کد خبر: 607390
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۲
گفت‌گوي اختصاصي با «رضا حداد» طراح و كارگردان نمايش «كابوس‌هاي خنده‌دار براي شب و چند تايي هم براي روز»
سپيده آماده| «رضا حداد» كه سال گذشته با اجراي نمايش جنجالي «آمديم، نبوديد، رفتيم» در سالن ايرانشهر توانست لقب پرفروش‌ترين نمايش سال را از آن خود كند، اين روزها نمايش «كابوس‌هاي خنده‌دار براي شب و چندتايي هم براي روز» را در سالن استاد سمندريان تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه برده است. نمايشي كه در نوع خود تجربه‌اي متفاوت و نو در عرصه‌ تئاتر كشور به شمار مي‌آيد. فاطمه نقوي، ستاره پسياني، نازشادمان، پگاه طبسي‌نژاد، آرزو عالي و مريم نورمحمدي بازيگران آخرين نمايش حداد هستند. اما فضاسازي و بهره‌گيري خلاقانه از ابزارتكنولوژيك در صحنه تئاتر، مخاطب را در برابر قلمرو تازه‌اي از تئاتر قرار داده است. پاي صحبت «رضا حداد» كارگردان نمايش «كابوس‌هاي خنده‌دار براي شب وچندتايي هم براي روز» نشسته‌ايم تا از او در خصوص تكنولوژي متفاوت نمايش، تئاتر خصوصي و دغدغه‌هاي اين روزهايش بپرسيم.

چه شد كه تصميم گرفتيد، يك نمايشنامه پست مدرن را كه داستان در آن روايت متفاوتي دارد، براي اجرا انتخاب كنيد؟

به عنوان كارگرداني كه همواره گزيده‌كار بوده سعي داشته‌ام از متوني در اجراهايم استفاده كنم كه امكان و قابليت بالايي براي تجربه‌گري در اختيارم قرار مي‌دهد. نمايشنامه‌هايي كه در قيد و بند اصول كهنه و كليشه‌اي نيست و در بطن خودش پيشنهادات خوبي براي برخورد تجربي و متفاوت را داراست.

استفاده از تكنولوژي در نمايش شما به اندازه‌اي بود كه بر ديگر عناصر سنتي مثل ادبيات، بازيگري و... مي‌چربيد. به نظرتان موضوعي كه قصد روايتش را داريد، الزاماً بايد با اين پيچيدگي ساختاري همراه باشد؟

تكنولوژي و جلوه‌هاي ويژه‌اي كه من در اين نمايش از آنها استفاده كردم همه عناصري هستند در جهت انتقال پيام و هيچ چيز اضافي و تزئيني نيست. همانطور كه از مونولوگ براي برقراري ارتباط استفاده مي‌كنم، نور، صدا، ويدئو و فضاسازي هم در خدمت انتقال پيام و وجوه كابوسي ايده من است. طبيعتاً هر فردي پيام مدنظرش را با شيوه‌اي كه بر آن تسلط دارد منتقل مي‌كند و اصلاً جذابيت كارگرداني در همين است. به همين شكل مخاطب هم دنبال تفاوت و سبك‌هاي مختلف در زمينه انتقال پيام‌هاست وگرنه همه اجراها بايد به يك شكل روي صحنه مي‌رفت.

تيزرهاي تلويزيوني نمايش باعث مي‌شود كه شما با حجم بالايي از مخاطبان عامي روبه‌رو شويد كه شايد تا به حال اصلاً به سالن تئاتر هم نيامده باشند و به واسطه آگهي‌هاي تلويزيوني راهي سالن ايرانشهر مي‌شوند. به نظر شما اجراي كابوس‌ها با توجه به ويژگي‌هاي سبكي و عدم استفاده از يك داستان سر راست و ديالوگ، مي‌تواند رضايت اين طيف از مخاطبان را هم جلب كند؟

