
يكي از نكاتي كه در خصوص فيلم «گذشته» قبل از توليد آن بيان ميشد، فيلم فرانسوي- ايراني است. شايد بهانهاي كه بتوان فيلم را ايراني دانست، برخي از عوامل توليد و به ويژه شخصيت احمد (علي مصفا) كه در فيلم به عنوان يك فرد ايراني در داستان حضور دارد، است. تأمل در خصوص شخصيت احمد ما را به آن وجه ايراني بودن فيلم «گذشته» نزديك ميكند. لازم است فراموش نكنيم «احمد» در اين فيلم نماينده يك مرد ايراني و معرف طرز تفكر مردان ايران زمين در جهان عنوان شد.
علي مصفا مقتدرانه نقش مرد ايراني را بازي ميكند كه از خصلت كشور خود فقط پختن بلال و قورمهسبزي را يدك ميكشد. او همسر فرانسوي خود را به دلايلي نامعلوم ترك كرده و بعد از چهار سال بازگشته است تا تنها او را طلاق دهد. احمد گويي به كلي در اين چهار سال هيچ اطلاعي از خانوادهاش نداشته است و بعد از ورودش به خانه متوجه ميشود، همسرش مارين (برنيس بژو) با سمير (طاهر رحيم) كه پسري شش، هفت ساله دارد، زندگي ميكند. مارين كه از شوهر اولش دو دختر دارد در ازدواج دومش با احمد فرزندي ندارد و اين بار دل در گرو مردي فرانسوي داشته كه با يك بچه و زني در كما رفته با او در خانهاش زندگي شيريني را در غياب احمد شروع كردهاند.
فرض كنيد همسر فردي ايراني- اسلامي (جداي از مردانگي يا زنانگي) موقعي كه در عقد و همسر فرد ديگري است، با فرد ديگري رابطه زناشويي برقرار و با آن زندگي كند. براي جامعهاي كه در مسائل خانوادگي قداستها و حرمتهايي بسيار دارد كه بر آن تعصب ميورزد و پايبندي بدان را مهم ميداند، كنش يك مرد يا زن ايراني در مقابل چنين وضعيتي چگونه است؟ كنش احمد در مقابل چنين وضعيتي چگونه بود؟
عمق فاجعه در جامعه فرهنگ اسلامي- ايراني و عمق جذابيت در فرهنگ اباحهگر فرانسه زماني است كه احمد و مارين در دادگاه نشسته و منتظرند نوبتشان شود تا از يكديگر طلاق بگيرند كه احمد از او ميپرسد آيا در تصميمش براي طلاق جدي است و براي زندگي با آن مرد مطمئن است كه مارين با لبخندي از سر مسرت ميگويد اگر مطمئن نبود از آن مرد باردار نميشد و... آيا واقعاً فرهنگ و هويت ايران اسلامي ميپذيرد زني كه هنوز از شوهر خود جدا نشده، با مرد ديگري رابطه برقرار كند و تازه از آن باردار هم شده باشد. آيا واقعاً احمد اندكي رگ و ريشهاي ايراني دارد؟
احمد كه غيرت خود را در فرودگاه مهرآباد جا گذاشته نگران از كمبود كلسيم همسرش اين بار در نقش يك ناجي برميآيد و سعي دارد تنش بين مارين و دختر بزرگ او را حل كند. زماني كه او به وظايف انساني خود در بهبود شرايط و روابط خانواده مارين عمل ميكند با دادن هدايايي به دختران مارين و پسر مرد فرانسوي آنها را ترك ميكند.
اما چند نكته آزاردهنده در اين فيلم به قدري فاحش است كه امكان كتمان آنها وجود ندارد. نام اين مرد ايراني احمد است با ريشهايي بلند و مقطوعالنسل يعني آنچه موردپسند غرب است. صبح روز طلاق همه سر ميز صبحانه نشستهاند و اين احمد است كه سعي دارد راه فاضلاب ظرفشويي را باز كند يا شب اول پسر سمير با احمد هم اتاق شده و سمير با مارين همسر هنوز جدا نشده از احمد در طبقه پايين هم اتاق است! حال عكسالعمل احمد در چنين وضعيت اسفناكي چيست؟ نيمهشب با افتخار پسربچه سمير را به دستشويي ميبرد (اين رفتار احمد را بيش از اين تحليل نميكنم چراكه بسيار توهينآميز خواهد شد) و شايد اين انتظاراتي است كه غرب از ما به عنوان انسانهاي بيتفاوت و بدون تعصبات، چاه بازكن و... دارد و شايد مشكل مهاجران ايراني در غرب.
نكته حائز تأمل اين است كه احمد در تمام تنشها و مشكلات چند روزه آنها جانفشاني ميكند اما كليد نهايي مشكلات به دست خود مارين يا مرد سوم حل ميشود يعني آنها اجازه مداخله بيش از حد به عنوان تصميمگيرنده نهايي را به او نميدهند. جملهاي كه در يكي از ديالوگها بين بازيگران رد و بدل ميشود.
و بد نيست بدانيد آنچه اصغر فرهادي در اين فيلم نشان ميدهد ترسيمي از مرد ايراني است كه او ميپسندد، يك انسان غربزده شبهروشنفكر، ليبرال مسلك بدون برچسب اسلامي. او به مخاطب الگو ميدهد تا براي امروزي بودن، مدرن بودن و متمدن بودن بايد اينگونه بود حتي اگر ايراني باشيد و مانند احمد اين فيلم رحل قرآن به دست داشته باشيد. اما نكته جالب اين است در شبي كه دختر بزرگ مارين در اعتراض به ازدواج مادرش به خانه برنگشته و خود را به منزل يكي از دوستان احمد به نام شهريار رسانده، احمد بار ديگر سوپرمنوار به دنبال او ميرود تا او را به خانه بازگرداند اما با مترو و در زير باراني شديد، يعني مارين و مرد فرانسوي او را تا منزل شهريار با خودروي شخصيشان همراهي نميكنند تا به او كمك كنند و اين خفتي است كه فرهادي با اشتياق و افتخار از مرد ايراني به تصوير ميكشد. نكات بيشتري در خصوص احمد كه به عنوان نماينده ايران در داستان فيلم حضور دارد ميتوان گفت، اما آيا واقعاً احمد يك ايراني است؟!