگيرد و در كمپي بستري شود، مجيد اما زودتر از موعد مقرر به خانه باز ميگردد و با اتفاقاتي روبهرو ميشود كه زمينهساز شكي آزاردهنده در ذهنش ميشود. در تمام طول فيلم اما تصورات مجيد از سوي پونه توهم ناشي از مصرف مواد مخدر تلقي ميشود در حالي كه پاياني تكاندهنده در انتظار داستان فيلم است.
شايد برجستهترين مؤلفه آخرين ساخته «هاتف عليمرداني» را بتوان بازي خيرهكننده فرهاد اصلاني دانست. اصلاني كه براي اولينبار سال 1370 در پروژه فاخر و تاريخي امام علي ايفاي نقش كرده بود، در طول دو دهه اخير با نقشآفرينيهاي موفق، چشمها را به نوع خاص بازيگرش خيره كرده است، البته حاصل نقشآفرينيهاي موفق اصلاني در طول بيش از دو دهه اخير، كسب سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد براي بازي در فيلمهاي «خرس» و «زندگي خصوصي» در سيامين جشنواره فيلم فجر در سال 90 و كانديدا شدن براي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل مرد براي فيلم آسمان پرستاره در هجدهمين دوره از جشنواره فيلم فجر است. در ادامه بازيهاي تأثربرانگيز اصلاني اين بار نوبت به «به خاطر پونه» رسيده است؛ فيلمي كه شايد اگر از نعمت بازي تكاندهنده فرهاد اصلاني محروم ميماند، نميتوانست توجه چنداني را به خود جلب كند. فرهاد اصلاني در نقش مجيد به خوبي توانسته عجز انساني كه در دوراهي شك و اطمينان مردد مانده را به درستي به تصوير بكشد، به عنوان مثال ميتوان به سكانس تأثيرگذار اصلاح صورت فرهاد اصلاني اشاره كرد، زماني كه به ناگاه گريه تلخي را آغاز ميكند كه نشانگر ناتوانياش از تمييز حقيقت و دروغ است. هانيه توسلي هم در نقش پونه توانسته چهرهاي از زني سرد و بيروح را به تصوير بكشد كه ديگر تاب ادامه زندگي مشترك را ندارد و در اين ميان تمام تلاش خود را هم براي اثبات بيگناهي و فراهم كردن شرايط جدايي به كار ميگيرد. يكي از تأكيدات فيلمنامه «به خاطر پونه» آذري بودن خانواده مجيد است، مجيد و خانوادهاش به زبان آذري تكلم ميكنند و تمام ديالوگهاي خانواده مجيد به صورت زيرنويس به پرده سينما ميرود و فيلمنامهنويس به نوعي به دنبال نشان دادن تفاوتهاي فرهنگي در ميان زوجهاست كه در ادامه زندگي مشتركشان را دچار مشكلات عديده ميكند. مجيد از خانواده آذري و متعصب و پايبند به حجاب و روابط قائدهمند است اما پونه دختر خانوادهاي است كه به قول خواهر مجيد، پدر بالاي سرشان نبوده و مادرش هم چندان اهل رعايت حجاب نيست. مشخص است كه خانواده مجيد از همان ابتدا با اين وصلت موافق نبودهاند و به اجبار تن به آن دادند و در ادامه خود مجيد هم به اين نتيجه ميرسد اما علاقهاش به پونه باعث ميشود همواره سعي در كتمان شنيدهها و ديدهها داشته باشد. براي بيان اين تعارض فرهنگي ميان مجيد و پونه ميتوان به سكانسي اشاره كرد كه معلم خصوصي به خانه مجيد ميآيد تا به پونه فتوشاپ ياد بدهد، مجيد مادر و خواهرش را به اتاق ديگري ميبرد تا از ديد مرد نامحرم به دور بمانند و خودش هم كنار آنها در اتاق ميماند در حالي كه پونه در اتاق پذيرايي از معلم سرخانهاش، درس فتوشاپ ميآموزد!
استفاده از پرشهاي مداوم زماني و تدوين غيرخطي، شايد براي متفاوت جلوه دادن فيلم از سوي عليمرداني به كار برده شده است اما در نهايت در ساختار فيلم بيشتر شبيه به وصله ناجوري شده كه دليل وجودش براي مخاطب نامشخص است.
شايد يكي از نقاط عطف فيلم سكانس گفتوگوي مجيد و پونه در خانه مادر پونه است، زماني كه مجيد پس از پرسشهاي مكرر از روز حادثه و از خلال پاسخهاي پونه به نكتهاي ميرسد كه بر شكهايش صحه ميگذارد. در نهايت اما پايانبندي فيلم به آنجايي ميرسد كه مجيد تصميم ميگيرد با كنار گذاشتن ترديدهايش باز به خانه بازگردد و زندگي دوبارهاي را با پونه آغاز كند اما زماني كه با دستهگل وارد خانه ميشود، ميبيند كه پونه همه وسايلش را به خودش برده و مهريهاش را بخشيده و در نامهاي با او خداحافظي كرده است. در پايان اين سكانس است كه تيتراژ پاياني فيلم پخش ميشود اما فيلم هنوز تمام نشده است و سكانس بعدي هواپيمايي را نشان ميدهد كه قصد ترك كشور را دارد؛ سكانسي كه نشان ميدهد ترديدهاي مكرر مجيد بيدليل نبوده است و به قولي، پشت پرده هر شكي، ردپايي از واقعيت وجود دارد.
به هر رو اما هاتف عليمرداني در «به خاطر پونه» با اينكه براي اولينبار فضاي فيلمي اجتماعي را تجربه ميكرد توانسته گيشه به نسبت موفقي را در هفتههاي اخير از آن خود كند و اينطور كه معلوم است مردم از آخرين ساخته عليمرداني بدشان نيامده است و به نوعي ميتوان اينگونه نتيجه گرفت عليمرداني پس از فيلمهاي اول و دومش كه نتوانست توجه چنداني از سوي مخاطبان را به دنبال داشته باشد، با تجربه ژانري جديد، موج نويي را در عمر فيلمسازي خود كليد زده است.