کد خبر: 614348
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۵
نگاهي به فيلم «دربند» آخرين ساخته پرويز شهبازي
خيلي‌ها پرويز شهبازي را با فيلم «نفس عميق» مي‌شناسند؛ كارگردان كم‌كاري كه سينما را به خوبي مي‌شناسد و درك مي‌كند.

احمد محمدتبريزي | شهبازي از كنار سينما سرسري رد نمي‌شود، فيلم‌هاي آبكي و بزن در رويي نمي‌سازد و سينما برايش يك مسئله كاملاً جدي است. براي ساخت فيلم‌هايش وسواس و دقت زيادي به خرج مي‌دهد و دوست دارد نتيجه كارش خوب و حرفه‌اي از آب دربيايد. مثل خيلي از كارگردانان كه هر سال يا هر دو سال يك بار فيلمي عجولانه و معمولي مي‌سازند، نيست. فيلم‌هاي شهبازي به خوبي نشان مي‌دهند كه او وقت بسياري را به خصوص براي فيلمنامه فيلم‌هايش صرف مي‌كند و پازل‌هاي فيلمش را با دقت كنار هم مي‌چيند. داستان فيلم‌هاي شهبازي با ريزه‌كاري‌ها و جزئيات بسياري همراه است كه همين موضوع باعث ماندگاري آثارش مي‌شود.

نفس عميق يكي از درخشان‌ترين فيلم‌هاي سينماي ايران در دهه 80 است. شهبازي اين فيلم را در سال 81 يعني سال‌هايي كه هنوز نسل جديد سينماگران ايراني به طور كامل پا به عرصه نگذاشته بودند، ساخت. به نوعي مي‌توان شهبازي را پيشرو كارگردانان نسل نو كشور دانست؛ نسل نويي كه مي‌خواست بگويد از بسياري از عناصر و المان‌هاي كارگردانان پيشين عبور كرده و حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد. شهبازي با ساخت نفس عميق نشان داد كه هم فيلمساز قابلي است و اصول سينمايي را مي‌شناسد و هم دغدغه مسائل و مشكلات نسل جوان را دارد و با ديدي ظريف و متفاوت مسائل اين نسل را دنبال مي‌كند.

در نفس عميق داستان سرگشتگي‌هاي دو جوان به نام كامران و منصور را مي‌بينيم كه آنقدر ديده نشد‌ه‌اند و كسي آنها را جدي نگرفته در زندگي به پوچي رسيده‌اند. به دنبال هيچ چيز جديدي در زندگي‌شان نيستند. بدون هدف عاشق مي‌شوند و بدون دليل و مقصود در پي سفري به شمال برمي‌آيند و در پايان اين بي‌هدفي به مرگ مي‌رسند. خودرويشان در جاده شمال از مسير منحرف مي‌شود و در درون سد خفه مي‌شوند و مي‌ميرند. مرگشان هم مانند زندگي‌شان مثل نفس عميق كشيدن در عمق يك اقيانوس است.

شهبازي همچنين استاد بازي‌گرفتن از نابازيگران و بازيگر اولي‌هاست. او در فيلم نفس عميق هم به خوبي از سه بازيگر اصلي فيلمش كه سابقه‌اي در سينما نداشتند، بازي گرفت. اين موضوع را در آخرين ساخته شهبازي «دربند» هم شاهد بوديم كه بسياري از بازيگرانش را افراد بي‌تجربه در سينما تشكيل مي‌دادند.

دربند به زعم بسياري بهترين فيلم جشنواره فجر سال گذشته بود. اغلب منتقدان و تماشاگران نظرات مثبتي درباره فيلم داشتند و در برهوتي كه بيشتر فيلم‌هاي جشنواره ضعف‌هاي اساسي در فيلمنامه‌شان داشتند، او فيلمنامه‌اي قوي و حساب‌شده براي فيلمش نوشت.

نازنين با بازي نازنين بياتي از شهرستان به تهران آمده تا در رشته پزشكي ثبت‌نام كند. او به دليل پيدا نكردن خوابگاه مجبور مي‌شود با دختري به نام سحر با بازي پگاه آهنگراني همخانه شود. همخانه شدن با اين دختر اتفاقات تازه‌اي را در زندگي‌اش رقم مي‌زند كه باعث مي‌شود مسير زندگي‌اش از جاده‌اي كه قبلاً براي آن ترسيم مي‌كرده خارج شود.

دربند كه بحق بهترين نامي است كه مي‌توان روي فيلم گذاشت از جهات گوناگوني قابل تفسير است. فيلم داستان دختري ساده و معصوم را روايت مي‌كند كه از شهرستاني كوچك با مردماني همانند خودش به كلانشهري بزرگ به نام تهران با افرادي متفاوت از شهرش پا مي‌گذارد. نازنين نماينده قشري است كه در هياهوي اين شهر بزرگ بلعيده مي‌شوند و كسي صداي خرد شدن آنها را نمي‌شنود. در شهري كه نازنين به آن پا گذاشته همه به فكر خودشان هستند. كسي حاضر نيست براي كس ديگري ذره‌اي از منافعش كوتاه بيايد. منفعت شخصي افراد حرف اول را مي‌زند. افراد تا هنگامي كه براي هم سود دارند با هم هستند، در غير اين‌ صورت كساني كه تا ديروز با هم دوست بودند، هيچ جايگاهي نزد هم ندارند.

نازنين با نيت كم كردن از هزينه‌هاي زندگي خودش و كمك به دختر همخانه‌اش با او همخانه مي‌شود. دختر همخانه‌اش كه در ظاهر خود را فردي آرام و دلسوز نشان مي‌دهد، در عمل به گونه‌اي ديگر رفتار مي‌كند و باعث به وجود آمدن مشكلاتي براي خودش و نازنين مي‌شود.

به وجود آمدن اين مشكلات باعث مي‌شود تا نازنين افراد پيرامون خود را بهتر بشناسد. او در مي‌يابد كه آدم‌هاي اطرافش مثلي گرگي گرسنه دنبال فرصتي براي حمله به يكديگر هستند. هيچ‌كدام به هم رحمي ندارند و در سخت‌ترين شرايط يكديگر را تنها مي‌گذارند.

همچنين دربند را مي‌توان به عنوان يكي از بهترين فيلم‌ها در زمينه سبك زندگي كه بسيار مورد تأكيد است، برشمرد. نازنين به عنوان دختري محجوب به دنبال هدفش كه درس خواندن در تهران است به اين شهر مي‌آيد. او در مدتي كه ساكن تهران مي‌شود، هيچ‌گاه تغيير چهره نمي‌دهد و خودش را گم نمي‌كند. او هدف دارد و براي هدفش هم زحمت مي‌كشد. در مقابل سختي‌ها ايستادگي مي‌كند و هيچ‌گاه حاضر نمي‌شود هويت اصلي خود را فراموش كند. نازنين نمونه‌اي كامل از يك دختر بااراده و قوي است كه در لحظه‌هايي كه ممكن است هر كس دچار لغزش شود، خودش را گم نمي‌كند و از مسير اصلي كه براي خودش ترسيم كرده، خارج نمي‌شود. او در مواقعي كه مواظب رفتارهاي خودش است، سعي دارد تا به هر طريقي كه شده به همخانه‌اش هم كمك كند.

در نقش مقابل نازنين، دختري با شخصيت متزلزل را مي‌بينيم كه بزرگ‌ترين هدفش رفتن از ايران است. سحر با زندگي بدون قاعده و حريم خود فقط در راه تباه كردن زندگي‌اش قدم بر مي‌دارد. او خيال مي‌كند با مهماني گرفتن‌هاي وقت و بي‌وقتش در خانه براي خودش دوستاني را جمع مي‌كند ولي هنگامي كه او به كمك آنها نياز دارد، همه پشتش را خالي مي‌كنند و كسي براي رفع مشكل او پيشقدم نمي‌شود. سحر در رابطه با مرد بازاري تنها به دنبال خودويرانگري است. او در زندگي و روابطش راهي را دنبال مي‌كند كه هيچ آينده و سودي برايش ندارد. سحر در نوع زندگي كه براي خودش ترسيم كرده ابتدا بيشتر از همه به خودش آسيب مي‌زند و زندگي‌اش را تباه مي‌كند.

بقيه شخصيت‌هاي فيلم هم تنها به سود و منفعت خود فكر مي‌كنند. زماني كه مشكلي براي يكي از دوستان پيش بيايد هر كدامشان پا پس مي‌كشند و به دنبال زندگي خود مي‌روند.

دربند داستان تمام انسان‌هاي دربند ِ ماديات است. دربند داستان تراژيك آدم‌هاي يك شهر مدرن با زندگي‌هاي مدرن را نشان مي‌دهد؛ كساني كه فقط به دو دو تا چهار تاي خود فكر مي‌كنند و زندگي برايشان در حد همين حساب و كتاب‌ها باقي مي‌مانند.

تماشاگر در «دربند» خسته نمي‌شود و مدام منتظر است تا ببيند چه اتفاقي براي شخصيت اصلي فيلم مي‌افتد. گره‌هاي فيلم به خوبي تا انتها ادامه مي‌يابد و همينطور كه فيلم جلو مي‌رود، متوجه اطلاعات تازه‌اي مي‌شويم. شهبازي اطلاعات فيلمش را استادانه در سراسر فيلم پراكنده كرده است. مي‌توان گفت شهبازي براي فيلمش دو پايان بندي در نظر گرفته؛ يكي زماني است كه پسر مرد بازاري به قصد تصادف و خودكشي فرمان ماشينش را مي‌چرخاند و باعث تصادف مي‌شود. پايان بندي ديگر هم زماني است كه نازنين جواب قاضي را مي‌دهد و روبه‌روي آگهي ترحيم پسر مي‌ايستد. هر دو صحنه از سكانس‌هاي جذاب و تأثيرگذار فيلم هستند. شهبازي صحنه‌هايي مانند صحنه تصادف پسر بازاري را عالي ساخته. صحنه تصادف از آن لحظاتي است كه در سينماي ايران كمتر اتفاق مي‌افتد.

در كنار فيلمنامه و شخصيت‌سازي‌ها، ساخت فيلم هم كاملاً حرفه‌اي و خوب است. استفاده به موقع از دوربين روي دست مهارت و هوشمندي كارگردان را نشان مي‌دهد. بازي بازيگران هم فوق‌العاده قوي و باورپذير است و شاهد يكي از بهترين بازي‌هاي آهنگراني در طول سال‌هاي فعاليتش هستيم؛ نقشي كه سيمرغ بهترين بازيگر مكمل زن را برايش به ارمغان آورد. دربند همچنين سيمرغ‌هاي بهترين كارگرداني و فيلمبرداري را هم براي خود كرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار