پويان شريعت | حضور مخلصانه پزشكان و پرستاران بسيجي در دفاع مقدس كه در روزهاي آتش و خون در قالب تيمهاي اضطراري در خطوط مقدم نبرد در بيمارستانها و درمانگاههاي صحرايي به مجروحان رسيدگي ميكردند، زمينهاي شد تا پس از پايان جنگ تحميلي اين حاملان پيام پايداري و استقامت به عنوان بخشي تنومند از بدنه بسيج در جامعه پزشكي و دانشگاهي كشور گردهم آيند و به جهت انتقال تجارب گرانبهاي دوران دفاع مقدس سازمان بسيج جامعه پزشكي را شكل دهند. پزشكان بسيجي كه اكنون در عرصه محروميت زدايي وارد عمل شدهاند، با شركت در اردوهاي جهادي خدمات ارزندهاي به محرومين ارائه ميدهند كه به همين منظور گفتوگويي را با دكتر بسيجي افشار تموك يكي از پزشكان بسيج جامعه پزشكي انجام داديم تا هر چه بيشتر از چند و چون فعاليتهاي اين دسته از سربازان ولايت آشنا شويم. تموك كه از سال 69 فعاليتهاي خود را در بسيج آغاز كرده، از سال 82 به عنوان يكي از اعضاي بسيج جامعه پزشكي خدمت خود را ادامه ميدهد.
اگر موافق باشيد گفتوگو را با معرفي خودتان آغاز كنيم؟
افشار تموك هستم، متولد سال 53 و ساكن اردبيل. از سن 16 سالگي توفيق مربيگري قرآن و عضويت در بسيج را داشتهام. در سن 24 سالگي تدريس را در دانشگاه شروع كردم، اكنون عضو بسيج اساتيد و بسيج جامعه پزشكي هستم. در حال حاضر هم پژوهشگر طب ايراني - اسلامي هستم و آماده ميشوم كه انشاءالله براي طب سنتي وارد مرحله تخصصي شوم.
فعاليتهاي جهادي خود را از چه زماني آغاز كرديد؟
فعاليت جهادي را اگر در معناي جهادي آن تعريف كنيم، در زلزلهاي كه 16 سال پيش در اردبيل آمد جزو آن نيروهاي بسيجي بوديم كه براي كمك به زلزله زدهها رفتيم. اما اگر بخواهم در تعريف اردوهاي جهادي كه چندين سالي است شروع شده صحبت كنم، از سال 82 به عنوان پزشك وارد كار جهادي شدهام.
كار شما و تيم پزشكي استان اردبيل در كمك به مجروحان چه مواردي را شامل ميشود؟
بسيج جامعه پزشكي برنامههاي روتين دارد. يكسري مناطق دور افتاده و روستايي را مشخص كرده و به پزشكان جامعه پزشكي اعلام ميكند. مثلاً اين هفته قرار است به فلان روستا برويم آيا اعلام آمادگي ميكنيد يا نه؟ اينجاست كه تعدادي از پزشكان اعلام آمادگي ميكنند و اين چرخه ادامه پيدا ميكند.
يعني هميشه ويزيتهاي دورهاي به مناطق محروم استان اردبيل توسط بسيج جامعه پزشكي به طور نسبتاً منطقي در حال انجام است. بعضي پزشكان بسيجي كه فرصت بيشتري دارند ماهانه اين توفيق را دارند. بعضي به صورت فصلي انجام ميدهند و بعضي در سال چندين بار توفيق حضور در برنامه ويزيت رايگان بسيج جامعه پزشكي در مناطق روستايي، دورافتاده و محروم را پيدا ميكنند. البته بسيج سازندگي هم مجزا وارد اين مناطق ميشود و با بچههاي پزشكي كارهاي جهادي انجام ميدهد. در واقع بسيج جامعه پزشكي در مسير حركتهاي جهادي بحث پزشكي، بهداشتي و درماني اين حركتها را به عهده گرفته و انجام ميدهد.
روحيه بسيجي چه انگيزهاي را در فرد ايجاد ميكند؟ به نظر شما يك پزشك بسيجي چه تفاوتي با ساير همكاران خود دارد؟
پزشك بسيجي در واقع اول بسيجي بوده و احساس كرده كه در بعضي حوزهها خلأ وجود دارد و بايد به آن و براي اعتلاي انقلاب ورود پيدا كند. در يك مقطع بسيجيها احساس كردند بايد نيروهاي ارزشي و مؤمن در عرصه بهداشت و درمان و در دانشگاهها وارد شوند و اين احساس دقيقاً بعد از جنگ در بچه حزباللهيها ايجاد شد و آنها متوجه شدند كه الان ديگر ميدان و جنگ در عرصه علم است و بايد سمت و سوي علمي به فعاليتهاي خود بدهند پس موقتاً سلاح خود را زمين گذاشته و قلم به دست گرفتند. ما هم به عنوان بسيجي وقتي وارد دانشگاه شديم همان روحيه بسيجي و صبغه بسيج در ما ادامه پيدا كرد. من در 16 سالگي مربي قرآن در بسيج بودم، اكنون هم كه پزشك هستم، مربي قرآن در دانشگاه هستم. منظور اينكه روحيه بسيجي باعث شد همان رويه را ادامه داده و تغييري در مسيرمان به حمد خدا پيش نيايد.
