ستارگان درخشان
اين اسطورهها ستارگان درخشاني شدند كه ميتوان با آنها راه را پيدا كرد. شهيد صحرائي سوري يكي از همين ستارههاست كه در آسمان پر نور گردان1پادگان ولي عصر (عج) تهران همواره ميدرخشد. سردار شهيد صحرائي سوري در سال 1339در شهر مذهبي نهاوند در خانوادهاي مذهبي پا به عرصه هستي نهاد. با تولد او مسئوليت مادر در تربيت و پرورش فرزندان بيش از پيش شد. پدر و مادر به رغم كمبود مادي ـ از عشق به معصومين ـ هر آنچه در دل داشتند به فرزندان خود آموختند تا در مسير كمال گام بردارند. «حاج مهدي سوري» پدر شهيد، باباي مدرسه بود و مدت سي سال در سازمان آموزش و پرورش به دانشآموزان خدمت كرد و كسب رزق حلال و تربيت صحيح فرزندان براي او در اولويت بود. از اين رو فرزندانش به غناي معنوي رسيده و امام زمان خويش را شناخته و ولايت پذيريشان زبانزد شد. مادر بزرگوار شهيد نيز در خدمت تربيت فرزندان و خانواده كوچك سوري بود و به رغم كمبود مادي، از عشق به معصومين هر آنچه در دل داشت، به فرزندان هم ميآموخت.
عبور از نردبان عشق
شهيد صحرائي سوري در همين نزديكيها، روي همين زمين خاكي به دنيا آمد. او بعد از شناخت راه و مسير اصلي زندگياش، با خيلي از تدابير و وسوسههاي شيطاني مبارزه كرد و جنگيد. خودش ميگفت:« براي رسيدن به آسمان بايد از نردبان عشق كه هر گامش گذر از پلههاي عمل به واجبات و اعمال صالحه است، عبور كرد.» خانواده سوري درسال 1340 به تهران مهاجرت كردند. به اين ترتيب دوران ابتدايي و هنرستان را در محل نازيآباد تهران سپري كرد. شهيد سوري با شور و اميد خود را وقف انقلاب و آرمانهاي آن نمود. هر جا كه احساس كرد مؤثر است، به خدمت خالصانه ميپرداخت. چنانچه در دوران مبارزات عليه رژيم پهلوي در كنار ملت ايران حضور و فعاليتهاي گستردهاي داشت.
محافظت از جماران
شهيد سوري مدتي پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، در سال 1358 وارد سپاه پاسداران شد و در گردان يكم از گروهان2 پادگان وليعصر (عج) به انجام وظيفه پرداخت. او مدتي نيز در حسينيه امام خميني (ره )، جماران محافظ بود. مدتي هم حفاظت از آيت الله بهشتي و مجلس را بر عهده داشت. حتي خانوادهاش بعد از شهادتش از بسياري از اقدامات و فعاليتهايش مطلع شدند. صحرائي با شروع غائله كردستان و ورود كومله و دموكرات به فرمان امام خميني (ره ) راهي كردستان شد و براي مقابله با گروههاي ضد انقلاب در پاوه و ديگر نقاط كردستان در اين خطه استقرار يافت تا انقلاب به دست نامردان و نامحرمان نيفتد و از آرمانهاي انقلاب و اسلام دفاع كند. شهيد سوري در آن روزها كارهاي ماندگاري انجام داد.
كربلاي بازي دراز سال 1360
صحرائي بعد از آغاز جنگ تحميلي به جبهههاي جنوب اعزام شد. در طي يكي از عملياتها در سال 1360نيروهاي اسلام با نيروهاي دشمن در ارتفاعات بازي دراز درگير شدند. يكي از همرزمانش در اين مورد ميگويد: پس از سه ساعت بارش خمپاره عراقيها بر سر نيروها، عراقيها دست از حمله بر ميدارند. مدتي بعد از قطع شدن آتش دشمن به سمت بچههاي ما يورش ميبردند وجنگ تن به تن شكل گرفت. يورش ناجوانمردانهشان همراه با هلهله و شادي بود. و نواي اللهاكبر و لاالهالاالله كه از طرف بچههاي ما به گوش ميرسيد. نهايتاً در درگيري دشمنان با نيروهاي اسلام صحرائي سوري در 28 روز از مرداد ماه 1360در ارتفاعات بازي دراز، به شهادت رسيد.
تشنه لب چون حسين (ع)
يكي از همرزمان ميگويد: بعضي از رفتارهاي صحرائي براي ما درس بود. ديدن بعضي از كارهاي ايشان، باعث ميشد ما بتوانيم در برابر مشكلات، مقاومت بيشتري داشته باشيم. او رفتار انسان دوستانهاي داشت. در تابستان سال 1360گردان يكم پادگان ولي عصر به ارتفاعات بازي دراز منتقل شد. هوا گرم بود. ما تعدادي قمقمه آب آشاميدني داشتيم كه آنها را بين بچهها تقسيم كرديم. قمقمه آب به ايشان نرسيد. خواستيم برايش آب بياوريم كه اجازه نداد گفت هر وقت همه بچهها نوشيدند بعد من مينوشم.
پشتيبان ولايت فقيه
شهيد صحرائي سوري عشق زيادي به امام و نظام مقدس اسلامي داشت و هميشه خود را سرباز امام خميني (ره) ميدانست و ميگفت: «در فتنهها كساني سر بلند و پيروزند كه هميشه پشت سر ولايت حركت كردهاند در حقيقت جدا شدن از ولايت جدا شدن صراط مستقيم است.» پدر و برادران شهيد هم در جبهه حضور داشتند و با شهادت ايشان اجازه ندادند كه پرچم ايستادگي بر زمين بيفتد و آنها رفتند تا از اسلام و نظام و ولايت پيروي كنند. ما افتخار ميكنيم كه امروز پشت سر ولايت فقيه هستيم. او هميشه سفارش ميكرد و به دوستان و خانواده ميگفت: از خدا ميخواهم تا شما را ياري كند تا آنچه در توان داريد در راه اسلام به كار ببنديد.
كلام آخر
حميد سوري كه خود از رزمندگان دوران دفاع مقدس است در پايان ميگويد: هم اكنون كه بعد از گذشت سالها نهال انقلاب از چشمهسار خون شهدا تناور گشت و نورسته شد. جاي دارد تا از همه مردم ايران از هر قشري با هر مسئوليتي و سمتي راه اين بزرگواران را ادامه داده و احياكننده ايثار و فداكاري در كلاسهاي ايمان باشند. تا انقلاب اسلامي ما مستحكمتر، پر صلابتتر به راه خود ادامه دهد و زنانمان زينبگونه با حجاب زهراپسند و مردانمان همچون سرور شهيدان حسين وار محكم قدم بردارند تا دست و پاي و فكر دشمنان را از سرزمين ايران و تمام دول اسلامي در تمام دنيا قطع و نابود كنيم و فرزنداني شجاع و با ايمان تربيت نماييم. ما با خون شهيدان معامله كردهايم و فقط سربلندي نظام مقدس جمهوري اسلامي را از خداوند خواستاريم.