کد خبر: 522351
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۴
اولين فرمانده سپاه در گفت‌وگو با «جوان» از چگونگي تشكيل اين نهاد انقلابي مي‌گويد
عليرضا محمدي
طرح تشكيل يك نيروي نظامي متشكل از فرزندان انقلابي كه حافظ دستاوردهاي نظام اسلامي باشد، انديشه‌اي بود كه حتي پيش از پيروزي انقلاب توسط تعدادي از مبارزان اسلامي كه مقابله مسلحانه با رژيم طاغوت را سرلوحه خود قرار داده بودند، طرح‌ريزي شده بود. به اين سان تنها چند روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي چهار تشكل بر مبناي چنين انديشه‌اي شكل گرفتند كه در نهايت بنا به تأييد امام(ره) و تحت نظر شوراي انقلاب قرار شد اين تشكل‌ها در فروردين سال ۵۸ جلساتي را براي ادغام با يكديگر برگزار كنند. با توافق به وجود آمده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در دوم ارديبهشت‌ماه ۱۳۵۸ به طور رسمي اعلام موجوديت كرد. احكام شوراي فرماندهي اين نيرو توسط شهيد بهشتي دبير شوراي انقلاب اسلامي صادر شد كه در آن نام جواد منصوري به عنوان اولين فرمانده سپاه درج شده بود. منصوري كه در جريان مبارزات انقلابي ۱۰ سال را در زندان‌هاي رژيم شاه سپري كرده و اينك نيز معاون اسناد و اطلاع‌‌رساني مركز اسناد انقلاب اسلامي است دقايقي همصحبت ما شد تا درباره چگونگي و روند تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت‌وگو كنيم.

اصلاً فكر تشكيل نهادي تحت عنوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از كجا شكل گرفت؟

قبل از پيروزي انقلاب با توجه به تجربيات نهضت‌هاي گذشته متوجه شده بوديم كه دشمنان بعد از پيروزي نهضت‌ها مجدداً سعي مي‌كنند آنها را از بين ببرند. در ايران و ساير كشورها اين تجربه تكرار شده بود. بنابراين تصور اينكه پس از پيروزي انقلاب نتوانيم حاكميت ملي خود را حفظ كنيم برخي از مبارزان انقلابي را به اين نتيجه رساند كه بايد يك سازمان نظامي جديد مركب از نيروهاي شركت‌كننده در انقلاب كه حافظ و فدائيان انقلاب اسلامي باشند به وجود آيد. سازماني كه هيچ گونه محدوديتي براي انجام اين رسالت يعني دفاع از انقلاب جلويش را نگيرد. به اين ترتيب پس از پيروزي انقلاب افراد متعددي در گوشه و كنار كشور به فكر تأسيس چنين تشكيلاتي افتادند. نظير «گارد ملي» كه دولت موقت پشت سر آن بود. «سپاه» كه از سوي چند گروه مبارز انقلابي به وجود آمد و همين طور كميته‌هاي پاسداران انقلاب اسلامي كه به صورت خودجوش تشكيل شدند و بعدها مجموعه‌هاي ديگري از اين كميته‌ها شكل گرفتند.

به اين ترتيب چندين سپاه تشكيل شده بود. اگر امكان دارد كمي به آنها بپردازيم و اينكه روند تشكيل سپاه پاسداران يعني همين نهادي كه اكنون وجود دارد چگونه صورت گرفت؟
به غير از گارد ملي كه از سوي دولت موقت به وجود آمده بود، تشكيلاتي با محوريت شهيد محمد منتظري شكل گرفت. دومي از سوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به وجود آمد و سومي هم مركب از تعدادي از دوستاني بود كه در زندان‌هاي رژيم پهلوي مدتي را با هم سپري كرده بوديم. در اين تشكيلات چهارم بنده حضور داشتم به همراه آقايان عباس آقازماني (معروف به ابوشريف)، عباس دوزدوزاني و ابراهيم محمدزاده كه علاوه بر جدايي اين چهار تشكيلات از هم، اختلافاتي نيز سر اينكه سازمان جديد زير نظر رهبري باشد يا دولت وجود داشت. دولت موقت عقيده داشت كه سپاه بايد زير نظر دولت باشد. استدلال‌شان هم اين بود كه دولت مسئول اداره كشور است اما ما و دو گروه ديگر مي‌گفتيم بايد زير نظر رهبر باشيم چراكه دولت‌ها تغيير مي‌كنند و هر دولتي بنا به مصالح خود مقطعي تصميم مي‌گيرد. از سوي ديگر پيچ و خم‌هاي دستگاه اداري نمي‌تواند چنين نيروي انقلابي را تحمل كند. اين اختلاف عقيده‌ها نهايتاً منجر شد كه گروه‌هاي ذكر شده زير نظر شوراي انقلاب جلساتي را تشكيل دهند تا روي چهار محور كلي به توافق برسند. اول ادغام و تشكيل يك سازمان منسجم. دوم تدوين اساسنامه تشكيلات جديد. سوم مشخص كنند سپاه زير نظر چه مرجعي باشد و چهارم تعيين شوراي فرماندهي سپاه، نهايتاً پس از حدود ۲۰ شبانه‌روز بحث‌هاي فشرده در اواخر فروردين سال ۵۸ با تهيه اساسنامه، چارت تشكيلاتي سپاه مشخص شد. همچنين شوراي فرماندهي تعيين و مقرر شد سپاه زير نظر رهبر باشد. بعد از آن با هماهنگي كه با حضرت امام خميني(ره) صورت پذيرفت، احكام مربوط به اعضاي شوراي فرماندهي سپاه توسط شهيد بهشتي به عنوان دبير شوراي انقلاب اسلامي صادر شد تا به طور رسمي سپاه پاسداران در دوم ارديبهشت ۵۸ تأسيس شود.
قبلاً عنوان شده بود دولت موقت با اين مسئله كه سپاه زير نظر رهبر باشد مخالف بود، چطور در جريان ادغام پذيرفتند اين امر صورت بپذيرد؟ بعدها همكاري‌شان با سپاه پاسداران چطور بود؟
اين طور نبود كه دولت موقت و همچنين افراد گارد ملي كه در جلسات حضور داشتند به سادگي اين مسئله را بپذيرند. بلكه پس از بحث‌هاي زياد براي ادغام و همچنين تصميماتي كه گرفته شد تعدادي از گارد ملي‌ها از تشكيلات خارج شدند. افرادي چون سازگارا، دانش منفرد و غرضي از اين جمله بودند. پس از ادغام و تشكيل سپاه پاسداران نيز دولت موقت نظر مساعدي روي ما نداشت. دولت موقت اعتقاد داشتند سپاه مزاحم دولت است و حتي تبليغات منفي عليه ما مي‌كردند. سپاه را مزاحم خود معرفي كردند و پيش امام نيز از ما گلايه مي‌كردند. البته امام همواره حامي سپاه بودند و حتي بيان داشتند كه بارها به دولت و شوراي انقلاب گفته‌ام اگر سپاه نبود كشور هم نبود. با اين وجود در اوايل، دولت موقت از دادن سلاح و بودجه به ما خودداري مي‌كرد. بعدها با فشار شوراي انقلاب كمي همكاري كرد اما آنچنان همكاري مؤثري نداشت تا اينكه دولت استعفا داد و سپس شوراي انقلاب همكاري مؤثرتري با سپاه انجام داد.

چطور شد كه شما به عنوان اولين فرمانده سپاه انتخاب شديد؟ اينكه افرادي چون سازگارا و دانش منفرد نيز ادعا كرده‌اند اولين فرمانده سپاه بوده‌اند، از كجا ناشي مي‌شود؟
قبلاً عنوان شد كه پيش از قضيه ادغام، گروه‌هاي متعددي تشكيلات نظامي را به وجود آورده بودند كه سازگارا و دانش منفرد فرماندهي سپاه مدنظر خود يا همان گارد ملي را عهده‌دار بودند اما با ادغام گروه‌ها كه مورد تأييد امام(ره) و شوراي انقلاب بود، احكام فرماندهي كه توسط شهيد بهشتي صادر شد وجهه قانوني داشتند اما درخصوص انتخابم بايد بگويم بنده تنها كسي در مجموعه حاضر در جلسات بودم كه كسي نظر مخالفي روي من نداشت. لذا بيشترين رأي به بنده داده شد. شوراي انقلاب هم اين نظرات را پذيرفت. البته بايد بگويم كه خودم فرماندهي را قبول نمي‌كردم. دوست داشتم در زمينه‌هاي فرهنگي و سياسي فعاليت كنم و همين را هم دليل آوردم ولي دوستان اعتقاد داشتند در اين شرايط كه روي شخص ديگري توافق صورت نمي‌گيرد، من فرماندهي را ولو به صورت موقت قبول كنم. بنابراين حكم فرماندهي بنده به مدت شش ماه صادر شد.

ماجراي كناره‌گيري از مسئوليت‌تان چه بود؟ ظاهراً بيش از مدت شش ماه فرماندهي را برعهده داشتيد؟
من دقيقاً ۱۰ ماه اين سمت را برعهده داشتم و پس از اينكه بني‌صدر فرمانده كل قوا شد، از آنجايي كه اعتقاد داشتم او فردي خائن است روز بعد از سمت فرماندهي استعفا دادم. يعني بني‌صدر در روز دوم اسفند ۵۸ حكم گرفت و من سوم اسفند استعفا دادم.

بعد از آن به طور كلي از سپاه كناره گرفتيد؟
پس از كناره‌گيري از فرماندهي با توجه به اهميت فعاليت‌هاي فرهنگي و آثار سياسي و امنيتي آن و اينكه در سفرم به شهر‌هاي مختلف متوجه شده بودم گروه‌هاي ضدانقلاب از خلأ ضعف فرهنگي براي جذب جوانان سوء‌استفاده مي‌كنند، بخش فرهنگي سپاه را تأسيس كردم. در اين بخش راه‌اندازي برنامه‌هاي راديويي و تلويزيون سپاه، مجلات متعدد چون پيام انقلاب، نهال انقلاب، داير كردن كتابخانه در مراكز سپاه و فعاليت‌هاي گسترده ديگر صورت پذيرفت كه اتفاقاً مورد مخالفت جدي ضدانقلاب هم قرار گرفت كه نشان مي‌داد فعاليت‌هاي بخش فرهنگي تا چه ميزان مؤثر بوده است. درخصوص نشريه پيام انقلاب بايد بگويم كه در زمان خودش تبديل به قوي‌ترين نشريه سياسي مذهبي كشور شد و بازتاب‌هاي بسياري داشت. به هرحال تا فروردين سال ۶۰ در بخش فرهنگي بودم تا اينكه شهيد رجايي در اين زمان از من خواست به وزارت خارجه بروم و كمي بعد به عنوان معاون فرهنگي و كنسولي وزارت خارجه مشغول شدم و اين پايان حضورم در سپاه بود.

در آن مقطع ۱۰ ماهه كه فرمانده سپاه بوديد چه اقداماتي انجام داديد؟ مي‌خواهيم از اين رهگذر به شمه‌اي از فعاليت‌هاي سپاه در ماه‌هاي آغازين تأسيسش برسيم.
در چند ماه آغازين تأسيس سپاه كشورمان دستخوش حوادث بسياري بود كه مقابله با گروه‌هاي تجزيه‌طلب در پنج جريان اصلي گنبد، آذربايجان، بلوچستان، خوزستان و كردستان از اقدامات مؤثر سپاه در همان سال ۵۸ بود كه ضربات بسياري به ضدانقلاب وارد آورد و باعث شد آنها براي مقابله با سپاه با يكديگر متحد شوند. گذشته از مورد ذكر شده، در اين مدت اقدامات ديگري چون گسترش و سازماندهي سپاه در بيشتر مناطق كشور، پيگيري و بحث آموزش نيروها، ايجاد دفتر سياسي سپاه براي بالابردن آگاهي‌هاي سياسي پاسداران و مردم صورت پذيرفت كه اين دفتر در افشاي چهره ضد انقلاب و ماهيت دولت‌هاي استكباري چون امريكا و انگليس بسيار مؤثر عمل كرد. همچنين تأسيس بخش‌هاي «فرهنگي» و «اطلاعات» سپاه از ديگر اقدامات بود كه واحد اطلاعات به سرعت تبديل به كارآمدترين بخش‌هاي اطلاعاتي كشور شد. بعدها عمده نيروهاي وزارت اطلاعات از همين بخش جذب شدند. نهايتاً اينكه سپاه از همان ابتداي تشكيل خود به عنوان كمك به ساير نهادهاي انقلابي چون جهادسازندگي و نيز دولت خدمات زيادي را به مناطق محروم كشور ارائه داد.

با توجه به اينكه اغلب نيروهاي سپاه از جوانان انقلابي بودند كه آشنايي چندان با مسائل نظامي نداشتند، امور آموزشي سپاه چطور انجام مي‌گرفت؟
در اوايل تأسيس سپاه ما براي آموزش‌ افراد، تعدادي از نيروهاي ارتش يا شهرباني را در اختيار مي‌گرفتيم كه يا به سپاه مأمور مي‌شدند يا از افراد بازنشسته‌اي بودند كه براي آموزش به جمع پاسدارها مي‌آمدند. به عنوان نمونه خود شهيد كلاهدوز يك ارتشي بود كه مسئوليت آموزش سپاه را برعهده گرفت و در اين مسير خدمات زيادي نيز ارائه داد. بعد از حدود دو سال نيز سپاه آن قدر نيروي آموزش ديده داشت كه ديگر از اين حيث بي‌نياز شد.

سپاه در ۳۴ سال فعاليت خود گستردگي بسياري يافته اما با وجود خدماتي كه ارائه داده، مخالفت‌هاي زيادي با اين نهاد انقلابي حتي در داخل كشور مشاهده مي‌كنيم، ريشه اين عداوت‌ها از كجا ناشي مي‌شود؟
كساني كه عليه سپاه صحبت مي‌كنند شايد نظرشان تخيلي باشد. اما ما در دنياي واقعي زندگي مي‌كنيم و اين طور احساس مي‌شود كه از برخي مخالفت‌ها در داخل كشور بوي دشمني‌هاي شخصي مي‌آيد. چراكه برخي از افراد با فعاليت‌هاي سپاه نظرشان تأمين نشده و اين طور كينه دروني خود را نشان مي‌دهند. البته مسلم است به خاطر خدمات بي‌بديل سپاه در تثبيت نظام اسلامي، رد پاي شيطنت‌هاي عوامل خارجي در برافروختن اين گونه انتقادها را مشاهده مي‌كنيم كه همگي از نقش ارزنده سپاه در حراست و تثبيت نظام اسلامي حكايت مي‌كنند.

اوايل انقلاب برخي از گروه‌ها شائبه‌ انحلال ارتش و تشكيل يك نيروي نظامي جديد را مطرح مي‌كردند، چطور شد كه علاوه بر تشكيل سپاه، ارتش نيز حفظ شد؟
امام(ره) قبل از انقلاب فرموده بودند ما مي‌دانيم بدنه ارتش از افراد مسلمان تشكيل شده و ما قصد انحلال ارتش را نداريم. اين نظر اغلب انقلابيون نيز بود اما بعد از پيروزي انقلاب برخي از گروه‌هاي ماركسيستي و برخي ديگر از گروه‌هاي به ظاهر مسلمان چون مجاهدين (منافقين) خلق، شعار انحلال ارتش را مطرح مي‌كردند. نظرشان هم اين بود كه با اين كار يك خلأ ‌قدرت در كشور به وجود بيايد تا بتوانند از فرصت به وجود آمده استفاده كنند. اما سپاه با مأموريت‌هاي مشخص و تعريف شده‌اي تأسيس شد كه در قانون اساسي نيز نوع رابطه‌ و همكاري‌اش با ساير نيروهاي مسلح همانند ارتش تصريح شده است.

اگر از شما خواسته شود نمره‌اي به بيش از سه دهه عملكرد سپاه بدهيد آن نمره چه خواهد بود؟ به نظر شما نيازي بود كه سپاه تا اين ميزان گسترش يابد؟
البته من نمي‌توانم چنين نمره‌اي را بدهم و كساني كه در داخل اين نهاد هستند و از نزديك امور را مشاهده مي‌كنند مي‌توانند نمره بدهند اما به عنوان كسي كه از بيرون نگاه مي‌كند، با توجه به خدمات شايان توجه سپاه به نظام اسلامي و اينكه در اغلب حوادث و رويدادها پشتيبان كشور و ملت بوده، شايد بتوان به آن نمره ۱۹ يا حتي ۲۰ داد. درخصوص گسترش سپاه بايد گفت هرچند به نظر مي‌رسد سپاه مي‌توانست به برخي از فعاليت‌هاي خدماتي نظير دانشگاهي و پزشكي ورود پيدا نكند اما از آنجا كه در قانون اساسي تصريح شده سپاه بايد حافظ نظام و دستاوردهاي آن باشد، اين نيرو در تمامي رويدادهايي كه احساس نياز بوده فعالانه وارد عرصه شده است. چه اين موارد كمك به زلزله‌زدگان يا مبارزه با قاچاقچيان يا حتي ريشه‌كني فلج اطفال و... باشد. مسلماً نهادي كه مي‌خواهد حافظ نظام اسلامي باشد، نبايد محدوديتي در اين مسير مقابلش ايجاد شود و اين همان راهي است كه سپاه پاسداران طي كرده است.

به عنوان كسي كه اولين تجربيات مديريتي خود را از سپاه آغاز كرده‌ايد، كادرپروري توسط اين نهاد انقلابي را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي صرفاً يك تشكيلات نظامي نيست. با ورود به مسائل گوناگوني چون امنيتي، سياسي (به معناي عام آن)، فرهنگي، نظامي و حتي مباحث محروميت‌زدايي، افرادي كه در اين تشكيلات فعاليت مي‌كنند تجربيات بسياري كسب مي‌كنند. مثلاً كسي كه درگير مسائل مرزي و امنيتي و... مي‌شود و سال‌ها تجربه مديريت در شرايط سخت را پشت سرمي‌گذارد، مسلماً مي‌تواند از اين تجربيات در بخش‌هاي ديگر نيز بهره ببرد. علاوه برآن اغلب اين افراد امتحان خود را در آزمون‌هاي مختلف پس مي‌دهند و به عنوان نيروهاي قابل اعتماد به خدمت نظام اسلامي ادامه مي‌دهند.

شما دل‌تان براي موقعي كه در سپاه بوديد تنگ نمي‌شود؟ اصلاً از اينكه از اين نهاد كنار رفتيد پشيمان شده‌ايد؟
طي اين سال‌ها آن قدر درگير كارهاي مختلف بودم كه كمتر پيش آمده به مسائلي چون دلتنگي و غيره فكر كنم. قبلاً هم گفتم كه علائق من بيشتر متمايل به مسائل سياسي و فرهنگي بود و چون تاكنون تأليفات و فعاليت‌هاي گوناگون در اين زمينه‌ها داشته‌ام، احساس پشيماني نكرده‌ام. اگر هدف خدمت باشد، سنگر و كسوتش مهم نيست، مهم تلاش در اين مسير و كوشش در جهت نيل به آن هدف است كه مهم‌ترين هدف كسب رضايت و تقرب به خداوند تبارك و تعالي است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار