چند روز پيش موقع نماز ظهر در يكي از خيابانهاي تقريباً بالاي شهر بودم، نزديك نيم ساعت از اذان گذشته بود ولي هيچ كورسويي از وجود يك مسجد براي نماز ديده نميشد به ناچار در يك پاساژ شيك و مجلل سراغ نمازخانه را گرفتم من را به پاركينگ هدايت كردند، جايي كه سقفش هر آن احتمال ريزش داشت. فرشي كه درآن پهن بود بهقدري كثيف بود و بوي پا ميداد كه هنگام سجده احساس خفگي ميكردم و بايد سريع سر را از روي مهر برميداشتم، در آن پاساژ با چنان رنگ و لعاب، در محل پر از دود اگزوز ماشين و موتور نمازخانهاي ساخته بودند كه بهنظر ميآمد بيشتر براي رفع تكليف و ايراد اماكن تعبيه شده است. خلاصه آن روز هر طور بود نماز را خواندم و سراغ مدير پاساژ را گرفتم گفتند مدير نيست ولي يكي از مغازهداران ميگفت كسي قرار نيست زياد بماند تا نمازش را اينجا بخواند خود ما اگر لازم باشد گوشه مغازه خودمان نمازمان را ميخوانيم.
اين در حالي است كه در بازارهاي قديمي خيلي بيشتر به نماز اهميت داده ميشود و اصلاً كنار بازارها يك مسجد هم وجود داشت كه كسبه يا رهگذران بهراحتي براي اقامه نماز آنجا ميروند. هميشه گفتهاند كاسب حبيب خداست زيرا در اجراي شرعياتي چون نماز بسيار پايبند بودند؛ البته منظور نظر ما آن نيست كه هيچ كدام از كسبه امروز به شرعيات اهميت نميدهند ولي قبول كنيم كه اين روزها پاساژها و مجتمعهاي چندين طبقه اداري و تجاري مانند قبل متولي براي نماز جماعت ندارند يا اينكه مقيد باشند تا يك واحد از مجتمع را براي امور فرهنگي و ديني در نظر بگيرند نه اينكه هر كدام به شكل جدا جدا باشند. عدهاي از عوام و افراد سادهانديش وقتي از سفر حج برميگردند با آب و تاب از نماز اول وقت كسبه و تعطيلي مغازهها تعريف ميكنند، در حاليكه چهبسا آنها از سر ترس شرطههاي سعودي چنين كاري ميكنند نه تعهد و تقيد ديني و البته اين هم براي ما خوب نيست هنگامي كه صداي اذان را ميشنويم مشغول گشت و گذار در بازار و خريد باشيم كه مسلماً چنين خريدي براي ما خير و بركت هم ندارد چون بيتوجه به اذان بودهايم. چرا اين مسئله نمازخانه متولي خاصي ندارد؟ سازمان امور مساجد، سازمان امور اوقاف، ستاد اقامه نماز و... انگار اين وظيفه را فراموش كردهاند.
متأسفانه امروز در مجتمعهاي بزرگ تجاري و اداري فضا براي همه چيز تعبيه شده الا نماز؟! اگر هم جايي براي نماز باشد بايد به طبقه زيرهمكف برويم كه بهقدري خلوت است كه از رفتن وحشت ميكنيم، اين درصورتي است كه ميتوان يك واحد از آن ساختمان را براي نمازخانه و اجراي فعاليتهاي فرهنگي در نظرگرفت تا هم كسي با مشكل مواجه نشود و هم براي همه چه ساكنين و چه مراجعهكنندگان مشخص شود اينجا مجتمعي تجاري در شهري اسلامي است. چند وقت پيش دوستي ميگفت در يكي از همين مجتمعها به مطب دندانپزشكي رفته بودم وقت نماز از منشي سؤال كردم جايي براي نماز در اين مجتمع هست، گفت نه! مانده بودم كه چه كار كنم، اگر همان طور منتظر نوبت مينشستم حتماً نمازم قضا ميشد تا اينكه يك روزنامهاي از روي ميزمنشي برداشتم و گوشه همان سالن انتظار، اقامه نمازكردم بعد از نماز ديگران طوري نگاهم ميكردند كه انگار خرق اجماع و كاري خلاف انجام دادهام؛ در حاليكه ما مسلمان و پيرو مكتب تشيع هستيم. چنانچه ژان گيتون فيلسوف مشهور تازه مسلمان فرانسوي گفته بود: «مسلمانان وقتي در نيمروز از كار دست ميكشند تا به نيايش بپردازند و روبهروي معبود خويش با احترام نماز بخوانند، به من درس ميدهند، وقتي ميبينم كه مسلمانان پنج نوبت در روز سجده ميكنند تا بگويند كه فقط خدا وجود دارد. من فكر ميكنم كه آنها شايان توجه هستند در حال حاضر از درسهايي كه مسلمانان در ديدگاه آييني به ما ميدهند، تحت تأثير قرار ميگيرم و از اين بابت مسلمانان بهترين نمونه ايماني و تدين هستند.» باعث تأسف است كه يك فيلسوف فرانسوي به چنين ديدگاهي از نماز و نيايش ما مسلمانان ميرسد ولي ما كه از نعمت مسلماني در سرزمين اسلامي برخوردار هستيم هنوز نتوانستهايم حق نماز را ادا كنيم.
سلام اين گزارش كاملا صحت دارد و از مشكلات بنده و خانواده ام مي باشد