پزشك بسيجي، بسيجي است كه پزشك شده است. يعني ممكن است اين بسيجي كشاورز باشد يا مهندس يا ... حالا كه پزشك شده بايد با آرمانهاي انقلابي و بسيجي كه دارد پزشكي انجام دهد. با ذكر، با دعا، با وضو و اينكه شافع اصلي خداست و پزشك بسيجي با اخلاص مهارت خود را به كار ميگيرد و تلاش خود را جهت بهبود آلام بيماران ميكند.
همان نگاه بسيجي، انقلابي و الهي بايد اينجا ساري و جاري باشد. هر جاكه برود نگاه ارزشي خود را يك بسيجي حفظ كرده و سعي ميكند جزو بهترينها باشد.
براي همين من در طول اين مدت هيچگاه بيكار نبودم. دانشگاه بودم، بسيج اساتيد فعاليت ميكردم، پزشك بودم، در بسيج جامعه پزشكي فعال بودم و مؤسس هيئتهاي مذهبي و شركتهاي تعاوني بودم. ما در اردبيل چندين شركت و كلينيك ايجاد كرديم كه تمام آن در خدمت بسيجيان است. اين فرق يك فرد بسيجي با غيربسيجي است. در هر عرصهاي كه خلأ وجود دارد و آن خلأ بنا به نياز جامعه، انقلاب و... بايد پر شود. بسيج و بسيجي وظيفه دارد كه در آن ورود كرده و آن را پر كند.
فعاليت بسيج جامعه پزشكي در اعزام تيمهاي پزشكي به مناطق محروم بيشتر از چه نظر حائز اهميت است؟ از بعد فرهنگي يا درماني؟
اين يك حركت سمبلك و نمادين است كه آثار فرهنگي و معنوي بسياري دارد. در كنار اين از لحاظ مادي كمك بزرگي به مردم محروم و روستاييهاي عزيزمان است. اين حركت يعني اينكه بسيج در توجه به آلام محرومين بيتفاوت نيست و هر كاري از دستش بربيايد انجام ميدهد. براي يك روستايي كه به درمان و شهر دسترسي ندارد و مستضعف است و چشم اميد او به ما بسيجيان پزشك است، سفير سلامت هستيم و آنها متوجه ميشوند كه نظام اسلامي، انقلاب، سپاه و بسيج و بسيجيان در كنارشان هستند. در زلزله و حوادث غيرمترقبه در هر كجا كه رخ ميدهد، نظام و بازوي توانمندش يعني بسيج در كنار ملت هستند.
تاكنون به چه مناطقي اعزام شدهايد؟
به مناطق زيادي رفتيم، اما عمدتاً حوزه ما استان اردبيل است. به روستاهاي نمين، نير و روستاهاي هير اعزام داشتيم و رفتهايم. كمكم همينطور به جلو ميرويم و روستاهاي زيادي را قدم به قدم تحت پوشش ميگيريم.
مشكل عمده مردم مناطق محروم كه شما به آنها سرزدهايد چه مسئلهاي بوده است؟
واقعيت اين است اكثر عزيزاني كه در روستاها ماندهاند، افراد سالخورده هستند. سير مهاجرت روستاييان به شهر زياد بوده و اكثر جوانان به شهر رفتهاند. سالخوردهها پوكي استخوان دارند، قند، چربي و... دارند نياز به تكريم دارند و بعضيها هم كسي را ندارند. اما مشكل عمده آنها سالخوردگي، بيماريهاي مزمن وفقري است كه دامن آنها را گرفته است. به روستايي رفتيم كه شغل اهالي آنجا كشاورزي بود و حدود هشت سال آب نداشتند، خب اينها از لحاظ مالي به شدت در مضيقه بودند.
عرصهيابي فعاليتهايتان را چطور انجام ميدهيد؟
اين مسئوليتي است كه بر عهده فرماندهان ماست. يعني مسئولان و فرماندهان بسيج جامعه پزشكي هستند كه اين كار را انجام ميدهند. يك اولويتبندي نسبت به دورافتادگي، وضعيت بهداشت، بررسي خانه بهداشت، درخواستهاي متعدد و... وجود دارد كه بنا به تشخيص مسئولان مكانها تعيين ميگردند و بعد به مناطق تيمها اعزام ميشوند. در هر جايي از كشور يك مسجد وجود دارد. هر مسجد يك پايگاه بسيج دارد يعني بسيج امروزه در دهكورهها هم وجود دارد و در جاي جاي كشور جريان دارد. شما ببينيد مثلاً فلج اطفال ريشهكن شد. چه كساني اين كار بزرگ را انجام دادند. همين بسيج جامعه پزشكي. تركيه حدود 10 برابر بودجه ايران براي اين كار گذاشت اما نتوانست اين كار را انجام دهد. اما در ايران بر و بچههاي بسيجي و پزشك با همكاري و همياري توانستند كه اين كار را انجام دهند.