
سينماي كودك در مقايسه با سينماي بزرگسال به شدت دچار ضعف بازيگران حرفهاي است و معمولاً تا بازيگر كودك بخواهد به معناي واقعي حرفهاي شود، آنقدر سن و سالش زياد شده است كي از سن كودكي به نوجواني و جواني رسيده است. در سينماي كودك نابازيگران حرف اول و آخر را ميزنند.
انتخاب نابازيگر كودك براي ايفاي نقش كليدي در فيلمهاي گروه سني كودك و نوجوان يكي از سختترين مراحل پيش توليد هر فيلمي است. به منظور آسيبشناسي و بررسي چالشهاي انتخاب بازيگر فيلمهاي كودك، نشست تخصصي با عنوان آسيب در بخش جنبي جشنواره فيلم كودك و نوجوان برگزار شد. پوران درخشنده كارگرداني كه بيشتر آثارش در حوزه سينماي كودك يا سينماي درباره كودك بوده است در ابتداي اين نشست با بيان خاطره ساخت فيلم «عشق بدون مرز» در امريكا و حضور بازيگر نوجوان فيلم گفت: بهتر است در طول فيلمبرداري پدر و مادر كودك با وي همراه باشند.
درخشنده افزود: ساعت كاري بازيگر كودك 4 ساعت در روز است اما در ايران اين ساعت وجود ندارد. در ادامه اين نشست سعيد قطبيزاده، منتقد سينما درباره كودكان بازيگر و روش انتخاب كارگردانها گفت: ديده شده در بسياري از موارد كارگردانان بچههاي بيادبتر و پرروتر يا بچههايي را كه رفتار بزرگسالانهتر داشته باشند، انتخاب ميكنند. بسياري از بچههاي فيلمها و سريالهاي كودك، رفتار، منش و گفتار بزرگسالان را دارند. ديگر نميتوان بچههاي واقعي را در كارها ديد. بيشتر بچهها حرفهاي بزرگسالان را ميزنند و رفتار بالغ دارند.
در اكثر كارها يك آدم كوچولو ميبينيم كه روح كودكانه ندارد. امير فرخ هاشميان با آنكه روزي مشهورترين كودك سينماي ايران شده بود اما اكنون به نامي كمتر شنيده شده و حتي فراموش شده در سينما تبديل شده است. بازيگر نقش«علي» در فيلم «بچههاي آسمان» كه تا مرز گرفتن اسكار نيز پيش رفت تا همين چند روز پيش جزو ستارههاي فراموش شده سينما بود تا آنكه بعد از يك مصاحبه دوباره نامش سر زبانها افتاد.
امير فرخهاشميان كه در جشنواره كودك حاضر شده است در نشست آسيبشناسي انتخاب بازيگر كودك به بيان خاطرات خود از بچههاي آسمان اثر «مجيد مجيدي» پرداخت و گفت: بعد از آنكه «بچههاي آسمان» محبوبيت خاصي برايم ايجاد كرد، اتفاقات زيادي براي من پيش آمد. دو سال كه گذشت و فيلم از نظرها رفت، سختي شروع شد. نميتوانم بگويم چه اتفاقاتي افتاد اما مرا به مرحلهاي رساند كه پوستر بچههاي آسمان را پاره كردم و گفتم شايد قسمت نيست ديگر اين راه را ادامه دهم. وي در بخش ديگري از نشست گفت: وقتي كودك از سن هشت سالگي جلوي دوربين ميرود، ذهنيتي دارد.
من از بچگي به فيلم و سينما علاقهمند بودم و قبل از بازي در بچههاي آسمان، سينما را دنبال ميكردم. وقتي در فيلم آقاي مجيدي انتخاب شدم احساس كردم با بازي در اين فيلم، به خواستههايم ميرسم و فضايي خاص براي خودم ايجاد كردم. دوران خيلي شيريني بود. اما بعد از كنار گذاشته شدنم شايد تا مرز خودكشي هم پيش رفتم!
پگاه آهنگراني بازيگري كه با سينماي كودك توانست خود را در سينماي ايران ثابت كند، درباره دوران نوجوانياش و حضور در سينما گفت: بعد از نمايش «دختري با كفشهاي كتاني» همه مردم من را ميشناختند و اين موج كه به يكباره ايجاد شد براي من بسيار ترسناك بود! مثلاً هميشه از هنرستان پياده به خانه ميآمدم اما بعد از نمايش اين فيلم، ديگر اين كار برايم سخت شده بود چون همه من را ميشناختند و شايد باورتان نشود يك سال مردود شدم و مدتي هم ترك تحصيل كردم، تا همين چند سال پيش كه احساس كردم خيلي بد است كه مدرك تحصيلي آدم در حد سيكل باشد به همين دليل رفتم ديپلم گرفتم! فكر ميكردم چون شخصيت معروفي هستم چه احتياجي به درسخواندن دارم!