کد خبر: 616745
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۹
روايتي ديگر از مادران شهيد
شايد اگر سال‌ها هم به لطف خدا و توفيقي كه نصيبمان شده بتوانيم در عرصه شهدا قلم فرسايي كنيم نتوانيم با بسياري از خانواده هاي شهدا به گفت وگو بنشينيم اما حداقل مي‌توانيم اندكي در مسير اين فرموده امام خامنه اي گام بر داريم كه :«امروز زنده نگه داشتن ياد وخاطره شهدا كمتر از شهادت نيست.» متن زير مروري برگ هايي از اين خاطرات است ،كه بخش اول اين خاطرات با عنوان :اينجا بوي بهشت مي دهد در صفحه 7مورخ 23 مهرماه 1392روزنامه جوان به چاپ رسيد ،بخش دوم اين نوشتار تقديم حضورتان مي شود.

• چشم انتظار يار
در ادامه سفرم به كاشان در پي يافتن خانه كبري حسين زاده مادر شهيدان محسن، جواد، اصغر و رضا بارفروش بودم .او متولد ۱۳۲۳ و اهل کاشان است. پيش تر از او و شهدايش در صفحات پايداري روزنامه جوان صحبت كرده بودم اما حكايت ديدار اين مادر شهيد قولي بود كه در انتهاي مصاحبه به او داده بودم .
مادر شهيدان بارفروش در طول مصاحبه خاطره اي را از امام خامنه اي برايم تعريف كرد كه بهانه زيارت ايشان را برايم فراهم نمود . ايشان گفت : دو مرتبه محضر امام خامنه ای رفته ام، یک مرتبه که همراه شش خانواده شهید به دیدارشان رفته بودم از من پرسیدند: «چند فرزند دارم؟» گفتم: «آقا جان من ۱۲ فرزند داشتم که ۴نفر از آنان در راه دین شهید شده اند.» آقا به نشانه رضایت سری تکان داده و فرمودند: «اهل کجا هستید؟!» گفتم: «کاشان» فرمودند: «من یک هفته ای را به منزل شهدا در کاشان خواهم آمد» اما آقا به منزل مان نیامدند. هرچند من انتظاری ندارم. زیرا ایشان بسیار مشغله دارند. همین که سلامت باشند برای مان کفایت می کند. از خدا برای ایشان سلامتی و طول عمر می خواهم.
بعد از اين روايت بود كه از من قول گرفت براي ديدنشان به كاشان بروم وچند روزي را محضرشان باشم .مادر شهيدان بارفروش همچنان در تلاش است وپس از شهادت بچه ها ، در سنگري دیگر همچنان مشغول جهاد  است . گاهی اوقات برای سخنرانی به مدارس کاشان می رود و همیشه قرآن و احادیث را برای بچه ها بازگو می کندم. تأکید زیادی بر امر به معروف و نهی از منکر دارد.
• هاجري كه سه قرباني به قربانگاه برد
نيمه‌شعبان سال 1391 بود كه راهي شهر شعر و ادب شيراز شديم. براي تهيه گزارش مهمان چند خانواده شيرازي بوديم. اين شهر حدود 27 خانواده 3 شهيده و 2 خانواده 4 شهيده دارد. در اين اثنا سعادت آشنايي با خانواده شهيدان صادق‌زاده در كازرون هم نصيبمان شد. انتظار ديدارمان با خانواده شهيدان صادق‌زاده در يكي از روزهاي گرم تير سال 1391 به ثمر نشست. هاجر اخگر مادر شهيدان محمدتقي، عوض و اسماعيل صادق‌زاده با رويي باز و گشاده به استقبالمان آمد. انگار سال‌هابود كه  ما را مي‌شناخت.
قصه مادران شهدا همه جاي ايران شبيه هم است. قصه‌اي كه با جنگ متولد و هنوز هم بعد از سال‌ها ادامه دارد. پدر شهيدان به دليل كسالت نتوانست در طول مصاحبه همراهمان باشد اما هاجر اخگر، با همان مهرباني مادرانه‌اش كنارمان نشست و از سال‌هاي بودن و نبودن‌هاي فرزندان شهيدش حكايت‌هايي شنيدني گفت، با همان لهجه شيرين شيرازي‌اش. هاجر اخگر با افتخار تمام از شهدايش برايمان سخن ها گفت .اما چندي پيش او هم به ديدار فرزندان شهيدش رفت .امروز اگرچه در بينمان نيست اما سربلنديم كه پاي حرف‌هايش نشسته و از افتخارات فرزندانش و پايدار ماندن خودش در راه اسلام و انقلاب شنيديم .اما صد افسوس كه هرروزكه مي گذرد شاهد كوچ عاشقانه مادران وپدران شهدائيم . تنها راويان مستند خاطرات وروزهاي بودن ونبودن كودكي ونوجواني وبالندگي شهدا...

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار