پنجشنبه گذشته مطلب و گفتوگوي كوتاهي در روزنامه خودمان منتشر شده بود با اين عنوان كه «بسيج ميتواند عرصه فعاليت موسيقي سنتي را گسترش دهد.» در تمام سالهاي پس از انقلاب هرجا كه كار سخت شده و ديگر نهادها و مراكز از پيشروي بازماندهاند، بسيج و بسيجيان نشان دادهاند كه همچون سالهاي جنگ قادرند خطشكن باشند و راهگشا. چرا كه بسيج يك جريان آسماني و خستگيناپذير است. تنها در عرصه نبرد و كار با جنگافزار نيست كه اين نيرو قابليت دارد. در سالهاي سازندگي ديديم كه همين بچهها چطور به ميدان آمدند و بسياري از غيرممكنها را ممكن ساختند. در ميدان دانش و علم و فناوري نيز باز هنگامي كه پاي بسيج به ميان آمد، اين سرزمين طعم شيرين توانستن را چشيد. سالهاست كه همان روحيه خستگيناپذير در عرصه اردوهاي جهادي و نوع ديگر آن در كاروانهاي راهيان نور رخ نموده است.
اكنون بار ديگر ميدان نبرد تغيير كرده است. سخن از جنگ نرم و مقابله فرهنگي است. شايد بتوان اين عرصه را سختترين مأموريت بسيج تا امروز دانست. ميدان فرهنگ بسيار گسترده و پرخطر است. توانمنديها و تخصصهاي ويژه خود را ميطلبد. پيشروي در آن آسان نيست. از سينما و نمايشنامه و هنرهاي تجسمي گرفته تا شعر و رمان و ادبيات كودك و موسيقي و ... را شامل ميشود. بيشك بسيج و بسيجيان چنانكه تا امروز نشان دادهاند، فتح هيچ قلهاي دور از دسترس آنان نيست، در اين حيطه نيز با افزايش قابليتهاي خويش ميتوانند نيروي مورد نياز را تربيت كرده و همسو با آرمانهاي امام(ره) و انقلاب، يعني همان باورهايي كه روزگاري به خاطرش خاكريز به خاكريز جنگيدند، به ميدان درآيند.
بسيج هنرمندان با همين انديشه شكل گرفت. بايد راهي يافت تا در همه عرصههاي هنر و ادبيات اين بچهها متخصصاني چيره دست شوند؛ چهرههايي كه كيفيت آثارشان دهانها را ببندد و در همان حال عزمشان بر آن باشد كه محصولات فرهنگي توليدي با الفباي انقلاب همخواني داشته باشد. در اين ميان بايد پذيرفت كه موسيقي جبههاي خاصتر است. هنري كه مواجهه با آن حساسيتهاي ويژهاي را طلب ميكند. بيتعارف بايد اذعان كرد طي سالهاي اخير اين عرصه به حال خود رها شده و توجه لازم به آن صورت نگرفته است. نتيجه آن بود كه طي دورهاي با موجي از گروههاي زيرزميني و فعاليتهاي چندگانه و بالطبع سوءاستفاده دشمن از اين پريشاني روبهرو بوديم. اقبال نسل جوان به هنر موسيقي بلاانكار است. اغلب آنان هم قلبي صاف و روحي حساس دارند و اين هنر را براي بيان عواطف خويش برگزيدهاند. در اين ميان هنر ما بايد آن باشد تا اين امواج را به ساحل آرامش و سلامت رهنمون كنيم. بيگمان ورود بسيج به عرصه موسيقي و هدايت انبوه هواخواهان اين هنر به ويژه در نسل جوان ميتواند هم جلوي سوءاستفادههاي احتمالي و به انحراف رفتن آن را بگيرد و هم باعث رشد و تعالي موسيقي اصيل ايراني به ويژه در شاخههاي سنتي و مقامي شود. نوعي از موسيقي كه با شيوع موسيقي بيارزش غربي در حال فراموشي است. بسيج اينجا هم ميتواند نقش تاريخي خود را ايفا كند و احياگر باشد. بيشك رها كردن اين عرصه و چشم بستن بر آن جز كمك به انحراف آن نيست و بسيجيان هنرمند اينجا هم ميتوانند راه را بر انحراف ببندند.