33 سال پيش درست در چنين روزهايي جنگي غيررسمي عليه كشورمان آغاز شده بود كه تا وقتي صداي بمباران جنگندههاي عراقي گوش برخي از سياستمداران وقت را نيازرده بود، هيچكس به وجود آن اذعان نميكرد اما زماني كه جنگندههاي عراقي به تاريخ 31 شهريورماه 1359 فرودگاههاي 15 شهر كشورمان، مانند تهران، تبريز، سنندج و... را بمباران كردند، جنگ براي اين دسته از سياسيون نيز آغاز شد. اين سخن كه جنگ روزها و حتي ماهها قبل از شروع رسمياش آغاز شده بود، در ديدگاه مقام معظم رهبري نيز طرح ميشود. آنجا كه فرمودند: در روز 31 شهريور 59 جنگ در واقع آغاز نشد- آن روز تهران بمباران شد- جنگ از پيش شروع شده بود. اگر مسئولانى كه آن روز در رأس كار بودند - همان كسانى كه بعد هم نشان دادند لياقت اداره كشور را ندارند- ميفهميدند، تشخيص ميدادند و آمادگى خود را بالا ميبردند، نه خرمشهر آنجور ميشد، نه قصرشيرين آنجور ميشد، نه برخى از مناطق ديگر مرزى...
اما اين جنگ غيررسمي كه هيچگاه در صفحات تقويمها نشاني از آن نميبينيم، تقريباً از ابتداي پيروزي انقلاب آغاز و در تابستان پرالتهاب 59 به شكلي عريان مرزهاي غربي و جنوبي كشورمان را درنورديد. مروري بر وقايع ماههاي قبل از شروع رسمي دفاع مقدس، نمايي كلي از يك جنگ خاموش را پيش رويمان خواهد گذاشت.
17 فروردين 58
تنها 17 روز از اولين ماه سال 58 گذشته بود كه پدافند هوايي استان خوزستان از تجاوز نيروي هوايي عراق به بخشهايي از اين استان خبر داد. آنطور كه نظاميان ايراني عنوان ميكردند هواپيماهاي متجاوز بر آن بودند تا اهدافي را در اين استان شناسايي كنند.
اما وقوع اين اتفاق در حالي كه هنوز دو ماه از پيروزي انقلاب اسلامي نگذشته بود، حكايت از واقعيتي داشت كه كارشناسان مسائل بينالمللي از آن با عنوان برهم خوردن توازن قوا نام ميبرند. به اين معني كه با وجود قدمت اختلافات مرزي بين ايران و عراق، رژيم بعث كه ميديد اوضاع داخلي و به ويژه وضعيت نظاميان ايران به دليل وقوع انقلاب اسلامي حالتي شكننده دارد، اولين تلاشهاي خود براي اعمال فشار با قوه قهره به كشورمان را از همان آغازين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي شكل داد.
به همين ترتيب تقريباً بعد از 17 فروردين 58 تجاوزات هوايي و حتي دريايي ارتش بعث به كشورمان به تناوب گزارش شده است. چنانچه 10 خردادماه 58 نيروي دريايي عراق به منطقه خسروآباد واقع در جزيره آبادان تجاوز كرد. همزمان با تحركات نظامي در فضاي سياسي نيز تنشهايي ميان دو كشور ايجاد شده بود. تا جايي كه در همين خردادماه حافظ اسد تصميم گرفت اقدام به ميانجيگري ميان ايران و عراق كند اما اين اقدامات ميسر نشد و كمي بعد مرزهاي كشورمان باز شاهد تجاوزات مكرر نظاميان عراقي بود. در اينجا نگاهي گذرا به برخي از خصمانه ارتش بعث مياندازيم.
18 خردادماه 58 نيروهاي عراقي در منطقه ميله مرزي 4/1 خرمشهر به خاك ايران تجاوز كردند. هفت روز بعد باز اين تجاوز اين بار در آسمان مرزي اروندكنار توسط هواپيماهاي شناسايي عراق تكرار شد. سپس 9 روز بعد هواپيماهاي عراقي در جنوب جفير به فضاي پاسگاه مرزي طلائيه جديد تجاوز كردند. اين تجاوزات كه عموما براي شناسايي نقاط حساس كشورمان صورت ميگرفت به ترتيب در ماههاي بعد و در مناطقي چون شوش، بستان، فكه و... تكرار شد. گذشته از اين موارد در ناآراميهاي خوزستان، نظير فتنه خلق عرب و همچنين در مناطقي چون گنبد، كردستان و حتي انفجار بمبي در سيستان و بلوچستان ردپاي عوامل عراقي مشهود بود. لذا ميتوان گفت كه رژيم بعث عراق از ماههاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي جنگي پنهان را با مردم ايران حتي در اعماق خاك كشورمان آغاز كرده بود.
صدام و شروع درگيريهاي محدود
پس از سپري شدن نيمه اول 58 تجاوز بعثيها از حالت شناسايي و عموما عملياتهاي هوايي فراتر رفت و گلوله باران مناطق مختلف كشورمان آغاز شد. البته يكي از عمدهترين دلايل جديتر شدن تحركات عراق عليه ايران، كنار رفتن حسن البكر از رياست جمهوري و جايگزين شدن صدام به جاي وي بود. فردي كه ضديت او با ايران حتي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي برهمگان واضح بود. به هر روي براي اولين بار حمله محدود ارتش بعث در آبانماه همين سال به روستاي قصبه واقع در خسروآباد آبادان گزارش شد. طي اين تجاوز كه با موشكانداز آرپيجي انجام گرفت تعدادي از منازل اين روستا ويران شدند. كمي بعد در حالي كه آبانماه هنوز به اتمام نرسيده بود، يك ناوچه ايراني در اروندرود كه محل اصلي ادعاهاي ارزي بين دو كشور بود مورد حمله نيروهاي عراقي قرار گرفت. اين امر در حالي بود كه دريادار مدني به عنوان وزير دفاع دولت موقت اعلام كرد امكان درگيري نظامي با عراق مردود است. وي اندكي پس از شروع رسمي جنگ به امريكا سفر كرد و خود را از مناقشاتي كه قرار نبود هيچ آسيبي به وي برساند، دور كرد. در بررسي رويدادهاي اين ايام برخوردهاي متعددي را شاهد هستيم كه بارها از سوي بدنه نظاميان ارتش و همچنين نيروهاي تازه تأسيس شده سپاه به عنوان هشدارهاي جنگي تمامعيار به مقامات بالاتر گزارش ميشدند؛ هشدارهايي كه هيچگاه از سوي سياستمدارن وقت چه دولت موقت يا بعدها دولت بنيصدر جدي گرفته نشدند.
برخي ديگر از اقدامات ارتش بعث در نيمه دوم سال 58 به اين ترتيب هستند؛ 13 آذرماه حمله دو فروند بالگرد عراقي به پاسگاه مرزي مؤمني در حومه خرمشهر و تيراندازي به گشتيهاي ايراني، تجاوز نيروهاي عراقي به دشت آزادگان در 21 آذرماه و سد شدن راه آنان توسط نيروهاي سپاه و عشاير محلي، درگيري بلمهاي موتوردار عراقي با ناوچههاي ايراني در اروند و...
اولين درگيريها اگرچه محدود اما علائم هشداري بودند كه با آغاز سال 59 چهره جديتري به خود گرفتند.
تابستان پرالتهاب 59
با آغاز سال 59 ديگر جنگ به شكلي عريان چهره كريه خود را به مرزنشينان كشورمان نشان داده بود. در اين سال به دلايلي چون قطع رابطه ايران و امريكا، تثبيت جايگاه صدام در عراق كه با اقداماتي مانند دستگيري و شهادت آيتالله محمدباقر صدر صورت گرفته بود، باعث شد تا روند جنگ غيررسمي ارتش بعث عليه كشورمان شكل جديتري به خود بگيرد. البته تجاوزات مرزي عراق در شش ماهه اول سال 1359 روند يكساني نداشت بلكه از زمان قطع رابطه امريكا با ايران تا آستانه كودتاي نوژه روبه شدت گذاشت.
در بيست و چهارمين روز از اولين ماه از سال 59 سربازان عراقي با سلاح سنگين به پاسگاههاي مرزي سعيديه و چزابه واقع در دشت آزادگان حمله كردند. در اواخر همين ماه رژيم بعد از ديپلماتهاي ايراني خواست تا خاك اين كشور را ترك گويند. در هفتم ارديبهشت نيز اولين حمله ارتش عراق به تأسيسات نفتي ايران در دهلران صورت گرفت كه تا آغاز رسمي جنگ ۱۳ نوبت ديگر به تأسيسات مختلف نفتي حمله شد. در همين ماه يك فروند بالگرد عراقي در منطقه بستان توسط پدافند هوايي كشورمان منهدم شد.
با فرا رسيدن ايام كودتاي نقاب كه بايد در تيرماه انجام ميگرفت، اندكي از حملات مرزي ارتش بعث كاسته شد. چنانچه فرمانده سپاه قصر شيرين از آرام شدن نقاط مرزي پس از شكست طرح نقاب سخن گفت اما پس از آنكه استكبار از سقوط نظام با يك حركت سريع همانند كودتا نااميد شد، حملات بعثيها دوباره شدت گرفت. چنانچه در مردادماه 59 تقريباً هر روز يكي از پاسگاههاي كشورمان مورد گلولهباران دشمن قرار ميگرفتند يا اينكه نقاط متعدد مرزي شاهد تجاوز جنگندههاي عراقي بودند. پاسگاه سوبله از توابع سوسنگرد و همچنين پاسگاههاي جوق و برار عزيز در منطقه عمومي قصر شيرين تا پايان مرداد ماه مورد حمله قرار گرفتند كه تعداد 21 نفر از مأموران مرزي كشور ما در دو پاسگاه اخير به شهادت رسيدند.
شهريور كه ماه منتهي به شروع رسمي جنگ بود، وضعيت ويژهاي داشت. در روز چهارم اين ماه نيروي دريايي عراق در يك تهاجم آشكار به بندر خرمشهر تعداد 43 فروند ناوچه گارد ساحلي ايران را كه متعلق به شركت اروندان بود به غنيمت برد اما شانزدهمين روز از شهريورماه شاهد يكي از گستردهترين تجاوزات عراق به خاك كشورمان بود. در اين روز حمله هوايي و زميني ارتش عراق به پاسگاههاي ايلام، قصر شيرين، خرمشهر، خسروآباد، نفت شهر و سومار صورت گرفت و منطقه خانليلي به تصرف ارتش عراق درآمد. چند روز بعد منطقه ميمك و پس از آن، پاسگاههاي رشيديه، چيلات، بيات و نيز ارتفاع گيسكه به اشغال ارتش عراق درآمدند.
به اين ترتيب رژيم بعث ماهها پيش از آغاز رسمي جنگ، نبردي تمام عيار را عليه مردم و كشورمان شروع كرده بود كه تنها بمباران فرودگاههاي كشورمان و البته فرودگاه مهرآباد تهران باعث شد تا برخي از سياسيون كشورمان وجود جنگي بين ايران و عراق را به رسميت بشناسند!