به باور من، ما سه گونه مخاطب داريم، مخاطب حرفه‌اي، مخاطب خاص و مخاطب عام. من به دنبال مخاطبان خاص هستم. عموماً كساني كه نوع تبليغ ما را مي‌بينند و تصميم مي‌گيرند كه به تماشاي تئاتر و آن هم به تماشاخانه ايرانشهر بيايند، مطمئناً مي‌فهمند كه اين يك تئاتر كمدي موزيكال يا يك تئاتر تجاري نيست و در پرسش‌هايي هم كه در هنگام خريد بليت مطرح مي‌كنند، ما نوع تئاتر را متذكر مي‌شويم. از سوي ديگر به فرض اينكه 20 يا 30 درصد از مخاطبان با نمايش ارتباط برقرار نكنند، اين امري طبيعي است. يعني شما به ديدن هر اثري مي‌رويد حتماً با آن ارتباط برقرار مي‌كنيد؟ تنها به دليل اينكه ممكن است گروهي از مخاطبان با شيوه و بيان كار ما ارتباط برقرار نكنند و اين موجب نمي‌شود كه ما از حرف زدن دست برداريم و راه را براي تماشاي اثرمان براي تماشاگران خاص ببنديم. همانطور كه مخاطب عام به دنبال ديدن نمايش‌هاي شادي‌آور مي‌رود، مخاطب حرفه‌اي كه با قواعد تئاتر آشناست، آثار معيني را براي تماشا انتخاب مي‌كند، مخاطب مد نظر من كه به آن عنوان خاص مي‌دهم هم علاوه بر آگاهي از زيبايي‌شناسي تئاتر، تمايل دارد در برابر تجربه‌هايي تازه قرار بگيرد. اين رويكرد در نوع و طراحي آگهي تلويزيوني نيز بارز است و تماشاگر مي‌داند به ديدن يك كار خاص خواهند نشست، نه يك كار عام.

در نمايش «آمديم، نبوديد، رفتيم» از بازيگران چهره استفاده كرده بوديد كه يكي از دلايل فروش خوب كار هم حضور همين بازيگران چهره بود. چه شد كه در «كابوس‌هاي خنده‌دار» از بازيگر چهره استفاده نكرديد؟

وقتي من از بازيگران سرشناس استفاده مي‌كنم، صداي همه درمي‌آيد كه چرا حداد از بازيگران چهره استفاده مي‌كند و حالا كه عكس آن اتفاق افتاده! (باخنده) در اين كار لزومي براي حضور بازيگر چهره نبود و نوع بازي كه در اين نمايش احتياج داشتم، همين تيپ بازيگراني كه روي صحنه هستند را مي‌طلبيد. متأسفانه اين بحث‌هاي حاشيه‌اي به بلاي جان تئاتر ما بدل شده. نتيجه كار مهم است نه اينكه فلان بازيگر سينمايي است يا تئاتري است.

يكي ديگر از مسائل جلب حمايت مالي و اصطلاحاً اسپانسر براي نمايش‌هاست. شما چه راه‌هايي را براي اين مسئله پيشنهاد مي‌كنيد؟

خب اسپانسرينگ به دليل منافع شكل مي‌گيرد. شركت‌ها و صنايع بايد منفعتي در حمايت مالي از يك اثر هنري ببينند تا اسپانسر شوند. زماني كه يك سالن اعلام كند من 200 هزار تماشاگر دارم و اين تماشاگران به گونه‌اي مخاطب بالقوه محصولات شركت شوند، خب آن شركت حتماً اسپانسر مي‌شود. اما من مي‌خواهم باز هم به پاسخ قبلي رجوع كنم. ما بايد ابتدا هويت سالن‌ها را شكل بدهيم و پس از آن رفته رفته همه اين مراحل شكل خواهد گرفت. به عنوان مثال ما در نمايش «كابوس‌ها» توانستيم اسپانسري بگيريم كه حامي دانشجويان كشور بشود و 50 درصد از هزينه بليت دانشجويان را پرداخت مي‌كند. طبيعي است علاوه بر برد خبري، دانشجويان هم نام اين شركت را از ياد نخواهند برد. در اين راستا ما بايد راهكارهايي اتخاذ كنيم تا منافع طرفين حفظ شود.

چراهمواره سالن ايرانشهر را براي اجراهايتان انتخاب مي‌كنيد؟

چون سالن بهتر از ايرانشهر را پيدا نمي‌كنم. از طرف ديگر من عموماً نمايش‌هايم را بايد در سالن بلك باكس اجرا كنم و خب بهترين سالن بلك‌باكس حال حاضر در كشور، ايرانشهر است. از سوي ديگر فضاي تماشاخانه و مديريت آن و نوع مخاطباني كه در اين تماشاخانه حضور پيدا مي‌كنند، براي من قابل احترام، دلچسب و خواستني است.

«آمديم، نبوديد، رفتيم» عنوان ِ پرفروش‌ترين نمايش سال 91 را به خود اختصاص داد. به نظرتان كابوس‌ها هم اين فروش را تكرار مي‌كند؟

جنس اين تكرار متفاوت خواهد بود. قطعاً ما مخاطب خواهيم داشت و تا روز آخر صندلي‌هايمان خالي نخواهد بود، استقبالي كه در روزهاي اخير شده و رزرو بليت براي روزها آتي، اين موضوع را ثابت مي‌كند. اما نوع مخاطبان «كابوس‌ها» با «آمديم، نبوديد، رفتيم» متفاوت است.

بازگرديم به تكنيك كار. شايد كابوس‌ها يكي از متفاوت‌ترين اجراهايي بود كه سالن‌هاي تئاتر كشور ما رفته است. طراحي صحنه كار به گونه‌اي است كه عمق ميدان را به نمايش مي‌گذارد كه معمولاً در فضاهاي سوررئال به كار برده مي‌شوند.

بله فضاي كار عمق دارد مانند زندگي ما.

عطرهايي كه در فضاي سالن پراكنده مي‌شود چه؟

مثل زندگي. . .

البته عطرهايي كه در فضاي سالن پراكنده مي‌شود، آنقدر تند نيست كه نيازي به ماسك‌هايي كه در ابتداي نمايش به مخاطبان مي‌دهيد، باشد.

خودش يك پرفورمنس بود. از طرف ديگر من نگران بودم كه سالخوردگان و كساني كه حساسيت ريوي دارند از اين عطرها آزار ببينند.

ايده استفاده از ابزارآلات عجيبي كه در طول نمايش به كاربرديد از كجا آمده است؟

ابزارآلاتي خيلي ساده بودند. خب ما با تكنولوژي روز جهان و ماشينيزمي كه در تئاترهاي كشورهاي توسعه يافته مورد استفاده قرار مي‌گيرد، يك دنيا فاصله داريم. چنين فضايي را در تمام تئاترهاي دنيا مي‌توانيد شاهد باشيد. زماني كه ما به فستيوال‌هاي تئاتر مي‌رويم، مي‌بينيم كه غالب تئاترهاي دنيا در اين سبك و سياق اجرا مي‌شود.

چرا نمايش‌هاي ما از اين فضاهاي تكنيكال دور هستند؟

به خاطر اينكه ما از جريان تئاتر روز دنيا بي‌اطلاعيم. راز عقب‌ماندگي ما در اين است.

نمايش شما، باعث بدعت‌گذاري در فضاي حال حاضر تئاتر كشور خواهد شد؟

استاد سمندريان پس از اينكه كار پيشين «آمديم، نبوديد، رفتيم»را ديدند، گفتند: اين گونه نمايش‌ها، يك جريان را در تئاتر به وجود مي‌آورد. كاش بودند و اين نمايش من را هم مي‌ديدند.

در نمايش‌هاي بعدي‌تان هم قصد ادامه اين فضاي سوررئال را داريد يا مي‌خواهيد فضا را بيشتر به فضاي رئال نزديك كنيد؟

تلاش من اين است كه در دو كار بعدي‌ام، با ايجاد پيوند ميان فضاي تجربي و تكنولوژيك اين اجرا با ظرفيت‌هاي نمايش‌هاي متن‌محور به گونه‌اي تازه دست يابم. فكر مي‌كنم دنياي خيال، قلمرو وسيعي براي پرواز دارد و صحنه تئاتر بايد به اين امر كمك كند.

بازيگران چطور؟ در نمايش‌هاي بعدي مي‌خواهيد از بازيگران چهره استفاده كنيد؟

اگردر تجربيات بعدي‌مان به بازيگر چهره نياز باشد مطمئن باشيد باز هم به سراغ آنها خواهم رفت و اگر اينطور نباشد خودم را در هيچ چارچوب و پيش فرض و قالبي محدود نمي‌كنم.

چه شد كه اين فضاي تو در تو را براي صحنه كار انتخاب كرديد؟

من پيش از اينكه تئاتري را آغاز كنم، صحنه تئاتر را در ذهنم ترسيم مي‌كنم. اين جزو اولين مولفه‌هايي است كه پيش از آغاز تمرين در ذهنم شكل مي‌گيرد. اين صحنه‌اي كه مي‌بينيد در روزهاي اول در ذهنم ايجاد شد.

عكس‌العمل مخاطبان را در زمان اجراي نمايش دنبال مي‌كنيد؟ چه واكنش‌هايي نشان مي‌دهند؟

بيش از هر چيز تحت تأثير نو بودن اجرا قرار مي‌گيرند اما در خصوص تماشاگران حرفه‌اي هيچ گاه نظر نمي‌دهم، چون آنها خودشان صاحب نظر هستند و حتماً نبايد نمايش‌هاي من را دوست داشته باشند. چون من هم تئاترهاي آنها را دوست ندارم. به باور من هر فردي، جنسي از تئاتر را دوست دارد و من به دموكراسي در اين مورد اعتقاد دارم.

سبك شما منتقدان زيادي هم دارد. . .

خب معمولاً زماني كه كسي با سبكي نو مي‌آيد مسلماً سيلي از انتقادات به سمتش هجوم مي‌آورند. اميدوارم صبرم زياد شود. خب من در حال تجربه هستم و بايد اين حق را به من بدهند. من نه جاي كسي را تنگ مي‌كنم و نه سهمي از كسي مي‌خواهم.

شايد به اين دليل است كه برخي مي‌خواهند تئاتر همان چيزي باشد كه خودشان مي‌خواهند.

خب اين اشكال دارد. من تئاتر آنها را قضاوت نمي‌كنم. به نظر من انواع مختلف تئاتر بايد به حيات خود ادامه دهند، تئاتر تجاري، تئاتر روحوضي، تئاتر كمدي موزيكال يا تئاتر حرفه‌اي. خب هر كس هر طور دوست دارد كار مي‌كند و هنر بايدي نيست و در اين ميان من به گونه‌اي كار مي‌كنم كه دوست دارم. اما برخي‌ها مي‌خواهند سبك و سليقه مورد نظر خودشان را به عنوان نمونه برتر به همه ديكته كنند. اين درست نيست. كسي كه ادعا مي‌كند كارهاي من تئاتر نيست مي‌تواند نگاهي به اجراهاي حال حاضر در فستيوال‌ها و كشورهاي ديگر بيندازد. شايد از نظر آنها همه در تئاتر دنيا در حال تئاتر كار نكردن و اشتباه كردن هستند. بايد به فضاي تجربه، آزمايش و گفت‌‌وگو در تئاتر احترام بگذاريم. به نظر من دنيا در حال حركت است و در دهه آتي تكنولوژي در تئاتر ما هم بيداد خواهد كرد. تكنولوژي مي‌تواند رؤياي مرا در صحنه تئاتر تعبير كند. حاصل آن، تئاتر زنده و پوياتر است. خب من اگر مي‌خواستم تئاتر تجاري كار كنم مطمئن باشيد بهتر از هر فرد ديگري با قواعدش آشنايي دارم. من از زماني كه دانشجوي تئاتر بودم يك سري رؤياها را در ذهنم داشتم كه كم كم دارم به آن رؤياها مي‌رسم. اينكه من به سبك و سياق ديگري روي آوردم به دو دليل بود اولي آشنايي‌ام با آتيلا پسياني و ديگري سفرهايي كه به خارج از كشور داشتم. همه اين مسائل باعث شد كه اين جنس از تئاتر را بيشتر دوست داشته باشم و سعي كنم تجربه‌اش كنم.

به نظر شما تئاتر خصوصي چه زماني مي‌تواند در كشور ما مسير صحيح خود را پيدا كند؟

اگر هويت سالن‌ها ايجاد شود هويت تئاتر خصوصي هم مي‌تواند شكل بگيرد و پيش از هر چيز سالن‌ها بايد به گروه‌هاي تئاتر و كمپاني‌هاي تئاتر واگذار شود و بعد از آن تئاتر خصوصي مي‌تواند شكل بگيرد. يادمان نرود زماني كه ما از تئاتر خصوصي سخن مي‌گوييم به اين معني نيست كه دولت در ازاي آن نبايد پول پرداخت كند بلكه دولت بايد به سالن‌ها و كمپاني‌هاي تئاتر بودجه اختصاص دهد و كمپاني‌ها هم بايد به ازاي پولي كه دريافت مي‌كنند تئاتر توليد كنند اما در كشور ما به گروه كارگردانان بودجه داده مي‌شود، اين اشتباه بايد تصحيح شود، تئاتر بايد خصوصي شود و بايد بودجه مخصوص به خودش را پيدا كند.

در پايان از گروه تئاتر سايه و برنامه‌هاي آتي آن بگوييد.

ما در حال ساماندهي گروه هستيم تا به يك كمپاني تئاتر حرفه‌اي تبديل شود و من به شما قول مي‌دهم كه يكي از كمپاني‌هايي كه در سه چهار سال آينده در تئاتر كشور حرفي براي گفتن داشته باشد، كمپاني تئاتر سايه خواهد بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار