کد خبر: 616141
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۴۵
كاخ گلستان و برج ميلاد؛ نماد 400 متر فاصله معماري!
در پاي بلندترين برج كشور افكار مختلف ذهن به سوي دورترين نقطه ممكن در دالان تاريخي شهر تهران پرواز مي‌كند.

الناز خمامي‌زاده | اگر برج و باروهاي قديمي قريه تاريخي و 200 ساله تهران هنوز هم پا بر جا بود به چه آساني مي‌شد اين تمدن كوچك جنب تهران و دامنه كوه‌هاي خاكي رنگ را از فراز بلند‌ترين برج مدرن امروز ايران همچون بقچه‌اي جمع و مختصر به نظاره نشست اما نماي تهران امروز از بلندترين طبقه برج ميلاد صورت متفاوتي از تهراني را دارد كه شايد ناصرالدين شاه قاجار به هنگام غروب آفتاب آن را از فراز بلندترين عمارت تهران و ايران قديم يعني شمس‌العماره مي‌نگريست. سفر از مرتفع‌ترين برج امروز به مرتفع‌ترين برج ديروز تكه‌هاي گمشده پازل ارتباط ميان دو قرن ايران را به هم پيوند مي‌زند. از برج ميلاد تا كاخ گلستان و عمارت خورشيد يا شمس‌العماره‌اش.

جدايي از زمين در برج ميلاد

مي‌گويند برج ميلاد در جنب خود ايستگاه مترو دارد، تاكسي دارد و مسير دسترسي از طريق اتوبوس‌هاي درون‌شهري به اين برج بتوني مهياست؛ برجي كه از دل پايتخت قد علم كرده و بر چهار سوي پايتخت سرك مي‌كشد. از هر طرف نزديك و سهل‌الوصول به نظر مي‌رسد با اين حال در تجربه‌اي شخصي معمولاً براي رسيدن پاي بنايي كه آن را جاذبه مدرن پايتخت مي‌نامند به هر بهانه‌اي مسير طولاني را پشت سر گذاشته‌ام، پاي برج ميلاد كه مي‌رسيد و درست در نقطه‌اي كه زماني پي اين برج طويل در حال ساخت بود مي‌ايستيد و به بالا نگاه مي‌كنيد حس اين را داريد كه گويي ستون عظيم الجثه‌اي دل زمين را شكافته، آسمان را خراشيده و مانند دانه لوبياي سحرآميز به دنياي ديگر رفته است. اين متفاوت‌ترين نما از برجي است كه هميشه آن را از دور نظاره‌گر مي‌شويد. آسانسور ساخت سوئيس برج ميلاد، مسافت طولاني تا رسيدن به اين برج و زماني كه در اين راه صرف كرده‌ايد را به شكل قرينه‌اي برايتان جبران مي‌كند؛ اين آسانسور 20 كيلومتر در ساعت سرعت دارد و در عرض 8 ثانيه بازديدكنندگان را به بالاترين نقطه برج مي‌رساند. از اين حيث وقتي سوار بر آسانسور برج ميلاد مي‌شويد حس از جا كنده شدن را خواهيد داشت گويي در تونل زمان در حال جابه‌جايي هستيد؛ به واسطه درشيشه‌اي و معماري منحصربه‌فرد برج. سوار بر آسانسور و در حين بالا رفتن دسترسي بصري به محيط خارج از برج ميلاد مهياست از اين حيث هر چه بالاتر مي‌رويد عناصر شهر تهران را زير پاهاي خود كوچك و كوچك‌تر مي‌بينيد. به گفته رئيس برج ميلاد كمتر برجي در دنيا را مي‌توان سراغ گرفت كه چنين قابليتي داشته باشد. برج ميلاد از 11 طبقه تشكيل شده است كه با توجه به ارتفاع اين برج عظيم‌الجثه به نظر مي‌رسد كه تعريف طبقه در اين برج با تعريف طبقه در ساختمان‌ها و بناهاي معمولي شهري كاملاً متفاوت باشد. بزرگ‌ترين و وسيع‌ترين بخش تراس برج ميلاد در طبقه هفتم آن واقع شده است اما با علم بر اينكه طبقه يازدهم برج ميلاد بلندترين و مرتفع‌ترين نقطه سازه‌اي تهران و ايران است و از اين حيث متفاوت‌ترين منظره از تهران را پيش رو مي‌گذارد هيچ چيز نمي‌تواند جلودار شتاب و اشتياق آدمي براي ديدار از اين طبقه برج شود. اين شور و اشتياق بي‌دليل هم نيست، به طبقه يازدهم برج ميلاد كه مي‌رسيد گويي به طور كامل از شلوغي و همهمه شهر تهران جدا شده‌ايد؛ اينجا دنياي ديگري است كه ديگر در آن نه صداي بوق و ترمز خشن اتومبيل‌ها و سر و صداي انسان‌هاي غرق در عصر تكنولوژي و كسب و كار است و نه ديگر از منشأ بصري اين آلودگي‌هاي صوتي خبري است. دغدغه‌مندي‌هاي انسان از فاصله 435 متري سطح شهري كه حتي اتومبيل‌هايش را به شكل نقطه‌هاي كوچكي مي‌بينيد پوچ به نظر مي‌رسد. در تراس فوقاني‌ترين طبقه برج ميلاد سرتاسر تهران در سكوتي وهم‌گونه زير پاست. آلودگي هوا لايه كدري را پيش روي چشم‌ها مي‌گذارد و از اين حيث تنها هاله‌اي از برج‌ها در زاويه ديد قرار دارد. مانند نقشه‌اي كامل از پايتخت كه مقابل چشم‌ها باشد از اين ساختمان‌هايي درهم و برهم ديده مي‌شود اما آنچه نظرها را به خود جلب مي‌كند بافت شهري منطقه گيشاي تهران است كه به شدت منظم به نظر مي‌رسد. ساختمان‌ها همه در يك رديف قرار دارند و ترتيب خيابان بندي اين بخش از شهر شبيه هيچ كجاي ديگر شهر نيست. به همين خاطر منطقه گيشا را از نظر شهرسازي منظم‌ترين بافت تهران مي‌دانند. به سختي بتوان ميدان آزادي تهران را كه همچون نقطه‌اي در هاله‌اي از دود است تشخيص داد.

پهن‌ترين بخش برج ميلاد همين طبقه 11 آن است. بالا را كه نگاه كنيد سقفي شيشه‌اي رو به آسمان و نيز دكل مخابراتي برج را از نزديك‌ترين نماي ممكن خواهيد ديد، از قضا تنها دو مهندس هر از گاهي مجوز دسترسي به دكل را دارند. ديوارهاي داخلي طبقه 11 برج ميلاد مزين به نقش نگاره‌هاي برجسته زيبايي اعم از نمايش هنري چهار عنصر اصلي آفرينش و نيز خطوط قديمي و نقشه شهرهاي قديمي ايران است.

برج ميلاد با داشتن امكاناتي چون سفره‌خانه سنتي، رستوران‌هاي خارجي و ايراني، 67 هزار هكتار فضاي بيروني، دلفيناريوم، سينما 6 بعدي، تالار ليزريوم، جت رنجر، باشگاه پينت بال، كارتينگ، حمام ايراني و غيره قطب گردشگري مدرن شهر تهران است. برج ميلاد به طور ميانگين روزانه حدود 2 هزار بازديدكننده دارد كه اين رقم در سيزن يا فصل پر گردشگر به 4 هزار نفر در روز مي‌رسد و در اعيادي چون عيد نوروز و جشن‌هاي مذهبي آمار بازديدكنندگان برج ميلاد به 25 هزار نفر در روز هم مي‌رسد. بهاي بليت اين برج از 9 هزار تومان تا 35 هزار تومان گوناگون است. امروزه زندگي كردن در كلانشهرهاي دنيا با نگاه و گزينه‌هاي فرهنگي شكل مي‌گيرد و برج ميلاد هم نماد فرهنگي مدرن ايران است. خروج از اين برج كه ششمين برج مرتفع مخابراني دنياست به آساني ورود به آن است؛ باز هم همان آسانسور پرسرعت كه هنگام فرود آمدن با اثرات تغيير ناگهاني ارتفاع و گرفتگي گوش مواجه مي‌شويد، همان حس سفر كردن در زمان.

گذر از دالان تاريخي تهران تا كاخ گلستان

سفر كردن از يك زمان به زمان ديگر را تنها در فيلم‌ها و قصه‌هاي تخيلي ديده‌ايم و شنيده‌ايم. اين بار در تضادي آشكار با مدرنيته خيلي راحت مي‌توان خود را به بلندترين عمارت تهران و ايران در 200 سال گذشته رساند. هم ايستگاه مترو در نزديكي مجموعه فرهنگي، تاريخي گلستان مهياست و هم اتوبوس‌هاي درون‌شهري و تاكسي‌هايي كه هر روز ده‌ها بار مسافرانشان را از مبدأ تا اين مقصد دوست داشتني جابه‌جا مي‌كنند؛ اين مجموعه تاريخي و قاجاري درست جنب بازار بزرگ تهران واقع شده است و براي رسيدن به آن بايد طبق روال معمول روز جمعيت بسياري را براي رسيدن به كاخ گلستان و شمس‌العماره بلند قامتش به كنار زد. در مسير مي‌توان از مكان‌هايي عبور كرد كه پيشينه هر يك ورقي بر دفتر تاريخي 200 ساله تهران است. از حوالي ميدان امام خميني(ره) و نيز از مكاني كه به پشت شهرداري معروف است رد مي‌شويد؛ از قضا قبلاً در اينجا ساختمان شهرداري بنا بوده است كه بعد از تخريب به يادبودش همچنان آنجا را پشت شهرداري مي‌نامند. ميدان امام خميني(ره) نيز به اسامي مختلفي معروف بوده است. از مريضخانه تا باغ شاه، سپه، توپخانه و هم‌اكنون ميدان امام خميني(ره). اين مكان را از اين حيث توپخانه مي‌ناميدند كه در قديم محوطه چهار گوش بياباني براي مشق نظام بوده است. اميركبير در سال 1284 هجري شمسي دستور ساخت ميدان را مي‌دهد و ساختش 10 سال طول مي‌كشد. معمار، اين ميدان را با نظر به ميدان نقش جهان اصفهان مي‌سازد. توپخانه از نظر سياسي و فرهنگي نقشي استراتژيك داشته است. اثر «توپ مرواريد» صادق هدايت بر گرفته از يكي از توپ‌هاي جنگي بوده است كه روي آن اشعار ملك الشعراي را حكاكي كرده بودند. در همين ميدان بود كه رسم توپ به هوا در كردن در عيد نوروز به يك رسم فرهنگي تبديل شد. از قضا مرسوم بود كه اگر دختر دم بخت در هنگام تحويل سال در اين ميدان و در كنار توپ بايستد بختش باز مي‌شود. توپ عيد نيز سمبلي است كه از اين داستان گرفته شده است. همچنين گفته مي‌شود توپي جنگي كه شاه عباس آن را با خود از جزيره هرمز و نزد پرتقالي به تهران آورده بود در اين ميدان نگهداري مي‌شده است. توپخانه به سنگلج و بازار بزرگ تهران راه دارد و اين ميدان از نظر سياسي محلي براي گردهمايي و راهپيمايي‌هاي بزرگ تهران قديم بوده است. ساختمان دادگستري و نمادهاي زيباي عدالتش، باغ ملي و سردر آن و نيز خيابان باب همايون به عنوان يكي از اولين خيابان‌هايي كه سنگفرش شده است. از ديگر جاذبه‌هاي ديدني اين مكان دالان تاريخي هستند كه از كنارشان رد مي‌شويد. شمشير بر دست شخصيت نقش برجسته ساختمان دادگستري مي‌گويد كه عدالتي بدون قدرت وجود ندارد و ميزان بر دست ديگر او نيز گوياي آن است كه عدالتي كه بدون انصاف باشد عدالت نيست.

400 متر فاصله تهران بلند ديروز و تهران بلند امروز

به كاخ گلستان كه نزديك مي‌شويد هنوز همهمه بازاري‌ها، كسبه و مردمي كه از تنگ هم مي‌گذرند به گوش مي‌رسد. جالب است كه به محض ورود در كاخ گلستان باز همان حس عجيب رهاشدگي از دغدغه‌هاي روزانه زندگي صنعتي و مدرن در بالاترين طبقه برج ميلاد به سراغ آدمي مي‌آيد اما اين حس بوي تاريخ مي‌دهد و براي دريافت آن هم لازم نيست كه خود را به بالاي عمارت شمس‌العماره، مرتفع‌ترين بناي تهران قديم برسانيد. عبور از در ورودي كاخ گلستان يعني كنده شدن از شلوغي و ازدحام بازار. درختاني بلند قامت و تنومند كه خود در تاريخ اين فضاي قاجاري عجين شده‌اند در كنار صداي پرندگان خوش آواز و طوطي‌هاي سبز رنگي كه در ميان اين درختان از اين سو به آن سو پرواز مي‌كنند به شدت با اين فضا و نقش و نگارهاي ستودني بر قامت نماي بناي قاجاري كاخ گلستان مأنوس هستند. شاهان قاجاري بسياري در اين كاخ سكونت داشتند. كسي كه برج و باروهاي اطراف شهر تهران را با خاك يكسان كرد هم در همين كاخ زندگي مي‌كرد. ناصرالدين شاه به سفرهاي اروپايي زيادي رفته بود و دوست داشت تهرانش اروپايي شود. به همين خاطر رفته‌رفته برج و باروهاي اطراف شهر را از بين برد تا تهران شكل مدرن خود را پيدا كند.

مقصد نهايي عمارت شمس‌العماره است؛ بنايي كه زماني ستون بلند شهر تهران بوده است، با ابهت و آرام و مزين به نقش و نگاره‌هاي زيبا كه دو برج بلند و ساعتي خاموش دارد. قدمت شمس‌العماره كه زماني بلند‌ترين برج و بناي شهر تهران و ايران بوده است به سال 1282 هجري قمري باز مي‌گردد. باز هم ناصرالدين شاه دستور ساخت مرتفع‌ترين بناي زمان خود را صادر مي‌كند و اين عمارت با 35 متر ارتفاع در پنج طبقه ساخته مي‌شود تا شاه قاجاري بتواند غروب‌ها از پله‌هاي مارپيچ و تنگ و صعب‌العبورش به زحمت بالا برود و شهر را ديد بزند. پايه و مبناي اين بنا در عرض دو سال گذاشته شد و در زيباكاري نماي داخلي حتي از سقف هم ذره‌اي غفلت نشد؛ سقفي با نقوش زيبا و قرينه‌سازي‌هاي دقيق و حيرت انگيز. اين بنا بيش از هر چيز جنبه تشريفاتي داشته است. داماد ناصرالدين شاه براي خوش خدمتي به او اين عمارت را مي‌سازد. ساعت خاموش شمس‌العماره هم مانند ساير اجزاي اين مكان تاريخي براي خودش داستان و پيشينه‌اي دارد. از قضا در زمان ناصرالدين شاه صداي ساعت بلند بوده و موجب آزار اهالي اطراف كاخ مي‌شده است. مردم نزد امام جمعه وقت تهران كه داماد ناصرالدين شاه بوده مي‌روند و از او مي‌خواهند كه صداي ساعت را كم كنند اما كم كردن صداي ساعت همانا و خراب شدن ساعت همان. تا امروز عقربه‌هاي اين ساعت به درستي نچرخيده است. با گذر از پله‌هاي به شدت مرتفع بناي شمس‌العماره و گذر از زيرشيرواني به شدت مرطوب و تاريك به بلندترين بخش از مرتفع‌ترين بناي تهران قديم مي‌رسيم. به ايوانك چهار ضلعي چوبي كه صداي قرچ قرچ چوب‌هايش با قدم گذاشتن روي آن بلند مي‌شود. باد چنداني در پايين بنا احساس نمي‌شود اما جالب است كه بر فراز شمس‌العماره باد به شدت از چهار سو مي‌وزد و شما را مستأصل به گرفتن ستون‌هاي چوبي اين ايوانك مي‌كند. تصور اينكه زماني در مكاني كه هم اكنون پايتان را در آنجا گذاشته‌ايد ناصرالدين شاه با قليانش مي‌نشسته و چپق مي‌زده است چندان دشوار نيست. غروب آفتاب از فراز اين بناي 35 متري به زيبايي و آرامش نماي تهران از فراز برج 435 متري ميلاد است.

استنباط جالبي است اگر فاصله خلاقيت و توانايي معماري تهران 100 سال پيش با تهران امروز را 400 متر در نظر بگيريم. هميشه در گشت و گذار ميان جاذبه‌هاي تاريخي و مدرن است كه تفاوت‌ها آشكار مي‌شوند. هر دنيايي اسباب، لوازم و جاذبه‌هاي منحصربه‌فرد خودش را دارد؛ تك‌تك اين اشيا و لوازم اسرار و داستان‌هاي ناگفته آن دنيا را واگويه مي‌كنند، از مدرن‌ترين دنيا تا دنياي 200 سال پيش ذره‌ذره اشياي دنيا در ادوار مختلف تاريخي تكه‌هاي پازلي هستند كه به هم مي‌چسبند و نماي زيباتري از حقايق را پيش روي انسان مي‌گشايند. شايد لذت رمزگشايي از اين پازل پر اسرار است كه بشر را در طول زمان به سفر و گشت و گذار و گردش در تاريخ و جاذبه‌هاي تاريخي واداشته است. در سفر از بلندترين برج تهران و ايران امروز به بلندترين و مرتفع‌ترين بناي تهران و ايران 200 سال گذشته نيز قطعات پازل تاريخ 200 ساله ايران را مي‌توان به زيبايي هرچه تمام‌تر كنار هم چيد و به اسرار حيرت‌انگيزي دست يافت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار